add_action('wp_footer', function () { echo ''; }, 99);
نوشته دایره لغت بالا – مطالعه (دوباره برچسب بزن) اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>کلید تکثیر موثر، در اعتماد سازی و ارتباط صمیمی
کلید اعتماد سازی و ارتباط صمیمی، دایره لغات بالا
کلید دایره لغات بالا، خواندن کتاب
(Leaders are readers)

در سلسله مطالب پازل موفقیت تا به حال به صبر، تمایز و دقت اشاره کرده ایم. امروز نوبت می رسد به عنوانی که هر چه فکر کردم نتوانستم آن را در یک کلمه بگنجانم.
دایره لغت بالا، مطالعه و دوباره برچسب زدن بر موارد، مسائل و مشکلات، تکه بعدی پازل موفقیت است.
مزیت استراتژیک هر چه سخت تر و غیر قابل تقلید تر باشد، ارزشمند تر است – سخنان بارنی و پورتر
اما به نظر من شگفت انگیزترین و معجزه آمیز ترین مزیت استراتژیک، مزیتی است که دیگران می بینند، برایشان قابل تقلید هم هست. اما چنان از فضای آن ها و موقعیت آن ها دور است که ترجیح می دهند آن را تقلید نکنند.
محمدرضا شعبانعلی
مطالعه آن مزیت استراتژیکِ معجزه آمیز و شگفت انگیز است. مزیتی که همه می دانند خوب است، بعید می دانم فردی پیدا شود و بگوید مطالعه بد است اما به طرز غیر قابل باوری افراد خیلی کمی هم هستند که اهل مطالعه باشند.
مطالعه آن قطاری هست که اگر بدوید و بالاخره سوارش شوید می توان گفت نصف بیشتر فاصله تا هدف را طی کرده اید. مطالعه مجله، وب سایت، کتاب و … به شما این اجازه را می دهد که دنیا را از نگاه نگارنده ببینید. نگارنده ای که به احتمال خیلی زیاد در بعد زمانی و مکانی دیگری نسبت به ما به سر می برد.
به راستی که نویسندگان بزرگترین اهداکنندگان اعضا در جهان هستند. آن ها تا زمانی که در قید حیات هستند اهدای عضو می کنند نه زمانی که دیگر نفسی برای زندگی ندارند. اگر اهدای عضو بعد از مرگ یک هنر باشد، اهدای عضو در زمان حیات دو هنر حساب می شود.
زمانی که ما بتوانیم مطالعه خود را بالا ببریم توانسته ایم کلمات را در ذهنمان طبقه بندی کنیم و هر زمان هر کدام را که می دانیم تاثیرگذاری بیشتری دارد را استفاده کنیم.
حتی از احساسات وعواطفمان خیلی بهتر، راحت تر و موثرتر به عزیزانمان بگوییم. قدرت کلمات را دست کم نگیریم.
گاهی اوقات با label زدن اشتباه به مشکلات زندگیمون در ناکجا آباد به دنبال جواب هستیم و این ما را به نتیجه مطلوب نمی رساند.
کسی که فرق بین واژه “تنبلی” و “اهمال کاری” را نمی داند و فکر می کند تنبل است، مسئله متفاوتی را حل می کند نسبت به کسی که اسم درست مشکل را می داند که “اهمال کاری” است.
مطمئنا نفر دوم سریع تر به جواب می رسد یا به جواب درست تری می رسد.
دانستن فرق بین این کلمات فقط و فقط با مطالعه محقق می شود.
با مطالعه می توانید دایره لغات را بالا ببرید، می توانید قدرت متقاعد سازی تان را بهبود ببخشید.
می توانید دنیا را بهتر توصیف کنید و از مردم راحت تر کمک بخواهید یا منظورتان را به آنان انتقال دهید.
وقتی دایره لغات پایین باشد، Label اشتباه بر روی مشکل می زنیم و گاهی اوقات با آن Label باعث می شویم مسئله غیر قابل حل شود.
پس مطالعه به دایره لغات بالا کمک می کند و دایره لغات بالا به برچسب زدن به مسائل.
پس لطفا به مطالعه به چشم تکه دیگری از پازل موفقیت بنگرید.
با تشکر
نوشته دایره لغت بالا – مطالعه (دوباره برچسب بزن) اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>نوشته دقت اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>از تمام دوران مدرسه به جرات می توانم بگویم هیچ چیز خاصی یادم نمی آید. جز معدود خاطرات که یکی از آن ها خوب یادم هست و مربوط به سال اول راهنمایی می شود، سرکلاس علوم.
فلش بکی بزنیم به آن زمان:
آن روز برای بار اول در زندگی ام به همه چیز دقت کردم، معلم مان درست می گفت، خیلی چیزهای ساده ای بودند که ما هر روز می دیدم، اما از آن ها غافل بودیم و به آن ها اهمیت نمی دادیم. آن روز متوجه شدم که می توان بیشتر در نگاه کردن دقت داشت. زمانی که ما دقت خود را بالا می بریم از طریق چشممان چقدر موارد مختلفی را می توانیم یاد بگیریم.
بعد ها در گذر زمان سریال های شرلوک هلمز و پوآرو نیز خیلی بیشتر به افزایش دقت من کمک کردند.
وقتی به اطراف خود نگاه می کنم احساس می کنم خوب می توانم منابع را ببینم و تشخیص دهم، بدانم که اطراف من چه خبر است.
امروزه خیلی از مطالبی را که یاد می گیرم از مشاهده توام با دقت می دانم و هرگز لازم نیست کسی آن را برایم جداگانه توضیح دهد. وقتی به رفتار افراد موفق دقت می کنم می توانم ببینم چرا آن ها با بقیه تفاوت دارند و تفاوت دقیقا در کجاست. طرز حرف زدنشان را با بقیه مقایسه می کنم.
با دقت به نکات ریز رفتاری می توانم راحت تر با طرف مقابلم ارتباط بگیرم. با دقت در بین حرف های او بیشتر می فهمیم که او به چه چیزهایی علاقه دارد و نقطه جوش های او کجاست.
دقت به من کمک کرده بتوانم حس دیگران را بهتر درک کنم، غلط املایی و تایپی ها را سریع پیدا کنم.
دقت باعث می شود بفهمیم چرا این کپیِ تمیز، مثل اصلش درنیامده.
دقت به ما کمک می کند که متوجه شویم که این کار خیلی تمیز از آب درآمده، پس باید به کپی نبودنش شک کرد.
در روزهای آتی نکاتی را که فکر می کنم با دقت توانسته ام به آن ها دست پیدا کنم را در کامنت ها خواهم نوشت. خوشحال می شوم شما هم از خاطرات دقت کردن خود بگویید.
با تشکر
نوشته دقت اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>نوشته این داستان: سخن به جا و در زمان مناسب اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>چند سال پیش بود برای امور خیریه پیش یکی از پزشکانی که می شناختم رفتم تا در مورد این موضوع با او صحبت کنم. بعد حدود ۲ سال بود که او را می دیدم. طبق عادت و فرهنگ ما ایرانیان پرسید: وضع کار چطوره؟
منم که واقعا در آن سال وضع کارمان خوب بود گفتم: خیلی خوبه، خیلی. ما واقعا راضی هستیم.
بعد گفت: وضعتون خوبه؟! مگه میشه. همه وضعشون خرابه. همه می نالند. چطور وضع شما خوبه. گنده های بازار کم آوردن و …
به جایی رسید که واقعا می خواستم عذر خواهی کنم و بگویم معذرت می خواهم، ما بی جا کردیم وضعمون خوبه. شما به بزرگی خودتون ببخشید. جوونی کردم.
آنجا بود که یاد گرفتم اکثر اوقات که نظر طرف مقابل (و حتی خود طرف مقابل) برایم مهم نیست، جوابی که دوست دارد بشنود را به او بدهم.
چند سال پیش که من برای یک شرکت نرم افزاری کار می کردم، جنس های آن شرکت را به صورت امانی در مغازه ها می گذاشتم تا فروش بروند. تسویه من با مغازه داران دو هفته ای بود و با شرکت هفتگی (البته این سیستم پرداخت را هم خودم مشخص کرده بودم).
پس عملا هفته اول و سوم ماه، من و تیم فروش من از جیب پول را به شرکت پرداخت می کردیم تا در هفته دوم و چهارم با مغازه داران تسویه کنیم.
یکبار شرکت طی یک حرکت خود سرانه اقدام به تماس مستقیم با مصرف کنندگان نهایی کرده بود و با این حرکت صدای مغازه داران را درآورده بود.
خاطرم هست که حدود یک میلیونی از یکی از مغازه داران طلب داشتم. به زمان تسویه که رسید رفتم پیش این دوست مغازه دار. داستان تماس بد جوری این ها را شاکی کرده بود. زمانی که مراجعه کردم برای دریافت طلب، مغازه دار به من گفت: طهماسبی، نه پولت را می دهم نه میذارم این پکیج هایی که پیش من هست را ببری، تا دفعه دیگه نخواید ما را بپیچونید. می خوام بدونم حالا چیکار می تونی بکنی.
همان موقع با خودم فکر کردم این حتما قبل از اینکه من بیام این حرف ها را آماده کرده بوده، پس سناریوهای مختلفی را برای هر حرکت من چیده.
من می گویم: تو کی باشی که پول من را ندی و …
من می گویم: چی شده؟ من اصلا در جریان نبودم این اتفاقی که میگی افتاده و …
(به دلیل کمبود زمان فقط همین دو سناریو در همان لحظه به ذهنم رسید) پیش خودم گفتم خُب این برای هر دوی این سناریو ها بعدش را هم چیده من باید الان حرفی بزنم که در برنامه ریزی او نبوده تا غافل گیر شود و کمی به چالش فکر بکشمش.
گفتم: ببین سلام علیکمون بیشتر از این پول ارزش داره و من چند ساله با تو کار می کنم. این از تکلیف پولم
پکیج ها هم درسته پیشت امانته ولی تا زمانی که توی مغازه تو هست، ماله تو هست و هیچ ارتباطی هم به من نداره ولی کاش با من اینجوری صحبت نمی کردی.
داشتم از مغازه می آمدم بیرون، که مغازه دار آمد بیرون و دست من را گرفت و گفت : قبول دارید ولی کارِتون اشتباه بوده؟
من گفتم: من که نگفتم اشتباه نبوده ولی دفتر مرکزی برای این کار با من هماهنگ نبودن، بعد از این ماجرا هم کلی باهاشون صحبت کردم و گفتم کارشون اشتباه بوده
خلاصه همان روز طلب ما را هم داد و کماکان با ما همکاری کرد.
با تشکر
نوشته این داستان: سخن به جا و در زمان مناسب اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>نوشته مدل ذهنی اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>
اگر من بخواهم از مدل ذهنی بگویم، به نظرم می توانم اینگونه بگویم: عینکی که ما به چشممان برای دیدن دنیا زدیم. هر کسی دنیا را از پشت عینک خود می بیند، این عینک می تواند همان تجارب گذشته و علومی که فراگرفته ایم باشد ولی هر چه هست، این درس می گوید بُرد با کسی است که عینک های بیشتر و مفید تری داشته باشد و کاربرد هر کدام را در جای درست و تاریخ انقضای آن را بداند.
چند نکته واقعا باعث شد این درس برای من خیلی خاص شود:
نتایجی که خیلی آن ها را دوست دارم:
یک کانال تلگرام هم پاییز سال 1394 محمدرضا شعبانعلی برای مدل ذهنی درست کرد (فقط برای 30 روز). خواندن آن را نیز بسیار مفید می دانم. justfor30days@
شدیدا پیشنهاد می کنم این سری درس را بخوانید، تا بتوانید به صورتی متفاوت به جهان خود نگاه کنید.
با تشکر
نوشته مدل ذهنی اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>