پارادایم

قبلا در مورد جو بارکر نوشته بودم و به تحقیقات او در زمینه “بینش داشتن” نسبت به آینده و تاثیر آن بر زندگی صحبت کردیم.

این بار، بازهم به سراغ جو بارکر می رویم تا برای ما در مورد “پارادایم” صحبت کند.(مدل ذهنی)

پارادایم

در سال های 1965، سالانه 65% از کل ساعت های دنیا را سوئیس می ساخت و توانسته بودند از تمام سود این صنعت 90% آن را به دست آورند.

واکنش ساعت سازان سوئیسی در مقابل اولین ساعت الکترونیکی: چرخ دنده ها کو؟ بلبرینگ ها کجا رفتند؟ در نتیجه کلاً آن ساعت را رد کردند. بعد از رد کردن پیشنهاد در طی 10 سال، سهم بازار ساعت های سوئیسی 10% و سود حاصل آن به کمتر از 20% کاهش یافت. در همان زمان ژاپنی ها سهم خود را از کمتر از 1% به بیش از 30% افزایش دادند.

نه ساعت سازان سوئیسی احمق بودند و نه کله شق و نه محققان اطلاعات کمی به آن ها داده بودند. آن ها از تغییر در پارادایم  عقب افتادند.

کلمه پارادایم برای توضیح دادن تغییرات اساسی به کار می رود. تام اسکان، مورخ و دانشمند اولین بار تئوری تغییر پارادایم را توضیح داد، در کتاب “اساس تحولات علمی”

کلمه پارادایم اول وارد متون علمی شد. این کلمه از ریشه لاتین “پارادیگما” آمده است که به معنی “الگو و مدل” است.

یک پارادایم مجموع اصول و قواعدی است که دو کار انجام می دهند:

  1. یعنی از اصول حد و مرزهایی برای یک محدوده ایجاد می کنند (زمینه تخصصی شما چیست؟)
  2. باقی اصول مشخص می کنند چطور برای کسب موفقیت در دایره آن محدودیت ها عمل کنیم.(مثلا وقتی می گوییم، بگذارید نشان دهم ما در اینجا چطور عمل می کنیم)

تغییر پارادایم زمانی انجام می گیرد که اصول به طور اساسی تغییر یابند.

تغییر پارادایم = تغییر آینده

چهار اصل کلیدی در تغییر پارادایم :

چه وقت یک پارادایم جدید ظهور می کند؟

پارادایم

چه زمانی مایل به گوش دادن پارادایم جدید هستیم؟

معمولاً تا قبل از C اتفاق نمی افتد و فقط زمانی که در C بحرانی می شود اتفاق می افتد.

اگر مایل باشید برای ساختن آینده مان در مقام رهبری قرار گیریم این راه طولانی به نظر می رسد. پس توصیه ای دارم، موقعیت خود را روی پارادایم خود مشخص کنید. در این صورت می توانید به محض ورود پارادایم جدید آماده باشید و نه زمانی که وضعیت بحرانی بوجود آمد.

  • چه کسی قادر به کشف پارادایم های جدید است ؟
  • چه کسی درصدد است که کار و یا حتی زندگی شما را به طور اساسی تغییر دهد؟

تعجب نکنید

ان در واقع کسی است که با آگاهی کمی نسبت به پارادایم شما دارد و یا اصلاً آگاهی ندارد.

فردی از بیرون

عکس العمل منطقی در مقابل همچین آدمی که از کار شما هیچ سر در نمی آورد و در نهایت موفقیت از شما می خواهد که، موفقیت خود را پنهان کنید، چیست؟ وقتش رسیده همه چیز را تغییر دهید، مسلماً به دلایل بدیهی با او مخالفت خواهید کرد چطور این شخص قادر است چیز مفیدی بداند.

اصل 1: پارادایم های جدید قبل از آنکه بخواهیم یا نیاز به آن ها داشته باشیم ظهور می کنند.

دو اصل قدیمی پارادایم زخم معده:

  1. به دلیل محیط فوق العاده اسیدی معده هیچ باکتری در آن قادر به رشد نیست.
  2. زخم های معده نشانه فشارهای عصبی هستند. دکتر وارن نمونه هایی را از باکتری در معده یافت (با اصل 1 تناقض دارد) 90 درصد از کسانی که این باکتری در معده اشان است زخم معده دارند.

بعد از 30 بار آزمایش و کمی شانس توانستند باکتری را کشت کنند. بعد از دو سال با کمک دکتر وارن و دکتر مارشال برای آن قرص تهیه کردند. بعد از حضور آن ها در مجامع بین المللی هیچ توجه ای به آن ها نشد و بعد از 10 سال که به کشف خود نایل آمد موفق به گرفتن تاییده گردید.

چرا 10 سال طول کشید؟ چون دکتر مارشال در زمینه کشف خود، مدرک تحصیلی و اعتبار نداشت.

( این وضع دشوار در مورد تمام تغییر دهندگان پارادایم صادق است.)

خارج از پارادایم خود کسی را پیدا کنید که اصول شما را مورد مجادله قرار می دهد. (انتقاد پذیر باشید)

کسی که پارادایم خود را تغییر می دهد چیزی از دست نمی دهد بلکه فقط به دست می آورد.( رمز موفقیت انسان های نوپا)

” نقطه ضعف کسانی که ریشه دوانده اند سفت بودن روی پارادایم های خودشان است.”

اصل 2: کسی که موفق می شود پارادایم شما را تغییر دهد، کسی است که فردی بیرونی باشد.

چه کسی تابع تغییردهندگان پارادایم است؟

تغییردهندگان، کاشف هستند ولی خود به کمک بیشتری احتیاج دارند. پیشگامان پارادایم از طریق این سه صفت قابل شناسایی هستند: 1. جرات 2. قضاوت شهودی (ایمان) 3. وابسته به زمان طولانی است (5 تا 10 سال) ولی در عوض منفعت زیادی دارد.

پیشگام بودن در پارادایم کم خرج ترین و قابل دسترس ترین روش برای تغییر اساسی است.

گذاشتن حقوق بازنشستگی در بورس (منبع مالی) . پیشگامان این پارادایم شیلی ها بودند (این کار ریسک هم داشت اگر نداشت پیشگام بی معنا بود.)

« بدون پیشگامان هیچ چیز تغییر نمی کند. »

اصل 3:  نباید تغییر پارادایم را ایجاد کنیم تا از منابع آن بهره مند شویم.

وقتی شروع به تغییر پارادایم می کنیم چه اتفاقی می افتد؟

باید بدانیم که کلیه پارادایم ها به منزله ی فیلترهای حس عمل می کنند که ما از درون آن ها دنیا را مشاهده می کنیم. نقش فیلتر مرتب کردن و انتخاب است. هر داده ای که با اصل پارادایم ما سازگاری نداشته باشد بسیار به سختی از این فیلتر می گذرد: ما در واقع گاهی اصلاً این را حس نمی کنیم. داده هایی که با دید ما سازگاری دارند مستقیماً بدون از دست دادن جزئیات عبور می کنند.

گاهی اوقات برای فردی با یک پارادایم خاص امری بدیهی به نظر می رسد اما از آن طرف می تواند برای فردی با یک پارادایم متفاوت کاملاً  نامحسوس باشد.

در دهه ی 80 به دلیل پارادایم هایمان پیش بینی می کردیم که کمونیسم همیشه باقی خواهد ماند و اینترنت حفظ یک وسیله وابسته به کامپیوتر بود که فقط در دانشگاه ها وجود داشت یا تصور می کردیم که سازندگان اتومبیل امریکایی هرگز قابل رقابت با ژاپنی ها نخواهند بود…

قطعاً در اشتباه بودیم، اشتباه می کردیم نه به خاطر نادانی بلکه بخاطر اینکه قدرت پارادایم های جدیدی که دقیقاً در مقابل چشم ما بوده کورمان کرده بود.همان مسائلی که با پارادایم های قدیمی شما نمی گذارند پارادایم های جدید را ببینید.

چرا موضوع پارادایم چنین اهمیتی دارد؟ وقتی پارادایم تغییر می کند همه به نقطه صفر باز می گردند و نقاط قوت گذشته در برابر دنیای جدید حمایت چندانی نمی شود.

اغلب کسانی الهام بخش تحولی عظیم هستند که هیچ کس فکرش را هم نمی کند.

پرسشی که باعث می شود شما به پارادایم جدید دست پیدا کنید:

چه چیزی امروز انجامش غیر ممکن است که در صورت انجام می توانست به صورت اساسی سازمان شما را در جهت بهبود تغییر دهد؟

تنها مکان پاسخ جایی خارج از محدودیت های شماست. ( این همان چیزی است که پارادایم جدید شکل می گیرد)

پاسخ شما باید به طور شگرفی سازمان شما را بهبود بخشد.

توقف خط تولید برای تولیدات ناقص (روزی غیر ممکن بود)

در واقع کشف حقیقی یافتن سرزمین های جدید نیست بلکه دیدن با چشمانی جدید است.

پیشنهاد:

  1. از ضعف پارادایم اجتناب کنید. ( نگویید: تنها یک روش در دنیا وجود دارد و این روش من است )
  2. در پارادایم انعطاف پذیری ایجاد کنید. ( پذیرا بودن و تواضع است.)

هیچ کس همه چیز را نمی داند.

متن بالا خلاصه ای از صحبت های جو بارکر درمورد پارادایم است. (دیدن فیلم خالی از لطف نیست)

با تشکر

حمید طهماسبی

 

پارادایم
4.7 امتیاز از 17 رای

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *