add_action('wp_footer', function () { echo ''; }, 99); دقت Archives - سایت شخصی حمید طهماسبی https://dimaht.com/tag/دقت/ علاقه‌مند به کارآفرینی و مدیریت - Hamid Tahmasebi Thu, 05 Sep 2024 12:49:15 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=7.1.3 https://dimaht.com/wp-content/uploads/2019/08/cropped-favicon-32x32.png دقت Archives - سایت شخصی حمید طهماسبی https://dimaht.com/tag/دقت/ 32 32 بوقلمون نگری https://dimaht.com/%d8%a8%d9%88%d9%82%d9%84%d9%85%d9%88%d9%86-%d9%86%da%af%d8%b1%db%8c/ https://dimaht.com/%d8%a8%d9%88%d9%82%d9%84%d9%85%d9%88%d9%86-%d9%86%da%af%d8%b1%db%8c/#comments Sat, 22 Jul 2017 16:14:37 +0000 http://dimaht.com/?p=2424 امروز داشتم نقد سایت گاردین در مورد کتاب قوی سیاه نسیم طالب رو میخوندم و توی نقد یه جا به “Turkey Problem” اشاره میکنه. نسیم طالب چندین جا در کتاب از این مثال استفاده میکنه. داشتم فکر میکردم اگه مترجم کتاب بخواد دقیقا ترجمه همین عبارت رو تو کتابش بیاره یه سری (یا شاید اکثرا) از خواننده های فارسی زبان احتمالا با این مثال ارتباط برقرار نمیکنن. به فکر افتادم که معادلی برای این مثال داریم که خواننده فارسی زبان خوب باهاش ارتباط برقرار کنه، همون طور که مثلاً یه خواننده آمریکایی با مثال نسیم طالب ارتباط برقرار میکنه؟ دیدم که یه مثال خیلی نزدیک داریم. اگه از دوستان متممی باشید به احتمال زیاد حداقل اسم نسیم طالب و کتاب قوی سیاه رو شنیدید و اگه هم نشنیدید یه سَری به این لینک بزنید. برای این که پست خیلی طولانی نشه مفهوم قوی سیاه رو توضیح نمیدم. اگه عضو متمم نیستید تو ویکی پدیا صفحه ای به نام نظریه قوی سیاه هست. من معادلی که از مثال نسیم طالب به ذهنم رسید رو اینجا میگم و فقط با جایگزین کردن چند تا عبارت میشه فهمید مثال نسیم طالب چی بوده. البته به لحن خودم دارم مثال رو توضیح میدم، نسیم […]

نوشته بوقلمون نگری اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.

]]>
امروز داشتم نقد سایت گاردین در مورد کتاب قوی سیاه نسیم طالب رو میخوندم و توی نقد یه جا به “Turkey Problem” اشاره میکنه. نسیم طالب چندین جا در کتاب از این مثال استفاده میکنه. داشتم فکر میکردم اگه مترجم کتاب بخواد دقیقا ترجمه همین عبارت رو تو کتابش بیاره یه سری (یا شاید اکثرا) از خواننده های فارسی زبان احتمالا با این مثال ارتباط برقرار نمیکنن. به فکر افتادم که معادلی برای این مثال داریم که خواننده فارسی زبان خوب باهاش ارتباط برقرار کنه، همون طور که مثلاً یه خواننده آمریکایی با مثال نسیم طالب ارتباط برقرار میکنه؟

دیدم که یه مثال خیلی نزدیک داریم.

اگه از دوستان متممی باشید به احتمال زیاد حداقل اسم نسیم طالب و کتاب قوی سیاه رو شنیدید و اگه هم نشنیدید یه سَری به این لینک بزنید. برای این که پست خیلی طولانی نشه مفهوم قوی سیاه رو توضیح نمیدم. اگه عضو متمم نیستید تو ویکی پدیا صفحه ای به نام نظریه قوی سیاه هست.

من معادلی که از مثال نسیم طالب به ذهنم رسید رو اینجا میگم و فقط با جایگزین کردن چند تا عبارت میشه فهمید مثال نسیم طالب چی بوده. البته به لحن خودم دارم مثال رو توضیح میدم، نسیم طالب مثال رو کوتاه توضیح میده و سریع رد میشه.

یه گوسفند رو در نظر بگیرید که هر روز بهش غذا داده میشه. هر روز اطمینان گوسفند بیشتر میشه از این که این بشر علاقه خاصی به گونه گوسفند ها داره و به منافع اکثریت گوسفند ها فکر میکنه. احتمالا این که هر روز عضوی از گونه انسان باید بهش غذا بده رو هم به عنوان یه قانون کلی در نظر میگیره. این داستان ادامه پیدا میکنه تا صبح روز عید قربان که برای گوسفند مذکور رویدادی غیر منتظره پیش میاد و گوسفند مورد نظر در حالی که بِ بِ کنان داره به سمت کشتارگاه میره بوی مرگ رو حس میکنه و مجبور میشه در باورهاش تجدید نظر بکنه. اگه گوسفند مذکور سواد خوندن هم داشته باشه، احتمالا وقتی روحش در حال پرکشیدن به سمت آسمان هست این گفته به ذهنش میاد که گوسفند ها در خوابند و زمانی که از دنیا رفتند بیدار میشوند و یه مقدار هم احساس فیلسوف بودن میکنه، ولی چه دیر.

