add_action('wp_footer', function () { echo ''; }, 99);
من از بچگی توی نانوایی کار میکنم.
همیشه قیمت نان رو طوری نرخ بندی میکنند که به اصطلاح نه سیخ بسوزه نه کباب ولی در واقع نانوا در این وسط میسوزه
سود حاصله از تولید نان بسیار ناچیز هست و نمیتوان روی پورسانت گرفتن از نانوایان حساب کرد. هزینه حمل و نقل نان رو هم نمیشه کم کرد.
فرض کنید یه نون بخرید 2هزار تومن هزینه ارسالش بشه 5 تومن جمعا 7 تومن.
من هم بارها درباره این مسئله حساب کتاب کردم ولی موفقیت رو حتمی ندیدم.
سلام جناب علی
آیا امکانش هست که من ایمیلی از شما داشته باشم؟
من مدیر یک استارتاپ کوچکم..
سلام دوستان علیرغم نظر شما عزیزان بنده نظر دیگه ای در رابطه با بقچه دارم.
فکر میکنم شما با اینکه از دانش و اطلاعات خوبی بهره می برید اما شاید خیلی سطحی موضوع رو بررسی کرده باشید.دلیلم هم این هستش که من خیلی دقیق بقچه رو آنالیز کردم و حتی صحبت هایی با آقای یوسفی مسئول هماهنگی لجستیک بقچه داشتم…
بنده زیاد به صحبت های مدیر بقچه استناد نکردم و پس از بررسی های متعددی که داشتم متوجه کم تجربگی و ناشیانه عمل کردن در طول مسیر این استارتاپ شدم.
از دید بنده همه چیز برای بقچه خوب شروع شد و میتونست شرایط خیلی بهتر از نتیجه کنونی باشه…شاید بقچه درگیر شرایط جَوو و طبیعت استارتاپ های هم دوره خودش شد…و روش کار رو در ادامه درست نرفت…مثلا یکی از مشکلات بقچه این بود که یکطرفش به شمال تهران سرویس میداد و همون منطقه نونوایی قیمت نونش 2 تومن بود بعد از طرفی مجبور بود در بعضی مناطق همون نونی که 1.500 میداد رو با قیمت 2 تومن بگیره و قید 500 تومن رو برای رضایت مشتری بزنه و از سود پیکش تامین کنه…
از طرف دیگه هزینه های ریخت و پاش های بی مورد که داخل شرکت داشتن و مشکلاتی که مدام با نونوایی ها داشتن تا حتی زد وخورد هایی که پیک های بقچه در مواردی با مردم سر صف نونوایی داشتن و….
که اگر نونوایی از خودشون داشتن مشکلاتشون تا 70 درصد حل بود…مورد بعدی ساعت کاری نا مناسب برای فروش…..
بعنوان مثال ساعت کاری شیفت صبح بقچه از 7 تا 11 بود وعصر ها هم از 16 تا 21 که برای موفقیت لازم بود ساعاتی که نونوایی ها کار نمیکردن رو سعی میکردن تامین کنن تا تبدیل به خرید با فاکتورهای شرطی سازی بشن دلیلم هم برای اینکه با اینکار میتونستن خیلی موفق بشن همین محاسبه ساده
(اگر بگیم 15000 هزار باب تعداد سوپر مارکتی در تهران وجود داشته باشه توی هرکدوم که برید چشمتون به نون بسته ای میخوره که حداقل 10تا بسته رو دارن و 3 روز یکبار نون جدید براشون میاد این یعنی دیوانه که نیستن بیارن بمونه روی دستشون پس فروش دارن حالا با یه محاسبه سطحی یعنی 15000 ضرب در 10 = 150.000 بسته نون تقسیم کنیم بر 3 میشه 50.000 عدد نون در روز سفارش
حالا با یکمی خلاقیت و برنامه تبلیغاتی مناسب شاید میتونستن جایگزین خوبی برای نون های بسته ای سوپر مارکت ها بشن…دلایلم رو راستش همینجوری فوری براتون نوشتم و حوصله زیادی برای بازکردنش نداشتم…چندتا نکته رو جا انداختم مخصوصا یکیش اینکه در ادامه درکنار نون خیلی محصولات دیگه مثل فتیر کماج شیرمال و انواع نون فانتزی و حتی لبنیات و….. میتونستن اضافه کنن و نمونه زنده هم همین اسنپ که الان اسنپ تریپ و شارژ و هتل و اسنپ وفود و… داره اضافه میکنه که به هر حال براشون آرزوی موفقیت میکنیم و همچنین برای شما با این نظرات سازنده ای که دادین….
طبیعتا خیلی بهتره که ما زمانمون رو روی کاری بگذاریم که دستاورد بیشتری برای ما داشته باشه. ولی مشکل اینه که پیدا کردن اون کار بهتر و حتی اطلاع از اون کار راحتی نیست.
مثلا حمید طهماسبی امروز روی بحث هایی مثل سئو و یا راه اندازی کسب و کارهای واسط برای ارائه خدمات تمرکز کرده و احتمال میده که این کسب و کار براش در حدود 10 برابر بقچه دستاورد داشته باشه.
شاید یکی مثل از این سرمایه گذارهایی که روی استارت آپ ها سرمایه گذاری می کنه، ادعا کنه که دستاورد سرمایه گذاری هاش 10 برابر دستاورد حمید طهماسبی از کسب و کار فعلی شه.
اگر حمید طهماسبی این رو بدونه، با اون کسب و کار آشنا باشه و به این حرف ایمان داشته باشه، به احتمال زیاد، وقتش رو در کسب و کار فعلیش هزینه نمی کنه. بقچه هم اگر این رو می دونست اصلا این کار رو شروع نکرده بود و به سراغ کار بالنده تر و پرسودتری می رفت.
همین دونستن ها و ندونستن هاست که تفاوت ها رو رقم میزنه.
یکی هم مثل من دانسته هاش به نسبت مسئول بقچه، حمید طهماسبی و اون سرمایه گذار خیلی کمتره و مجبوره که در شرایط فعلیش درجا بزنه.
در مورد Cloudfare، واقعیتش اولین بار بود که این کلمه رو میشنیدم. من هاستم رو از شرکت نت افزار تهیه کردم و اطلاعاتم در این زمینه محدوده.
بعد از اینکه در مورد Cloudfare تحقیق کردم دیدم که دو تا کار انجام میده: 1- زمان عملیات روتینگ رو کاهش میده و با یک سری عملیات کشینگ و کاهش مسیر DNS، سرعت لود رو بالا می بره 2- از یک سری حملات هکری مثل DDOS و ربات های مخرب جلوگیری می کنه.
البته مثل اینکه برای دامنه های .ir این خدمات رو نداره
ولی اگر بحث های امنیت شبکه یا سایت مدنظرت باشه، بر حسب چیزی که من دیدم، معمولا مجموعه های بزرگ برای این کار یک تیم تخصصی رو استخدام می کنند. با یکی از این تیم ها هم ارتباط نزدیک داشتم (شرکت آشنا ایمن).
اگر توضیحاتم نامربوط بودن، پیشاپیش عذر من رو بپذیر.
]]>سلام امین
چندین بار خواستم بیام و زیر این پست بابت تحلیلت تشکر کنم هم وقت نشد هم با اهمال کاری های من قاطی شد.
مشکلات رو خوب بررسی کردی و پیشنهادات هم خوب بود.
اما بعضی وقت ها کار کردن روی یک ایده اگر روز ی8 ساعت وقت بزاری Aریال بهت میدده اما روی یک ایده بهتر همون 8 ساعت در روز 10َA
بحث من سر همون 10A هست
راستی امین دیدم هاستت cloudflare هست. چقدر خوشحال شدم. میشه یکم اصلاعات در اختیارمون بزاری در موردش. مثلا از کجا تهیه کردی نحوه سوار کردن وب سایت رو فقط بلدی یا برای قرار دادن اپلیکیشن هم می تونی باهاش کار کنی.
اگر دوست داشتی و فرصت داشتی یک پست راجع بهش بنویسی خیلی خوشحالم می کنی. چون cloudflare و digitalocean از بهترین ها هستن. من احساس می کنم برای استفاده از این ها یک مسئول کانفیگ سرور و هاستینگ باید در شرکت مستقر داشته باشم. حسم درسته؟ یا خیلی ساده تر از این حرف هاست؟
قسمتی از تحلیل تو، منو یاد درس “تعریف مدل درآمدی کسب و کار | چه کسی، چگونه به شما پول میدهد؟ (https://goo.gl/9Vz5h4) انداخت. وقتی کسی که خدمت رو دریافت می کنه با کسی که هزینش رو پرداخت میکنه یکیه.
مردم خیلی اهل حساب کتابن. به خاطر همینم هست که اسنپ پا گرفت و به خاطر همین هم هست که این کسب و کار پا نگرفت.
مردم قبلا عادت کرده بودن برای یه مسیر مثلا 20 تومن بدن الان با اسنپ 12 تومن برای اون مسیر میدن.
همین مردم عادت کرده بودن که خودشون نون بخرن و هر چیزی هم که تبدیل به عادت بشه، معمولا هزینش به چشم نمی یاد. عادت کرده بودن برای یه نون سنگگ 1200 تومن بدن و سر الباقی پولشون با شاطر محل دعوا کنن. سر اینکه چرا به خاطر کنجد اضافی، نونوا می خواد پول اضافی بگیره یا سر خمیر شدن یا خشک شدن نون هم گله و شکایت دارند.
در نتیجه وقتی همین مردم بخوان نون رو با پیک سفارش بدن، تا حدودی این حساسیت ها رو در نظر می گیرند. حتی در افرادی که تمکن مالی بالایی دارن.
به نظرم اولا تعداد افرادی که خرید نون سنتی و تازه توسط پیک رو واقعا یک تصمیم مقرون به صرفه یا خیلی به صرفه بدونن، زیاد نیست.
لازمه چنین اتفاقی اینه که همزمان هم تازگی و سنتی بودن نون برای مشتری ارزش بالایی داشته باشه و هم حاضر باشه برای به دست آوردنش هزینه بیشتری از بابت پیک رو بپردازه.
دوما برای خیلیها، خرید نون با پیک، شبیه یه کاره لوکسه. یکی دوبارش خوبه ولی همیشه حاضر نیستند این هزینه رو بپردازند.
سوم اینکه خیلی ها حتی اگر هزینه پیک هم ازشون گرفته نشه، ترجیح میدن خودشون برن نون بخرم. چرا؟ چون اولا توی خیلی از خونواده ها پدر و مادرها خرید نون رو به عهده دارن که آشنایی چندانی با این استارتاپ ها ندارن و حتی اگر آشنا هم باشن به اونها اطمینان نمی کنند. از طرفی وقتی میری نونوایی میتونی به نونوا بگی نون رو برات برشته کنه، میتونی بزاری نون ها کمی هوا بخورن قبل از اینکه جمعشون کنی. یعنی یه جورایی موقع خرید، نون رو برای خودشون سفارشی می کنن.
منم به این ایده خیلی فکر کردم. چون خودم از کسایی هستم که حاضرم برای خرید نون تازه هزینه کنم.
ولی همیشه این مشکلات به ذهنم اومده.
یه راه حل کوچیک که به ذهنم میرسه اینه که به قول تو این هزینه رو نونوایی ها بدن نه مشتری
مثلا به جای اینکه یه نونوایی بیاد توی یه جای خیلی شلوغ یه مغازه اجاره کنه، این مغازه توی یه جای پرت باشه. هزینه ای که بابت هزینه اجاره نمیده رو صرف هزینه پیک نون کنه. یه جورایی به جای اینکه بیاد از همه نونوایی ها نون بخره، بیاد و خودش یه نونوایی با سفارش اینترنتی یا تلفنی داشته باشه.
منظورم اینه که به هر شکلی که میتونه هزینه های نونوایی رو کم کنه تا نخواد هزینه ارسال رو از مشتری کم کنه.
حتی می تونه برای همون پارچه ای که نون ها رو توش بسته بندی می کنه، با یه شرکت هایی قرارداد تبلیغاتی ببنده و بخشی از فضای اون رو به تبلیغ و کسب درآمد بپردازه.
البته من اطلاع زیادی از واقعیت های درون این کسب و کار ندارم و این چیزی هم که نوشتم شبیه یه تمرین بود برای خودم و نه بیشتر.
شاید قبلا به همه اینها خودشون فکر کردن و به نتیجه رسیدن که باید این ایده رو عملی کنن و موقع پیاده سازی ایده، مشکلاتی پیش اومده که نتونستن ادامه بدن.
]]>