add_action('wp_footer', function () { echo ''; }, 99);
نوشته ۲ سوال مهم در کار تیمی اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>با تیم خوب هر کاری (دقیقا هر کاری) قابل انجام است.
وارد تیم خوب شدن یا تیم سازی کار سختی است، اما از آن سخت تر، ماندن و نگه داشتن آن تیم است.

من برای خودم همیشه دو سوال را شاخص قرار داده ام که متوجه شوم حضور من در تیم هنوز هم مفید است:
شاید یک نفر بگوید من واقعا جواب این سوال را نمی دانم. اگر نمی توانیم جواب این سوال را بدهیم، بهتر است با دقت بیشتری از این به بعد در تیم فعلی فعالیت کنیم. اینکه ما ندانیم حضورمان مفید است یا نه، فکر نکنم خبر خوبی برای انگیزه و عزت نفس ما باشد.
ما باید تمام توان خود را برای استفاده حداکثری از ظرفیت هایمان و به صورت موازی برای بالابردن آن ها نیز تلاش کنیم.
چه به عنوان عضوی از تیم و چه به عنوان شخصی که تیم سازی را بر عهده داشته باید این تلاش پیوشته و مستمر باشد، چون نگه داری از ساختن هم سخت تر است. خیلی وقت ها پیش می آید که یک عضو از تیم آدم فوق العاده ای است، اما برای یک تیم ۱۰ نفره و برای یک تیم ۱۰۰ نفره انچنان که باید اثر بخش نیست.
اگر نظر من را بپرسید حتی یک سوال از این سوال بهتر هم هست:
آیا من در آینده هم برای این تیم مفید خواهم بود؟
این سوالیست که باعث شده خودم همیشه در تلاش و تکاپو باشم.
نکند من آن آدم مفید تیم کوچک، ناگهان به آدم نامفید (نامفید با ضرر زن فرق دارد) یک تیم ۵۰ نفره بدل شوم؟
نکند اطلاعات من به روز نباشد؟
نکند هم تیمی هایم فقط به خاطر حس احترام به یک هم نوع، هنوز جواب سلام من را می دهند؟
این تیم در آینده به چه مهارت هایی نیاز خواهد داشت، آیا من می توانم آن ها را بیاموزم و کماکان مفید و حتی مفید تر باقی بمانم؟
و خیلی سوال هایی دیگری که باعث می شود موتور ما بیشتر گرم شود.
یادمان باشد
بارها گفته ام و باز هم می گویم. گاهی اوقات مفید ترین کاری که می شود برای یک تیم انجام داد این است که آن را ترک کنیم که مانع رشدشان نباشیم. هر چه نباشد باید بدانیم که سرعت یک تریلی ۱۸ چرخ را آن چرخی که معیوب است مشخص می کند. پس یک نفر که دچار مشکل است باعث کاهش سرعت کل تیم می شود.
نکند من آن چرخ معیوب باشم؟
این سوال از اهمیت دیگری برخوردار است. امکان دارد که ما برای کسب و کار فعلی شخص مربوطی باشیم اما تشخیص داده شود برای کسب و کار های آتی به آن صورت که باید نتوانیم ارزش آفرینی کنیم.
چه کنیم که در دام این ذهنیت نیافتیم؟ (که فکر کنند ما برای کسب و کار آینده مناسب نیستیم)
این راهکارهایی هست که به ذهن من می رسند:
هیچ کس جدی گرفته نمی شود تا خودش، بفهمد که جدیست
گاهی برای گرفتن دو “بله” باید سال ها تلاش کنیم شاید بتوانیم آن را کسب کنیم، شاید
با تشکر
نوشته ۲ سوال مهم در کار تیمی اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>نوشته چوب لباسی درون دروازه اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>بدتر از آن گاهی اوقات قول های خیلی محکم تری هم می دهند، مانند:
و جملاتی شبیه این ها.
وقتی این جملات را می شنویم در دلمان یک حس آسودگی پدید می آید و می توانیم بخش زیادی از ذهنی که درگیر آن مسئله شده است را آزاد کنیم و به مسائل و مشکلات دیگر رسیدگی کنیم.
گاهی اوقات با کسب یک سِمَت در یک شرکت ما این وعده را به دیگر اعضای تیم می دهیم که در این قسمت من هستم، شما به امور دیگر رسیدگی کنید.
همه مسئولیت و شرح وظایفی دارند. پس بهتر است که هر کس سرش در کار خودش باشد و به بهترین نحوه ممکن کارها و وظایفش را انجام دهند. مشکل از آنجایی شروع می شود که شخصی که مسئول کاری است و نمی تواند آن را انجام دهد یا به هر دلیلی در انجام آن کار ضعف دارد، چیزی نگوید و کمکی طلب نکند.

دروازه خالی خیلی بهتر از این است که یکی مانند چوب لباسی ثابت و بی تحرک در آن بایستد. چون وقتی که خالی است تمام بازیکن های تیم می دانند دروازه خالی است و همه بخشی از حواسشان به دروازه است که گُل نخوریم، اما زمانی که یک نفر بر سر آن سِمَت (پُست) قرار می گیرد همه می دانیم که یک نفر در درون دروازه است. پس اگر توپ از ما رد شود به امید دروازه بان هستیم. اما زمانی که بدانیم کسی نیست همه تا آخرین نفس سمت دروازه می دویم تا از گُل خوردن جلوگیری کنیم.
در ادامه هم از منظر کسی که مسئولیتی را پذیرفته و هم از منظر کسی که مسئولیتی را می خواهد واگذار کند چند نکته (به صورت تجربی، نه علمی) می گویم.
اگر شخصی هستیم که قول می دهیم و مسئولیت بر گردن ما است چه کنیم:
اگر شخصی هستیم که مسئولیتی را واگذار کرده ایم چه کنیم:
با تشکر
نوشته چوب لباسی درون دروازه اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>نوشته چرا می گویم در ایران تیم مهمترین بخش است اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>خیلی از دوستان و فعالان کسب و کار از سیستم کاغذ بازی و قوانین دست و پا گیر دولتی و اداری معترض هستند، اما من اجازه می خواهم یک سطح قبل تر از آن را بررسی کنیم. یعنی تیم سازی
تیمی باید تشکیل شود تا بیزنسی باشد که حالا درگیر کارهای بروکراتیک شود.
اعضای تیم برای اینکه بتوانند آنطور که باید در سِمَت خود بدرخشند و اثر بخش باشند، می بایست مهارت های نه تنها قابل قبول بلکه درخشنده و چشم گیری داشته باشند.
پس حضور افرادی که دغدغه توسعه مهارت داشته باشند در تیم خیلی مهم است. شاید کسانی باشند که بسیار در کار خودشان حرفه ای باشند اما اگر فکر کنند که دیگر نیازی به توسعه مهارت ها نیست معمولا در تیم نباید جایی داشته باشند. (البته یکی از تعاریف افراد حرفه ای داشتن دغدغه توسعه مهارت و رشد است، پس عدم دغدغه برای توسعه مهارت در مثال من، در دل خود پارادوکسی به همراه دارد).
صحبت من در تیم سازی همیشه این بوده و هست:
حتی برخی مواقع در جهت تکمیل این موضوع مثالی می زنم:
بیاید اینگونه تصور کنیم که در جیب من پنج هزار تومان کلا موجود است و در جیب شما یک میلیون تومان
قرار است هر دو ما با 100% ظرفیت خود بیایم. پس من با پنج هزار تومان و شما می بایست با یک میلیون تومانتان وارد شوید. بعید می دانم شخصی پیدا شود و بگوید این اشتباه است و ما با 100% مان وارد نشده ایم و از طرف دیگر بعید می دانم شخصی پیدا شود و پنج هزارتومان من را با یک میلیون تومان شما یکسان در نظر گیرد. فارغ از الاعمال بانیات پس باید علاوه بر ورود با 100% ظرفیت، جمله ی دیگری به نوشته بالا اضافه کنیم:
اگر بخواهیم تا اینجا یک جمع بندی خلاصه داشته باشیم:
برای انجام بیزنس به یک تیم و برای داشتن یک تیم به اعضایی نیاز داریم که با تمام ظرفیت ها و دغدغه افزایش ظرفیت ها وارد شوند.
بخش عمده ای از افزایش ظرفیت به توسعه مهارت های فردی بخصوص مهارت های مورد نیاز مجموعه، باز می گردد.

پس پیش نیاز بیزنس، تیم و پیش نیاز تیم، مهارت و پیش نیاز مهارت ؟؟ (که همان محور اصلی این مطلب است)
این ؟؟ چیست؟
این ؟؟ همان چیزی است که باعث شده تیم سازی در ایران بسیار سخت باشد و به دلیل سخت بودن، به منبعی کمیاب تبدیل شود. همه ما می دانیم منبعی که کمیاب می شود ارزشش بالا می رود. تقاضا برای تیم هست، اما عرضه نسبتا تعطیل است.
با راه اندازی هر روزه کسب و کارهای نوپا (استارتاپ ها) هر روز تقاضا بیشتر می شود و هر روز ارزش تیم بالاتر از روز گذشته. (ایکاش به جایی که یک سری سرمایه گذاری در زمین، خودرو، طلا و دلار می کردند در بخش ساخت افراد با مهارتهای بالا سرمایه گذاری می کردند و بعد در ازای فروش آن ها به استارتاپ ها و شرکت ها پول خیلی خوب دریافت می کردند. هم ارزش افرینی شده است برای اقتصاد کشور و هم پرورش نیروی کار و منابع انسانی انجام شده است) – البته این صرفا یک ایده خام است، پس لطفا از هرگونه تحلیل و ایرادگیری از آن بپرهیزید. اما احساس می کنم توانسته ام منظورم را منتقل کنم، اگر نتوانسته ام پس این پاراگراف را نادیده بگیرید.
برگردیم به ؟؟ خودمان
سلامت روانی
به نظر من و با توجه به تجربه فعلیم در حضور در کسب و کارها و تیم سازی، سلامت روانی پیش نیاز کل صحبت ماست.
سلامت روانی چیست؟
سلامت روانی را در گوگل سرچ کنید و اگر در حوصله اتان می گنجد 10 نتیجه موجود در صفحه اول گوگل را بخوانید.
ادعا نمی کنم با این کار می توانیم بگوییم سلامت روانی چیست، اما می توانیم متوجه شویم سلامت روانی شامل چه چیزهایی نمی شود و مفهوم پردازی این کلمه در ذهن همه ما حدودا یک معنی پیدا می کند.
یکی از علائم پایین بودن سلامت روانی، آستانه صبر و تحمل پایین است.
مواردی که باعث می شود سلامت روانی در خطر باشد:
[لینک مرتبط : کارگاه عزت نفس]
آنقدر در جامعه کیفیت زندگی پایین آماده و از هر طرف مردم در فشار هستند (هم از درون مرزی و هم از برون مرزی) که سرخوردی به وفور دیده می شود. عزت نفس که تمام دارایی یک نفر است معمولا لب پر یا سوراخ سوراخ است.
از محور اصلی صحبت دور نشوم.
بستر برای کشت و برداشت مهارت، سلامت روانی افراد است. ما در بستر و حاصل خیزی خاک به مشکل و معضل برخورد کرده ایم. همین باعث شده است که ما در تیم سازی با مشکلات بسیار بزرگی مواجه می شویم.
تا جایی که می توانیم برای تیم سازی به سلامت روانی افراد بیشتر توجه کنیم. این موضوع در تهران که پایتخت تجاری و سیاسی ایران است کمی مشکل تر است. البته سایر شهر ها هم به دلیل کمبود نیرو انسانی و پایین بودن جامعه آماری کار را به همان اندازه مشکل می کند.
پی نوشت خیلی بی ربط: شاید یک از دلایل طلاق این باشد که ما از فرط تنهایی به کسی که به زندگی ما وارد شده است بله گفته ایم.
پی نوشت: یکی از تِم های امسال من تیم سازی است. تمام این نوشته حاصل تجربه شخصی من است که نه جامعه شناس هستم و نه منتور. این نوشته صرفا نظر شخصی است.
با تشکر
نوشته چرا می گویم در ایران تیم مهمترین بخش است اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>