برای این که ببینید مثال نسیم طالب چی بوده گوسفند رو با بوقلمون جایگزین کنید و عید قربان رو با روز شکرگزاری و صدای بِ بِ گوسفند رو هم با هر صدایی که بوقلمون ها در میارن. البته نسیم طالب هم میگه مثال رو از برترند راسل گرفته و تو مثال برترند راسل، جانور نگون بخت یه مرغ هست.

از این مثال که بگذریم، نسیم طالب میگه یه بوقلمون از رویداد های امروز چی میتونه بفهمه در مورد رویداد هایی که فردا ممکنه رخ بدن؟ شاید خیلی بتونه بفهمه ولی قطعا یه کم کمتر از چیزی که فکر میکنه میفهمه و همین ” یه کم”، ممکنه تفاوت زیادی برای بوقلمون ایجاد کنه.

آرامش خاطر بوقلمون با هر باری که عضوی مهربان از گونه انسان بهش غذا میده بیشتر میشه در حالی که در واقع مرگش داره نزدیک و نزدیک تر میشه. تصور کنید که وقتی قراره بوقلمون رو سر ببرن احساس امنیت بوقلمون به بالاترین حد ممکنش رسیده بوده و احتمال مرگش هم در بالاترین مقدار خودش بوده.

وقتی ما با توجه به اطلاعاتی که از گذشته داریم قانونی به دست میاریم و فکر میکنیم در آینده هم قراره صدق کنه، مشکل میتونه بدتر از اونی باشه که فکر میکنیم چون اطلاعاتی که این قانون رو تأیید میکنن میتونن دقیقاً خلاف همون قانون رو هم تأیید کنن.

زنده موندن ما تا فردا، میتونه دو معنی داشته باشه:

1- یا احتمال این که ما هیچ وقت نمیمیریم داره بیشتر میشه

2- یا احتمال این که به مرگ داریم نزدیک تر میشیم

هر دو نتیجه گیری بر اساس اطلاعات یکسانی هستن.

اگه من یه بوقلمون باشم (که البته نیستم، حداقل از نظر آناتومی مغز و بدن)، که برای مدت زمان طولانی دارن بهم غذا میدن، یا میتونم ساده لوحانه ادامه یافتن این روند رو تأییدی بگیرم بر این که در آرامش و امن و امان هستم یا یه مقدار زیرکی به خرج بدم و این فرض رو هم در نظر بگیرم که ادامه یافتن این روند، خطر تبدیل شدن من به شام عضوی از گونه انسان رو داره افزایش میده.

رفتار به ظاهر مهربانانه ی یه نفر میتونه نشون دهنده علاقه ی خاص اون آدم به من و اهمیت دادن اون به رفاه و آسایش من باشه یا میتونه نشونه حساب و کتاب اون آدم باشه برای این که یه روز یه لقمه چپم کنه.

خلاصه این که بوقلمون نباشیم…

پی نوشت: مثال برترند راسل رو تو لینکی که از متمم دادم میتونید ببینید.

 

با تشکر

حمید طهماسبی

نوشته بوقلمون نگری اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.

]]>
https://dimaht.com/%d8%a8%d9%88%d9%82%d9%84%d9%85%d9%88%d9%86-%d9%86%da%af%d8%b1%db%8c/feed/ 2
این تکنیک بود یا تاکتیک؟ https://dimaht.com/%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9-%d8%aa%d8%a7%da%a9%d8%aa%db%8c%da%a9/ https://dimaht.com/%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9-%d8%aa%d8%a7%da%a9%d8%aa%db%8c%da%a9/#comments Mon, 17 Jul 2017 16:14:47 +0000 http://dimaht.com/?p=2356 در زبان انگلیسی (و البته فارسی) واژه های زیادی وجود دارن که ما بدون توجه به معنی دقیقشون، اون ها رو به جای هم به کار میبریم. فکر میکنم به خصوص در زبان انگلیسی، یا تعداد این نوع واژه ها زیاد هست یا دغدغه بیشتری برای دقت کلامی وجود داره شاید یکی از نشونه های این که ما زیاد دغدغه دقت کلامی نداریم این باشه که میتونیم سه واژه “واضح”، “مبرهن” و “بدیهی” رو در یه جمله به کار ببریم و همه هم ظاهرا جمله ما رو بفهمن.. در زبان انگلیسی هم کلمات پرکاربردی مثل Sympathy و Empathy یا Affect و Effect زیاد اشتباه به جای هم به کار میرن. دو واژه که حتی در فارسی هم ممکنه به جای هم به کار برن، Tactic و Technique هستن. به نظر شما کدوم یک از مثال های زیر درست ترن؟ تکنیک های مدیریت زمان یا تاکتیک های مدیریت زمان تاکتیک های مذاکره یا تکنیک های مذاکره سناریو زیر رو در نظر بگیرین شما میفهمین که یکی از دوستان شما در مورد اینکه کاری را انجام داده یا نه، به شما دروغ گفته. الان چندین انتخاب پیش روتون هست. چند راه که الان به ذهن من رسید اینا بود: باهاش رو به […]

نوشته این تکنیک بود یا تاکتیک؟ اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.

]]>
در زبان انگلیسی (و البته فارسی) واژه های زیادی وجود دارن که ما بدون توجه به معنی دقیقشون، اون ها رو به جای هم به کار میبریم. فکر میکنم به خصوص در زبان انگلیسی،

یا تعداد این نوع واژه ها زیاد هست

یا دغدغه بیشتری برای دقت کلامی وجود داره

شاید یکی از نشونه های این که ما زیاد دغدغه دقت کلامی نداریم این باشه که میتونیم سه واژه “واضح”، “مبرهن” و “بدیهی” رو در یه جمله به کار ببریم و همه هم ظاهرا جمله ما رو بفهمن..

در زبان انگلیسی هم کلمات پرکاربردی مثل Sympathy و Empathy یا Affect و Effect زیاد اشتباه به جای هم به کار میرن. دو واژه که حتی در فارسی هم ممکنه به جای هم به کار برن، Tactic و Technique هستن.

به نظر شما کدوم یک از مثال های زیر درست ترن؟

تکنیک های مدیریت زمان یا تاکتیک های مدیریت زمان

تاکتیک های مذاکره یا تکنیک های مذاکره

سناریو زیر رو در نظر بگیرین

شما میفهمین که یکی از دوستان شما در مورد اینکه کاری را انجام داده یا نه، به شما دروغ گفته. الان چندین انتخاب پیش روتون هست. چند راه که الان به ذهن من رسید اینا بود:

  • باهاش رو به رو بشید و دروغ رو به روش بیارید.
  • سکوت کنید و اصلا به روی خودتون نیارید که فهمیدید دروغ گفته.
  • غیر مستقیم بهش بفهمونید که فهمیدید دروغ گفته.

برخوردهای بالا، تاکتیک های رو به رو شدن با دروغ محسوب میشن. بعد انتخاب یکی از روش های برخورد، هر اقدامی برای مواجهه با دوستتون انجام بدین عملا در حال به کار بردن تکنیک های مختلف هستین.

این که با چه لحن، زبان بدن و علائم چهره ای به دوستتون بفهمونید که دروغش رو فهمیدید، تکنیک های انجام اون کار محسوب میشن.

تکنیک – تاکتیک

تکنیک و تاکتیک

 

در واقع

تاکتیک، نقشه یا برنامه انجام کار هست

تکنیک، استفاده از مهارت های مختلف برای انجام اون نقشه یا برنامه (تکنیک زیر مجموعه تاکتیک محسوب میشه)


مطلب غیر مرتبط : سئو چیست و سئوکار کیست – مشاور کسب و کار

این متن توسط محسن بازیاری نوشته شده است.

 

با تشکر
حمید طهماسبی

نوشته این تکنیک بود یا تاکتیک؟ اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.

]]>
https://dimaht.com/%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9-%d8%aa%d8%a7%da%a9%d8%aa%db%8c%da%a9/feed/ 1
دقت https://dimaht.com/%d8%af%d9%82%d8%aa/ https://dimaht.com/%d8%af%d9%82%d8%aa/#comments Fri, 07 Jul 2017 16:15:45 +0000 http://dimaht.com/?p=2243 در سلسله مطالب پازل موفقیت، تا حالا به صبر و تمایز اشاره کردیم. حال نوبت به تکه ای دیگر از این پازل یعنی دقت می رسد. از تمام دوران مدرسه به جرات می توانم بگویم هیچ چیز خاصی یادم نمی آید. جز معدود خاطرات که یکی از آن ها خوب یادم هست و مربوط به سال اول راهنمایی می شود، سرکلاس علوم. فلش بکی بزنیم به آن زمان: بچه ها امروز کتاب هاتون رو ببندید. امروز یک چیز مهمتر از درس را می خوام بهتون بگم. دور و ورتون رو خوب نگاه کنید. 5 دقیقه فرصت دارید خوب نگاه کنید، با هم حرف نزنید. طهماسبی اگر داری اذیت میشی سر کلاس، تا بفرستمت بری دم دفتر. پس درست  بشین. بعد 5دقیقه – بچه ها هرچی دیدید، بنویسید. چه چیزهای جدیدی را امروز دیدید که تا حالا بهش دقت نکردید. امروز می خوام براتون از نگرش بگم (منظور ایشان دقت در نگاه کردن بود). خیلی از چیزهایی که در اطراف ما … آن روز برای بار اول در زندگی ام به همه چیز دقت کردم، معلم مان درست می گفت، خیلی چیزهای ساده ای بودند که ما هر روز می دیدم، اما از آن ها غافل بودیم و به آن ها […]

نوشته دقت اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.

]]>
در سلسله مطالب پازل موفقیت، تا حالا به صبر و تمایز اشاره کردیم. حال نوبت به تکه ای دیگر از این پازل یعنی دقت می رسد.

از تمام دوران مدرسه به جرات می توانم بگویم هیچ چیز خاصی یادم نمی آید. جز معدود خاطرات که یکی از آن ها خوب یادم هست و مربوط به سال اول راهنمایی می شود، سرکلاس علوم.

فلش بکی بزنیم به آن زمان:

  • بچه ها امروز کتاب هاتون رو ببندید. امروز یک چیز مهمتر از درس را می خوام بهتون بگم. دور و ورتون رو خوب نگاه کنید. 5 دقیقه فرصت دارید خوب نگاه کنید، با هم حرف نزنید. طهماسبی اگر داری اذیت میشی سر کلاس، تا بفرستمت بری دم دفتر. پس درست  بشین. بعد 5دقیقه – بچه ها هرچی دیدید، بنویسید. چه چیزهای جدیدی را امروز دیدید که تا حالا بهش دقت نکردید. امروز می خوام براتون از نگرش بگم (منظور ایشان دقت در نگاه کردن بود). خیلی از چیزهایی که در اطراف ما …

آن روز برای بار اول در زندگی ام به همه چیز دقت کردم، معلم مان درست می گفت، خیلی چیزهای ساده ای بودند که ما هر روز می دیدم، اما از آن ها غافل بودیم و به آن ها اهمیت نمی دادیم. آن روز متوجه شدم که می توان بیشتر در نگاه کردن دقت داشت. زمانی که ما دقت خود را بالا می بریم از طریق چشممان چقدر موارد مختلفی را می توانیم یاد بگیریم.

بعد ها در گذر زمان سریال های شرلوک هلمز و پوآرو نیز خیلی بیشتر به افزایش دقت من کمک کردند.

وقتی به اطراف خود نگاه می کنم احساس می کنم خوب می توانم منابع را ببینم و تشخیص دهم، بدانم که اطراف من چه خبر است.

امروزه خیلی از مطالبی را که یاد می گیرم از مشاهده توام با دقت می دانم و هرگز لازم نیست کسی آن را برایم جداگانه توضیح دهد. وقتی به رفتار افراد موفق دقت می کنم می توانم ببینم چرا آن ها با بقیه تفاوت دارند و تفاوت دقیقا در کجاست. طرز حرف زدنشان را با بقیه مقایسه می کنم.

با دقت به نکات ریز رفتاری می توانم راحت تر با طرف مقابلم ارتباط بگیرم. با دقت در بین حرف های او بیشتر می فهمیم که او به چه چیزهایی علاقه دارد و نقطه جوش های او کجاست.

دقت به من کمک کرده بتوانم حس دیگران را بهتر درک کنم، غلط املایی و تایپی ها را سریع پیدا کنم.

دقت باعث می شود بفهمیم چرا این کپیِ تمیز، مثل اصلش درنیامده.

دقت به ما کمک می کند که متوجه شویم که این کار خیلی تمیز از آب درآمده، پس باید به کپی نبودنش شک کرد.

در روزهای آتی نکاتی را که فکر می کنم با دقت توانسته ام به آن ها دست پیدا کنم را در کامنت ها خواهم نوشت. خوشحال می شوم شما هم از خاطرات دقت کردن خود بگویید.

 

با تشکر

حمید طهماسبی

 

نوشته دقت اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.

]]>
https://dimaht.com/%d8%af%d9%82%d8%aa/feed/ 6
این داستان: واقعاً انقدر؟ https://dimaht.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d8%a7%d9%8b-%d8%a7%d9%86%d9%82%d8%af%d8%b1/ https://dimaht.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d8%a7%d9%8b-%d8%a7%d9%86%d9%82%d8%af%d8%b1/#comments Wed, 21 Jun 2017 16:15:13 +0000 http://dimaht.com/?p=2185 داستان 1: حدود سه سال پیش بود که به یک وردپرس کار احتیاج داشتیم، همزمان در دیوار و روزنامه آگهی دادیم. سطح کسانی که از طریق روزنامه تماس می گرفتند به شدت پایین تر از سطح کسانی بود که آگهی ما را در دیوار دیده بودند. در حدی که یک نفر تماس گرفت و گفت: وردپرس منظور همان ورد آفیس هست؟!!!!  فکر نمی کردم واقعا انقدر تفاوت بین کسانی که جویای شغل در روزنامه هستند و کسانی که به صورت آنلاین به دنبال کار می گردند باشد.   داستان 2: خاطرم هست چند سال پیش به دنبال بازاریاب تلفنی بودیم. در پی این خواسته شروع به دادن آگهی کردیم. شاید حدود پنج نفر تماس گرفتند، اگر اشتباه نکنم یک نفر مراجعه کرد (اگر اشتباه کنم، همان یک نفر هم نیامد). هفته بعد دوباره آگهی دادیم، وضع از هفته قبل بدتر بود. حدود یکسال و بیش از 20 بار این کار را انجام داده بودیم. چند مدت بعد در فیلم آموزشی دیدم، که می گوید: بجای استفاده از کلمه بازاریاب، از کارشناس فروش  یا مشاور فروش استفاده کنید. پیش خودم گفتم من که تا به حال کلی هزینه آگهی داده ام بگذار این بار این را تست کنم. نتیجه غیر قابل […]

