این داستان: تیم همیشه در صحنه

عید سال 91 بود، دور هم با دوستان نشسته بودیم  که یکی از دوستانم از داخل کیف دستی خودش یک پکیج آنتی ویروس کسپرسکی بیرون آورد.

آن پکیج را برای یادگاری نگه داشتم.

کسپرسکی

 

به دوستم گفتم: خُب این چی هست؟

گفت: این آنتی ویروس هست.

گفتم: کارش دقیقا چیه؟ (من خیلی تعطیل بودم در زمینه تکنولوژی)

گفت: دیدی دائما ویندوزت خراب میشه باید ببری عوضش کنن. اگر این را داشته باشی دیگه لازم نیست این کار رو بکنی. (بنده خدا ساده توضیح می داد من بفهمم)

عید تمام شد و من تصمیم داشتم در حوزه رشته خودم (عمران) شروع به فعالیت کنم. به خودم گفتم این کار را به صورت پارت تایم انجام می دهم. دوست دیگر من هم که در بوشهر بود به صورت پارت تایم شروع به این کار کرد.

حدود 2 الی 3 تا مغازه در شیراز را رفتم برای بازاریابی محصول. در تابستان همان سال بود که وارد خلیج فارس شدم برای کار کردن.

تا شد شهریور ماه. به دلیل عمل کوچکی، یک هفته به ناچار در خانه بستری شدم. آن زمان هنوز اتوماسیون شرکت راه نیافتاده بود و میزان فروش آنتی ویروس اورجینال از طریق sms برای ما ارسال می شد. یک هفته ای که در خانه بستری بودم حدود 200 یا 300 هزار تومان کار کردم (این پول برای من خیلی بود). به خودم گفتم پس این کار جواب می دهد. از تخت که بلند شوم حتما اقدامی اساسی خواهم کرد.

به محض اینکه توانستم شروع به کار کنم، اولین اقدامم این بود که دیگر خلیج فارس نرفتم.

بخش عمده ای از مغازهای نرم افزاری شیراز محصولم را پرزنت کردم و موافقت آن ها را جلب کردم. آن دوست من هم یواش یواش موتورش روشن شد. او نیز همین کار را با بوشهر، بندرعباس، کرمان، مشهد و ارومیه کرد. من هم یاسوج، اصفهان و تهران را گرفتم. البته زحمت بازاریابی مویرگی محصولات تهران به دوش دوست خوبم مصطفی افتاد.

 

یک مطلبی داخل پرانتز بگم: کامل خاطرم هست که زمانی که یکی از دوستان دیگر من برای این کار می خواست در تهران وارد شود، یک روز به من زنگ زد خیلی شاکی بود. گفتم چی شده؟

گفت: این مصطفی چجوری کار کرده، تا نرم افزار های توی کوچه محله ما را هم پرزنت کرده. چیزی دیگه نمونده من بخوام استارت بزنم.

 

برگردیم به داستان

آن زمان، بزرگ بازار در فروش کسپرسکی، شرکت آواژنگ بود. یک سال بعد از فعالیت ما نه تنها آواژنگ بلکه خیلی شرکت های بزرگ دیگر سهم بازار خود را از دست دادند. حدود 3 سال گذشت آینده فعالیت را در بازار آنلاین دیدم.

از آن سال فراز و فرود های بسیاری داشتیم. اما تیم من همیشه من را حمایت کردند. تا به امروز که از لحاظ رتبه الکسا، سایت مرکزش رتبه یک آنتی ویروس فروشان ایران است.

من این بُرد و دستاورد بزرگ را قطعا و یقینا از حمایت و زحمات شبانه روزی تیم خودم می دانم و از همین جا از تمام آن ها تشکر می کنم و به آن ها دست مریزاد و خسته نباشید می گویم.

می دانم که با این تیم  می توان بر قله های بلندتری ایستاد. امیدوارم همیشه در حدی باشم که افتخار این را داشته باشم که با این تیم همکاری کنم.

 

با تشکر

حمید طهماسبی
این داستان: تیم همیشه در صحنه
4.7 امتیاز از 15 رای

5 دیدگاه برای “این داستان: تیم همیشه در صحنه

  1. به نظر من داشتن یک تیم خوب که تشکیل شده باشه از بهترین دوستایی که داری چیزیه که واقعا میشه بهش افتخار کرد هر چند به عنوان عضو کوچک این تیم هم که باشم بهترین لحظات رو چه از نظر رفاقت و چه از نظر کار با هم تجربه کردیم و من خوشحالم که با بهترین دوستانم تونستیم بهترین تیمی که میشه ساخت رو داریم.

    ممنون از حمید که به عنوان بهترین رفیق همیشه در کنارم بوده و در جایگاه رهبری تیم بهترین انتخاب ها رو داشته و اطمینان دارم بهترین انتخاب زندگی من هم از لحاظ رفاقت و هم کار حمید بوده و خواهد بود.

    به امید موفقیت های بیشتر با تیمی بسیار ارزشمند که تشکیل شده از رفاقت و دلسوزی همه اعضای تیم بخصوص رهبر این تیم حمید عزیزم…

  2. تبریک ویژه میگم حمیدجان برای شنیدن از موفقیت های تو سراپا گوشیم.
    نکته جالب اعتراف قشنگی بود که تو نوشته ات بود تعطیل بودن توی تکنولوژی، و اینکه حالا به کجارسیدی خیلی توش درسه و بابت این جسارت هم بهت تبریک میگم.

  3. حمید جان پشتکار فراوان خودت و تیمت رو بهت تبریک میگم. امیدوارم همیشه افراد با انگیزه و تلاشگر و امیدوار به آینده در کنارت باشن.

  4. حمید عزیزم این موفقیت بزرگ رو بهت تبریک میگم . تیم منسجم ، کوشا ، ساعی ، مستعد و هدفمند در کنار صبری که تو به مجموعه تزریق کردی ، امروز تونسته در مسیری که دارای رقابت سنگین هست با یک سر و گردن بالاتر از رقبا قرار بگیره و اسم خودش رو به عنوان سایت اول ایران معرفی کنه .
    ممنون از تو و مجموعه ی پر تلاش همیشه در صحنه

  5. سلام
    هنوز یک سال نیست که این افتخار نصیب من شده که با این تیم «فوق العاده» آشنا شدم و به جرأت میتونم بگم چیزهای ارزشمندی از تک تک اعضای این تیم یاد گرفتم و این ۹ ماه، از ارزشمندترین زمان های زندگی من بوده.
    با این تیم بودن روزهای هدفمندی رو واسه آدم رقم میزنه😊
    به امید روزهای بهتر😉 ممنون از تک تک اعضای این تیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *