add_action('wp_footer', function () { echo ''; }, 99);
نوشته یک عدد ۱ نیازمندیم اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>
در سال های گذشته به صورت جسته گریخته پیش می آمد که که از من سوال می کردند که ما این مهارت ها را داریم، حالا تو بگو با آن ها چه کاری می توانیم انجام دهیم.

در یک ماه گذشته تعداد این نفرات به شدت افزایش یافتند. وقتی بیشتر به دنبال یک ریشه مشترک برای تمام این ها گشتم به یک نکته جالب رسیدم که تصمیم گرفتم آن را با شما در میان بگذارم.
مهارت های تمام این دوستان قابل احترام و مهم بود. اما نکته این بود که این مهارت ها هر کدام مانند “۰” هستند.
یک نفر با ده تا “۰” ، نفر دیگر با پنج تا “۰”
اما واقعیت این است که ۰ با ۰۰۰۰۰۰ مساوی است. ما به یک عدد ۱ نیازمندیم تا به این “۰” ها ارزش دهد.
اما نمی توان آن مهارت ها را کوچک شمرد. مهارت هایی مانند:
زبان انگلیسی
حسابداری
کار تیمی
طراحی سایت
و …
در این مطلب برای رساندن بهتر مفهوم و منظور اقدام به ضبط یک فایل صوتی کردم. (جنس فایل تجربه شخصی است)
با تشکر
نوشته یک عدد ۱ نیازمندیم اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>نوشته باور کن این ها قابل استناد نیستند اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>به من می گفت: آن سالی که من دانشجو بودم می توانستم فلان ماشین را بخرم، پدرم گفت نه بیا کمکت کنم آپارتمانی بردار. حالا آن آپارتمان هنوز آماده نشده و کماکان قسط می دهیم ماشین هم که گران شده و دیگر نمی توانم آن ماشین را تهیه کنم.
بعد از آن ماجرا آن دوست من همیشه استدلالش این بود که هر کاری که دوست داری انجام بده و فقط به لحظه حالت و جوانیت فکرکن.

من نمی گویم این حرف درست است یا غلط
صحبتم این است، به فرض که آن تصمیم درست از آب در می آمد، ما باید دوباره آن را تکرار می کردیم؟ درست بودن یا غلط بودن یک تصمیم به خیلی مسائل بازمی گردد. اگر با این دید به همه مسائل نگاه کنیم پس آنچه را هم که می خواهیم می بینیم.
چشم پاسخ سوالی را می بیند که ذهن اول پرسیده باشد و گوش، پاسخ سوالی را می شنود که ابتدا ذهن آن را مطرح کرده باشد
محمدرضا شعبانعلی
برخی از مواردی که در بر روی تصمیم گیری های ما می توانند اثر بگذارند:
البته به نظرم، در کل نمی توانیم بگوییم چه تصمیمی درست است و چه تصمیمی غلط. شاید این یکی از اسرار سر به مُهر روزگار است.
با تشکر
نوشته باور کن این ها قابل استناد نیستند اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>نوشته فکر می کنی عالیه؟!? اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>برخی از برداشت های من این ها هستند:
به محض اینکه صحبت در مورد یک موقعیت یا فرصت می شود که فوق العاده هست، من به این فکر می کنم که شاید هم این بدترین کاری باشد که می توان انجام داد. از طرفی دیگر یاد یکی از دوستان می افتم که چندین سال پیش در کوئست (شرکت هرمی) بود و توانسته بود بواسطه آن یک واحد آپارتمان و یک ماشین خوب تهیه کند. آن سال ها بسیار از لحاظ مالی تامین بود. بعد از آن که سیستم تعطیل شد، دیگر به صورت درست و حسابی نتوانست به کار دیگری مشغول شود، چون کالیبراسیونش کاملا به هم ریخته بود.
خودش از آن سال ها به عنوان طلایی ترین سال های زندگیش یاد می کند و می گوید تنها اگر آن سیستم یکسال دیگر سر پا بود بار خودش را بسته بود. اما من می دانم که این خانه از پای بست ویران است. اگر آن تصمیم به ظاهر خوب و آن تهدید به ظاهر فرصت نبود، دوست من امروز یک شغل ثابت داشت و من مطمئنم در این سال ها به دستاوردهای مالی بیشتری از این هایی که بدست آورده بود، می رسید. با ادبیات خودشان (نتورکر ها) اگر بخواهم صحبت کنم باید بگویم آن پنیر دیگر تمام شده، اما آن ها همچنان در آن قسمت هزارتو به دنبالش می گردند.
همیشه یک ترسی درونم هست که نکند من هم دچار این اشتباهات شوم.
خیلی سخت است تصمیمی بگیری و بعد متوجه شوی اشتباه است اما خیلی سخت تر، هولناک تر و وحشت آور خواهد بود که تصمیم اشتباهی بگیری و تمام عمر هم متوجه آن نشوی و پیش خود آن را استراتژیک و خوب هم بدانی.
سعی کنیم تصمیماتمان را با افق زمانیِ بلندتری بگیریم و بدانیم واقعا چیزی به نام “تصمیم درست” وجود ندارد، بلکه “تصمیمِ درستِ درلحظه” وجود دارد.
شاید هنر حرکت بر روی مرزها اینجا به ما کمک کند. تصمیم بر روی مرز افقِ زمانیِ بلند و تصمیمِ درستِ درلحظه
درآینده حتما در مورد “هنر حرکت بر روی مرزها” خواهم نوشت.
خیلی از دوستان را می بینم که علاقه دارند از آینده خبر داشته باشند. منظور من از دانستن آینده از منظر بچگی نیست، آنطوری که در کودکی دوست داشتیم. زمانی که من با یک تیم 5 نفره کار می کنم، و در مورد دغدغه های یک تیم 100 نفره می خوانم و گوشم می کنم، مصداق مشتاق بودن به دانستن از آینده است.
وقتی من درآمد ماهانه ام یک میلیون است و به دنبال دانستن فواید و مضرات درآمد ماهانه 50 میلیون هستم، مصداق دانستن از آینده است.
اطلاعات زود هنگام و بیش از حد خیلی از مواقع تصمیمات ما را به بیراهه می برند به جای اینکه بر زندگی ما تاثیر مثبتی بگذارند. جمع آوری اطلاعات به صورت کورکوانه حرکت اشتباهی است و مصداق کامل اتلاف منابع می تواند باشد.
با تشکر
نوشته فکر می کنی عالیه؟!? اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>نوشته یک انتخاب یا جبر جغرافیا؟ اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>نفر اول حدود 20 میلیارد تومان هزینه زمینی به مساحت 12 هکتار می کند و قصد دارد یکی از بزرگترین مجتمع های تجاری، تفریحی و توریستی جهان را بسازد.
نفر دوم 10% از سهام یک شرکت نو پا را به قیمت 500 هزار دلار حدود 500 میلیون تومان خریداری می کند.
اول در مورد نفر دوم می گویم (چون به احتمال زیاد او را می شناسید) و بعد به شرح حال نفر اول می پردازم (چون به احتمال زیاد او را نمی شناسید).
نفر دوم پیتر ثیل است، که 10% از سهام شرکت فیس بوک را می خرد، و حالا هم که از شرکت فیس بوک و موفقیت های او خبر دارید. امروز ارزش فیس بوک 492 میلیارد دلار است. که البته پیتر ثیل چند سال پیش بیشتر سهم خود را فروخت. اما یکی از بهترین سرمایه گذاری های او بود.

