این داستان: کپی نکنیم، اگر می کنیم بگیم

یک زمانی ارتباطات به این شکل نبود و اصطلاحی به اسم “دهکده جهانی” وجود نداشت.

 

می توانستیم خیلی راحت کارهای دیگران، مقالات، اختراعات، دستاوردها و حاصل دسترنج دیگران را به نام خودمان ثبت کنیم.

در ایران به دلیل ضعف در زبان انگلیسی و تحریم ها این کار بسیار هم راحت تر بوده و هنوز هم هست.

اما با ورود به دنیای تکنولوژی و عصر connectedness این کار بیش از پیش سخت شده است یا اگر سخت هم نباشد ریسکش بسیار افزایش پیدا کرده. دیگر نمی توان خیلی راحت در سمیناری ظاهر شد و یکی از تحقیقات مطرح شده در TED را بدون ذکر منبع از طرف خودمان مطرح کنیم. آگاهی عمومی و دسترسی همه به تمام اطلاعات به صورت رایگان خوشبختانه یا متاسفانه افزایش پیدا کرده است.

همانطور که قبلا هم گفتم من سعی می کنم که هر روز یکی از سمینارهای TED را ببینم. با کمال تعجب ظرف یک هفته گذشته مشاهده کردم که برخی دقیقا همان صحبت ها را مطرح می کنند، گویی حاصل تحقیق خودشان هست. شاید شاید این رفتار را سه الی چهار سال پیش می شد پذیرفت (که همان هم اشتباه است) اما در حال حاضر چگونه می توان ریسک کرد و این کار را انجام داد.

اعتبار پس چه می شود؟

یعنی اینقدر راحت می شود صحبت کرد و این رفتار را داشت؟

به دلیل اینکه این مطلب باعث دلخوری نشود من از کپی کاری در زمینه ی دیگری اینجا کلیپی بارگذاری می کنم.

 

 

می گویند یکبار در محفلی، شخصی شعری از حافظ می خواند و بعد می گوید این شعر را خودم سراییده ام. یکی از حاضران گفت این شعر از حافظ است چند قرن پیش شما اصلا نبوده اید. آن شخص گفت: همان دیگر، چون من نبوده ام حافظ شعر را به نام خود ثبت کرده اگر بودم که اجازه چنین اتفاقی را نمی دادم.

کل صحبت من : به نظرم در دنیای امروز بهتر است بیش از پیش به رفرنس دادن توجه کنیم، اگر پرسنال برندینگ یکی از دغدغه هایمان است.

ماز جبرانی از کمدین های فوق العاده است و من هم خیلی دوستش دارم. او در TED هم دو سخنرانی دارد. 2010 , 2012 (پیشنهاد می کنم ببینید بسیار جالب و خنده دار است).

 

با تشکر

حمید طهماسبی

 

این داستان: کپی نکنیم، اگر می کنیم بگیم
4.9 امتیاز از 10 رای

3 دیدگاه برای “این داستان: کپی نکنیم، اگر می کنیم بگیم

  1. اون ایرانیه چقدر خودش رو تکون میده و داد میزنه. اما آقای جبرانی ایستاده و تعریف میکنه و از دستش به درستی استفاده میکنه.
    از این مورد نمی تونم یه نتیجه ی کلی بگیرم، اما چنین موارد کپی برداری ای رو که گه گاه دیدم، یک چیز بینشون مشترک بوده. اینکه فرد کپی کار دست و پای بیشتری میزنه تا اون کار رو به اسم خودش تموم کنه.

  2. حمید یکی از بچه‌های متمم می‌گفت رفته دوره آموزش مذاکره تو شرکتشون. دیده حرف‌های مدرس تکراری هست طوری که اسلایدها هم دقیقاً اسلایدهای محمدرضا بوده. این بنده خدا هم اعتراض کرده ولی بقیه همکاراش تعجب کردن که چرا این از کوره در رفته. کلاً اوضاعیه. ما ملت کپی کار. با اومدن اینترنت که وضع بدتر شده.

  3. درود اقای طهماسبی
    مطلب جالبی هستش
    در همین مورد یادمه که یک زمانی که خیلی دنبال یک اموزش کاربردی در مورد شیوه هدف گذاری میگشتم از طریق نتایج گوگل وارد وبسایت یک به اصطلاح استاد شدم که بهتر میدونم اسمی از ایشون نبرم
    زیاد از کیفیت محصول راضی نبودم ولی خب نهایتا یک چیزهایی هم یاد گرفتم ازش .
    بعدها که کتاب هدف گذاری برایان تریسی رو خوندم متوجه شدم که اون محصولی که قبلا خریده بودم یجورایی کپی پیسته همین کتابه !!
    حتی مثالی که اقای تریسی زد و گفت که یک نفر پیش من اومده و فلان مسئله رو مطرح کرده و منم به این شکل بهش جواب دادم رو اون اقا به نام خودش ثبت کرده بود !!

    همونطور که توی مطلب عنوان شده با همه گیر شدن اینترنت روز به روز این شکل از کپی برداری بیشتر از رونق میفته .

    سپاس بابت مطالب مفیدی که مینویسید .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *