این داستان: بازار کساد نیست، ما …

قبلا در مطلبی نوشته بودم که وضع کار خوب هست، ما خوب نیستیم. به نوعی این مطلب را می توان نسخه دوم و بررسی بازار از نگاه دیگرِ همان مطلب در نظر گرفت.   امروز ظهر جلو در شرکت یک تراکت مربوط به یک رستوران انداخته بودند. پیشنهاد دادم که امروز این رستوران را تست […]

این داستان: 3 درس از روزمرگی

مشاهده دقیق و دقت بیشتر به مسائل کف خیابان، خود می تواند دانشگاهی باشد بهتر از آن دانشگاه هایی که زیر مجموعه وزارت علوم هستند.   اولین کلاس درس برای من در مورد امید داشتن و تلاش تا لحظه آخر در ایستگاه اتوبوس بود. زمانی که به مدرسه می رفتم (مقطع راهنمایی و دبیرستان) موارد زیادی […]

این داستان: کپی نکنیم، اگر می کنیم بگیم

یک زمانی ارتباطات به این شکل نبود و اصطلاحی به اسم “دهکده جهانی” وجود نداشت.   می توانستیم خیلی راحت کارهای دیگران، مقالات، اختراعات، دستاوردها و حاصل دسترنج دیگران را به نام خودمان ثبت کنیم. در ایران به دلیل ضعف در زبان انگلیسی و تحریم ها این کار بسیار هم راحت تر بوده و هنوز هم […]

این داستان: زیاد زور نزن، تغییر نمی کنه

در سال های گذشته خیلی تلاش کردم و انرژی گذاشتم تا به خیلی از اطرافیانم کمک کنم که وضعشان بهتر شود. حتی خیلی از این دوستان خودشان پیش من می آمدند و مشورت می کردند و خودشان بسیار مشتاق تغییر بودند. به شکل های مختلف و به بهانه های مختلف آن ها را کمک می […]

در راه کارآفرینی

کارآفرینی هیچ زمان از جاده ای هموار نبوده و نخواهد بود. همه ما یک سری تعریف از کارآفرینی شنیده ایم یا خوانده ایم. مدتی هست که پیش خودم بیشتر به این فکر می کنم که چرا ما منبعی در مورد مشکلات جزئی و ریز در زمینه کارآفرینی نداریم.   پیش خودم به یک سری نتایج […]

این داستان: تبریک به “خدمت از ما”

کسب و کار “خدمت از ما” را اگر بخواهم با لفظ امروزی اسم گذاری کنم، یک استارت آپ است (چقدر من از این کلمه حس بدی می گیرم. شده یه چیزی تو مایه های کارآفرینی. دیده شده که شخصی فقط ایده داره، اونم تو رویاهاش. میگه من کارآفرینم. استارت آپ هم چیزیه که این روزها […]

این داستان: پرسشنامه به سبک خودم

حدود 8 سال پیش تصمیم گرفتم برای برای شناخت بهتر آدم ها در زمینه همکار ی یا کمک به آن ها اقدام به ساختن یک پرسشنامه کنم. در طی سال های گذشته آن پرسشنامه دست خوش تغییرات بسیاری شد.   پرسشنامه به سبک خودم   اما به نظرم بالاخره چیز ساده و قابل استنادی از […]

این داستان: تیم همیشه در صحنه

عید سال 91 بود، دور هم با دوستان نشسته بودیم  که یکی از دوستانم از داخل کیف دستی خودش یک پکیج آنتی ویروس کسپرسکی بیرون آورد. آن پکیج را برای یادگاری نگه داشتم.   به دوستم گفتم: خُب این چی هست؟ گفت: این آنتی ویروس هست. گفتم: کارش دقیقا چیه؟ (من خیلی تعطیل بودم در […]

این داستان: وضع کار خوبه، ما خوب نیستیم

به نظرم اکثر ما که می گوییم وضع کار خراب است قبل از دراز کردن انگشت خود به سمت آمریکا، دولت، ملت، نیروهای لشکری، کشوری و … بهتر است یک نگاه به خودمان بیاندازیم. من مطمئنم که قسمتی از کار خودمان می لنگد. تمام مثال های من در این مطلب مربوط به کسب و کارهایی […]

این داستان: کمک های نامشهود – تکمیل شده

شاید بهتر بود تیتر این پست می شد:حل تمرینِ هفت گام تا شکست (ماجرای اشتباهات انباشته) که البته تمرین آن را هم حل کردم. + اما در ادامه مطلب که روزهای آینده می نویسم، متوجه می شوید چرا نام گذاری این پست شد: کمک های نامشهود همانطور که قبلا به مدیریت مالی و اهمیت آن اشاره کردم، […]