و اما نفر اول، شخصی هست به نام احمد حسینی که اقدام به خرید 12 هکتار زمین یک شهربازی (شادی شهر شاهد، در عموم به آن پارک می گفتند بِزِن- اسم منطقه است) در شیراز می کند. شروع پروژه از تابستان 84 می باشد. او در صنعت ساخت مجتمع تجاری بسیار در جنوب ایران شناخته شده بود و هست.
قبل از اقدام به ساخت مجتمع خلیج فارس در کارنامه خود ستاره قشم، ستاره جنوب، ستاره فارس را داشت و در حین ساخت پروژه خلیج فارس، ساخت سیتی سنتر 1 و 2 قشم و همچنین ستاره یزد را انجام داد. در سال های پایانی پروژه خلیج فارس هم تهران مال را در تهران شروع به ساخت کرد.
پروژه تجاری، تفریحی توریستی و فرهنگی خلیج فارس یک طرح فوق العاده بود (در صنعت عمران “طرح” بزرگ تر از “پروژه” می باشد. طرح به مجموع چند پروژه گفته می شود):
طرح اولیه هتل

طرح نهایی هتل

هر مقامی که می تواند به این صنعت مربوط و نامربوط باشد در طول ساخت، از این مجموعه بازدید کرده است، از شهردار شیراز و شورای شهر تا وزیر اقتصاد وقت و …
در آن سال ها با سرمایه گذاری 550 میلیارد تومان این مجموعه شروع به کارکرد.
در یکی از مصاحبه های او در 1390: (منبع)
حسینی در خصوص میزان اشتغال های ایجاد شده در جریان ساخت مجتمع تجاری، تفریحی و گردشگری خلیج فارس نیز گفت: طی پنج سال گذشته تاکنون هر سال بالغ بر دو هزار و 500 شغل مستقیم و شش هزار شغل غیر مستقیم ایجاد شده که پس از افتتاح نیز زمینه ایجاد هفت هزار و 500 شغل به طور مستقیم و 14 هزار شغل به شکل غیر مستقیم را فراهم خواهد کرد.
وی افزود: بر همین اساس هایپر استار این مجتمع اقدام به جذب 500 نفر نیرو خواهد نمود که علاقه مندان می توانند درخواست خود را به پست الکترونیکی به آدرس Hyperstar.shiraz@yahoo.com ارسال نمایند.
[بازدید مدیرعامل هایپر استار کشور به همراه عکس]
چیزی که این مجموعه بنا بود باشد


هتل آن قراربود بلندترین هتل کشور و بلندترین سازه جنوب ایران باشد اما بعد به دلیل مشکلات فرهنگی به 5 ستاره و ارتفاع آن به 160 متر و بعدا به 150 متر تقلیل یافت و در نهایت ساخت آن متوقف شد.
چیزی که الان هست و 5 ساله که متوقف شده

شهر بازی رو باز آن هرگز ساخته نشد، قرار بود کنار هتل دریاچه مصنوعی زده شود، اما خود هتل هم تکمیل نشد. خیلی از مغازه ها هنوز حتی دکور نکردند و خیلی مغازه ها هنوز تحویل هم داده نشده.
همان مقدارمغازه های تحویل داده شده هم، بیش از 90% بر روی شیشه خود نوشته اند “دو تا بخر سه تا ببر”
و کلا وجهه مجموعه بسیار دلخراش است.(البته به تفصیل در این کامنت یکی از علت های این مسئله را به عنوان تمرین در متمم حل کرده ام)
[اطلاعات بیشتر راجع به برادران حسینی در مصاحبه ای در مهر 92]
اتفاقی که در نهایت برای کل آن مجموعه افتاد، این بود که در اسفند 94 به مزایده گذاشته شد (به ارزش 1500 میلیارد تومان)

من زیاد روزنامه نمی خواندم (الان که دیگر اصلا) ولی وقتی در روزنامه مزایده مجتمع خلیج فارس را دیدم خیلی خیلی تعجب کردم.

تابستان 91 بود که یکبار احمد حسینی را در هایپر استار خلیج فارس دیدم. امده بود برای سرکشی از هایپر. خودم را معرفی کردم و گفتم در کدام قسمتِ خلیج فارس مشغول به کار هستم.
بهش گفتم اگر بشود می خواهم چند دقیقه باهاتون صحبت کنم، همون جور که داشت کارهاش را انجام می داد گفت باشه، بگو؟
گفتم فکر می کردید یه روزی همچین چیزی بسازید؟(منظورم خلیج فارس بود)
گفت: آااااارررره. چرا که نه. من از کم شروع کردم، کلی تلاش کردم تا تونستم به اینجا برسم و این رو بسازم.
گفتم: حالا راضی هستید؟
گفت: اصلا، دلار سال 83 را نگه داشته بودم الان بیشتر بُرد کرده بودم.
(راست میگه سال 91، سالی بود که دلار یکدفعه کشید روی 4000 تومان. در صورتی که با دلار زیر 1000 تومان شروع به ساخت این مجموعه کرد)
در ادامه بهم گفت: من این مجتمع رو زدم تا از شیر مرغ تا جون آدمیزاد داشته باشه، ولی الان مرغ تو بازار نیست! تو هایپر استار مرغ نیست. من دیگه چیکار کنم؟!
(اینم راست می گفت در تابستان 91 در یک برهه ای کلا مرغ در بازار نبود)
واقعا این را باید گذاشت پای یک انتخاب یا جبر جغرافیایی آمریکایی بودن و ایرانی بودن؟
با تشکر
نوشته یک انتخاب یا جبر جغرافیا؟ اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>نوشته منی که 12 میلیون بیشتر می ارزد اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>آن کسی که این ها را می فرستد همه کار می کند. آیتلس، مقاله، پایان نامه و …

خلاصه خواستم بگم ای کسانی که دکترا دارید، قیمتش 12 میلیونه.
قیمت پراید صفر 20 میلیونه.
یک مورد جالب دیگر هم هست. گفتم ببینید شاید به کارِتون بیاد.

من نمی دانم کسی نیست روی این ها نظارت کند.
با تشکر
نوشته منی که 12 میلیون بیشتر می ارزد اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>نوشته این حق انتخاب لعنتی اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>این ها خیلی سختند
اما سخت تر کنار گذاشتن آن دوستانی هستند که با آن ها بوده ای یا در میانه این راه با آنان آشنا می شوی
وقتی از دور به جاده موفقیت نگاه می کنی، گمان می کنی که حق انتخاب داری اما سرابی بیش نیست
ولی برای اینکه به خود بقبولانی که هنوز عنان همه چیز در دست توست، به خود می گویی این راهی است که خودم انتخاب کرده ام.
اما این حق انتخاب لعنتی …

با تشکر
حمید طهماسبی
نوشته این حق انتخاب لعنتی اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>