نوشته این داستان: واقعاً انقدر؟ اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.

]]>
داستان 1:

حدود سه سال پیش بود که به یک وردپرس کار احتیاج داشتیم، همزمان در دیوار و روزنامه آگهی دادیم.

سطح کسانی که از طریق روزنامه تماس می گرفتند به شدت پایین تر از سطح کسانی بود که آگهی ما را در دیوار دیده بودند. در حدی که یک نفر تماس گرفت و گفت: وردپرس منظور همان ورد آفیس هست؟!!!! 

فکر نمی کردم واقعا انقدر تفاوت بین کسانی که جویای شغل در روزنامه هستند و کسانی که به صورت آنلاین به دنبال کار می گردند باشد.

 

داستان 2:

خاطرم هست چند سال پیش به دنبال بازاریاب تلفنی بودیم. در پی این خواسته شروع به دادن آگهی کردیم.

شاید حدود پنج نفر تماس گرفتند، اگر اشتباه نکنم یک نفر مراجعه کرد (اگر اشتباه کنم، همان یک نفر هم نیامد). هفته بعد دوباره آگهی دادیم، وضع از هفته قبل بدتر بود. حدود یکسال و بیش از 20 بار این کار را انجام داده بودیم.

چند مدت بعد در فیلم آموزشی دیدم، که می گوید: بجای استفاده از کلمه بازاریاب، از کارشناس فروش  یا مشاور فروش استفاده کنید.

پیش خودم گفتم من که تا به حال کلی هزینه آگهی داده ام بگذار این بار این را تست کنم.

نتیجه غیر قابل باور بود. حدود 30 نفر تماس گرفتند و بیش از 15 نفر مراجعه حضوری داشتند. فقط با عوض کردن کلمه بازاریاب به مشاور.

باورم نمی شد که یک کلمه واقعا انقدر درنتیجه تاثیر داشته باشد.

 

با تشکر

حمید طهماسبی

نوشته این داستان: واقعاً انقدر؟ اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.

]]>
https://dimaht.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d8%a7%d9%8b-%d8%a7%d9%86%d9%82%d8%af%d8%b1/feed/ 7
پازل موفقیت https://dimaht.com/%d9%be%d8%a7%d8%b2%d9%84-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa/ https://dimaht.com/%d9%be%d8%a7%d8%b2%d9%84-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa/#comments Tue, 20 Jun 2017 16:34:31 +0000 http://dimaht.com/?p=2172 از نوجوانی همیشه سوالم این بود که چگونه می شود موفق بود و به موفقیت رسید. تشنه این بودم که یک نفر را پیدا کنم که موفق باشد و آن را الگوی خودم کنم. (بعد ها که بزرگتر شدم با مفهوم Mentor و Mentorship آشنا شدم) تا رسیدم به دوران کنکور. در هر درسی با بهترین استادهای آن کلاس برداشتم (البته در کل کارم اشتباه بود). اما یک مزیت بزرگ برای من داشت، دیدن این همه آدم موفق از نزدیک به من خیلی ایده داد. نکته جالبی که برای من داشت این بود که چقدر این ها نقاط مشترک با هم دارند و در سال های بعد همان خصوصیات را در آدم های موفق دیگر به کرات مشاهده کردم. بعد از اینکه کنکور را پشت سر گذاشتم از حدود 40 الی 50 نفر پرسیدم “انسان خوب و موفق چه ملاک هایی دارد؟” (این عین جمله ای بود که می پرسیدم، چون همین الان آن دفترچه ای که جواب ها را یادداشت می کردم، روی میز جلوی چشمانم هست). زمانی که نظر همه اطرافیان را پرسیدم و نوشتم، به سراغ آن معلم هایی که یک سال سخت را با آن ها گذراندم رفتم. همین سوال را از آنان پرسیدم. دو تا […]

نوشته پازل موفقیت اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.

]]>
از نوجوانی همیشه سوالم این بود که چگونه می شود موفق بود و به موفقیت رسید.

تشنه این بودم که یک نفر را پیدا کنم که موفق باشد و آن را الگوی خودم کنم. (بعد ها که بزرگتر شدم با مفهوم Mentor و Mentorship آشنا شدم)

تا رسیدم به دوران کنکور.

در هر درسی با بهترین استادهای آن کلاس برداشتم (البته در کل کارم اشتباه بود). اما یک مزیت بزرگ برای من داشت، دیدن این همه آدم موفق از نزدیک به من خیلی ایده داد. نکته جالبی که برای من داشت این بود که چقدر این ها نقاط مشترک با هم دارند و در سال های بعد همان خصوصیات را در آدم های موفق دیگر به کرات مشاهده کردم.

بعد از اینکه کنکور را پشت سر گذاشتم از حدود 40 الی 50 نفر پرسیدم “انسان خوب و موفق چه ملاک هایی دارد؟” (این عین جمله ای بود که می پرسیدم، چون همین الان آن دفترچه ای که جواب ها را یادداشت می کردم، روی میز جلوی چشمانم هست). زمانی که نظر همه اطرافیان را پرسیدم و نوشتم، به سراغ آن معلم هایی که یک سال سخت را با آن ها گذراندم رفتم. همین سوال را از آنان پرسیدم.

دو تا از بهترین جملاتی که هر دو یک معنی داشتند را از دو تا از بهترین معلمانم یادداشت کردم:

  1. انسان موفق انسانیست که پشتکار داشته باشد
  2. انسان موفق انسانیست که زمین می خورد، زمین گیر نمی شود

آن سوال دوران نوجوانی کماکان تا به امروز پس ذهن من مانده و هنوز به دنبال تکمیل جواب آن هستم. به دلیل اینکه این تجربه را با شما به اشتراک بگذارم و حاصل یک مشاهده بیش از ده ساله را برای شما بازگو کنم، سری پازل موفقیت را شروع به نوشتن می کنم.(چقدر خوب می شود که شما عزیزان هم در این موضوع به من کمک کنید و تجربیات خود را بگویید)

در هر مطلب سعی می کنم که یک تکه از این پازل را اینجا بگویم و شرح دهم.

تا به حال دو تکه از این پازل را تحت عنوان صبر و تمایز گفته ام.

در اینجا فقط می خواهم برای هر کدام یک میکرواکشن هم تعریف کنم و مطلب راجع به این دو تکه پازل را ببندم.

میکرواکشن صبر: 

هر چیزی که می خواهید برای خود بخرید را به تعویق بیاندازید.

با این شرط ها که:

  • یک نیاز خیلی ضروری نباشد که آن را باید هر چه زودتر تهیه کنید
  • همین الان هم توانایی تهیه آن را داشته باشید. نه اینکه چون نمی توانید از پس هزینه اش برآیید، بگویید پس تمرین صبر می کنم

به عنوان مثال: الان هوس خوردن پیتزا کردم، ولی پس فردا بخورم

میکرواکشن تمایز:

در هر لحظه به این فکر کنید که چه کاری بکنم یا چه چیزی بگویم که از دیگران متمایز شوم.

شاید پوشیدن یک رنگ متفاوت لباس

یک سکوت معنادار (در یک جای پر ازدحام و شلوغ و طلبکار)

یک خسته نباشید به پاکبان شهرداری ساعت 6 صبح (که همه دارند زمین و زمان را فحش می دهند که چرا باید الان بیدار شوند)

الان یاد فایل اتیکت افتادم (فکر کنم در همین فایل بود). آنجایی که می گفت: اگر می بینی همه بدون اجازه وارد یک اتاق می شوند و می روند صحبت می کنند شما دم درب بمانید تا به شما اجازه بدهند، به احتمال بیشتر کار شما را بهتر انجام خواهند داد.

به نظر من فایل اتیکت به دلیل اینکه خیلی از ما آن را رعایت نمی کنیم، مملو از کارهایی است که می توان به واسطه آن به راحتی متمایز شد.

تکه پازل بعدی دقت است.

 

با تشکر

حمید طهماسبی

نوشته پازل موفقیت اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.

]]>
https://dimaht.com/%d9%be%d8%a7%d8%b2%d9%84-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa/feed/ 2
املای صحیح کلمات فارسی آنلاین https://dimaht.com/%d8%a7%d9%85%d9%84%d8%a7%db%8c-%d8%b5%d8%ad%db%8c%d8%ad-%db%8c%da%a9-%d8%b3%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%aa/ https://dimaht.com/%d8%a7%d9%85%d9%84%d8%a7%db%8c-%d8%b5%d8%ad%db%8c%d8%ad-%db%8c%da%a9-%d8%b3%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%aa/#comments Sun, 18 Jun 2017 16:37:27 +0000 http://dimaht.com/?p=1003 یک سری کلمات هستند که من خودم یک زمانی طرز صحیح نوشتن آن‌ها را بلد نبودم، یا معنی آن‌ها را نمی‌دانستم؛ مثلا غرض از مزاحمت درست است یا قرض از مزاحمت، یا اینکه ضیق وقت صحیح است یا ذیق وقت؟ املای صحیح کلمات فارسی بر اساس املای تصویب شده در فرهنگ لغت همیشه برای من مهم بوده است. به همین دلیل، گفتم اینجا طرز صحیح نوشتن کلمات فارسی را بنویسم که هم برای خودم مروری شود و از طرفی دیگر، همیشه بماند. املای صحیح کلمات فارسی قطعا برای شما هم پیش آمده، که املا یا معنی یک کلمه را ندانید، مثلا در لیست زیر، شما بگویید املای کدام یک درست است؟ مصدع اوقات یا مسدع اوقات یا مصدی اوقات ذیق وقت یا ضیق وقت یا زیق وقت یا ضیغ وقت یا ذیغ وقت (به فرض که یکی از آن ها درست باشد، اصلا ضیق وقت یعنی چه؟) علی رغم یا علیرغم عرض پوزش یا ارز پوزش انضباط یا انظباط اجالتا یا عجالتا ارزه یا عرضه تهدید یا تحدید ارجحیت یا ارجعیت هوله یا حوله قر زدن یا غر زدن هول دادن یا هل دادن فراغ یا فراق منسوب یا منصوب مزنه یا مظنه غرض از مزاحمت یا قرض از مزاحمت […]

نوشته املای صحیح کلمات فارسی آنلاین اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.

]]>
یک سری کلمات هستند که من خودم یک زمانی طرز صحیح نوشتن آن‌ها را بلد نبودم، یا معنی آن‌ها را نمی‌دانستم؛ مثلا غرض از مزاحمت درست است یا قرض از مزاحمت، یا اینکه ضیق وقت صحیح است یا ذیق وقت؟

املای صحیح کلمات فارسی بر اساس املای تصویب شده در فرهنگ لغت همیشه برای من مهم بوده است. به همین دلیل، گفتم اینجا طرز صحیح نوشتن کلمات فارسی را بنویسم که هم برای خودم مروری شود و از طرفی دیگر، همیشه بماند.

املای صحیح کلمات فارسی

قطعا برای شما هم پیش آمده، که املا یا معنی یک کلمه را ندانید، مثلا در لیست زیر، شما بگویید املای کدام یک درست است؟

  • مصدع اوقات یا مسدع اوقات یا مصدی اوقات
  • ذیق وقت یا ضیق وقت یا زیق وقت یا ضیغ وقت یا ذیغ وقت (به فرض که یکی از آن ها درست باشد، اصلا ضیق وقت یعنی چه؟)
  • علی رغم یا علیرغم
  • عرض پوزش یا ارز پوزش
  • انضباط یا انظباط
  • اجالتا یا عجالتا
  • ارزه یا عرضه
  • تهدید یا تحدید
  • ارجحیت یا ارجعیت
  • هوله یا حوله
  • قر زدن یا غر زدن
  • هول دادن یا هل دادن
  • فراغ یا فراق
  • منسوب یا منصوب
  • مزنه یا مظنه
  • غرض از مزاحمت یا قرض از مزاحمت
  • ماسک یا ماکس
  • علاف یا الاف

در ادامه املا صحیح یک سری از لغات مهم و پرتکرار را با هم بررسی و مقایسه می کنیم و بعد به سراغ مابقی کلمات می‌رویم.

غرض از مزاحمت یا قرض از مزاحمت؟

املای صحیح این کلمه، غرض از مزاحمت است و املای نادرست آن که گاهی اوقات افراد به اشتباه می‌نویسند، قرض از مزاحمت می باشد. حالا شاید از خود بپرسید که غرض از مزاحمت یعنی چه؟ کجاها از این عبارت استفاده می‌کنند؟

این عبارت به معنی، هدف و قصد از مزاحمت است و یک جمله مودبانه است برای آن وقتهایی که از کسی درخواستی دارید.

 

مصدع اوقات یا مسدع اوقات؟

املای صحیح این کلمه، مصدع اوقات و به معنای مزاحم وقت کسی شدن است. (این‌ها غلط هستند: مسدع اوقات، مسطح اوقات)

  • شیوه‌های رایج برای گفتن مصدع اوقات شدن: مصدع اوقات شریف شدن – عذر میخوام مصدع اوقات شدم – ببخشید مصدع اوقات شدم
  • جواب مصدع اوقات شدم: (اگر کسی می‌داند خوشحال می‌شوم در بخش نظرات با دیگران و من هم در میان بگذارد)
  • مصدع اوقات شدن به انگلیسی: head off

ذیق وقت یا ضیق وقت؟

املای صحیح این کلمه هم ضیق وقت است، به معنی محدود بودن وقت و کمبود وقت است. (این‌ها غلط هستند: ذیق وقت، ذیغ وقت)

اما خود کلمه ضیق، به معنی تنگ، محدود (ضیق وقت) می‌باشد.

 

املا و طرز صحیح نوشتن سایر کلمات فارسی

 

  • ماسک: روبند، نقاب (کاربرد و املای نادرست: ماکس)
  • عُرضه داشتن: لیاقت داشتن، سزاوار بودن (املای نادرست: ارزه داشتن)
  • انضباط: سامان گرفتن، نظم داشتن (املای نادرست: انظباط)
  • عجالتاً: اکنون، فعلا، فورا
  • علاف: از کار و زندگی افتادن – بیکار (الاف غلط است)
  • عرض ادب (املای نادرست: ارز ادب)
  • انحطاط: فرو افتادن، پست شدن
  • مقهور: شکست خورده
  • قریحه : ذوق
  • مستاصل: درمانده
  • التفات: توجه کردن
  • اوان: زمان، هنگام
  • عنفُوان: اول هر چیز
  • زَفت: درشت – زُفت : تند و بی ارزش
  • آن مدیر به آن مقام منصوب (به شغل و مقامی گماشته شده) شد.
  • این جمله منسوب (نسبت داده شده) به سعدی است.
  • ستبر: بزرگ، فربه
  • مَرهون: مدیون، بدهکار
  • مُصّر بودن: اصرار کننده، سمج
  • مُبرهن: آشکار
  • مُحرز: مسلم، قطعی
  • فسق و فجور: بدکاری، عیاشی
  • سور و سات: تدارکات، ملزومات
  • متاع: کالا، مال
  • مُطاع: فرمانروا
  • مذاق: طعم، مزه
  • مُتقَن: محکم، استوار
  • خاسته: دستاورد
  • هزاردستان: بلبل
  • تَشَتّت: پراکنده ساختن
  • حِضانت: پرستاری، نگهداری
  • زجر: سختی ، آزار
  • ضجر: دلتنگی، بی قراری
  • کنج عزلت: گوشه نشینی، خانه نشینی
  • حاذق: ماهر
  • فراغبال: آسوده خاطر
  • فراغ: آسودگی
  • فراق: جدایی – دوری
  • فی البداهه: در آن واحد
  • مزمن: دیرینه و کهنه
  • هول شدن: تهدید کردن – ترسانیدن – خوف – بیم – هراس – رعب – وحشت
  • هل دادن: با فشاری دفعی چیزی را یا کسی را افکندن – به سویی راندن – تنه زدن .
  • تساهل و تسامح: ساده گرفتن و مدارا کردن، به آسانی و نرمی با کسی برخورد کردن. تساهل: بخشش و بزرگواری. تسامح: نوعی کنارآمدن همراه با بزرگواری
  • محجور: بازداشته شده – منع کرده شده
  • مذموم: نکوهیده، سرزنش شده
  • طی کردن: پیمودن
  • تی زدن: منظور همان وسایل تنظیف است.
  • لفافه: پوشش – محفظه
  • در لفافه صحبت کردن یعنی صحبت با ملاحظات یعنی رُک صحبت نکردن
  • بغل: آغوش – بغل دست نشستن (بقل به این شکل اشتباه است)
  • بزن بغل پیاده میشم
  • تبحر داشتن: تسلط داشتن، احاطه داشتن
  • طمأنینه: آزام گرفتن ، آرامش
  • تلق: جنس شفاف قابل تورق
  • برهه: روزگار، مرحله (مثال: برهه حساس کنونی)
  • علی الخصوص: خصوصا، به ویژه
  • مصر بودن: پا فشاری کردن
  • مسری: سرایت کننده، واگیر دار
  • علی رغم: برخلاف میل و خواهش، به ناخواست
  • مقال: گفتگو، گفتار، سخن
  • تخطئه: خطاگیری، نادرست دانستن، خطا شمردن، نادرست شمردن
  • پلمب: پلمب درست است (تلفظ کلمه انگلیسی Plombe) و پلمپ هیچ معنی ندارد.

 

پیشنهاد برای مطالعه بیشتر:

املای صحیح بعضی از کلمات

در ادامه هر واژه ای را که Bold می کنم یعنی بیشتر از آن استفاده می شود – خیلی جالب است که یک شرکت آمریکایی در آن سر دنیا به ما، از هر کسی بهتر می تواند بگوید، که ما ایرانیان از کدام نوع املای کلمات بیشتر استفاده می کنیم)

  • ماسک یا ماکس؟

ماسک ریشه فرانسوی دارد و به معنای نقاب و روبند است که روی دهان و بینی می‌گذاریم. ماکس به اشتباه به جای ماسک استفاده می‌شود.

  • فرقون یا فرغون؟

در این مورد، املای صحیح کلمه فرغون می‌باشد. البته بدانید که فرغان غلط است، مثل ماکارونی که بعضی فکر می کنند کتابیش می شود ماکارانی!

  • انضباط یا انظباط ؟

املای صحیح این کلمه، انضباط است و کلمه انظباط اشتباه است. انضباط به معنی نظم داشتن، سامان پذیری و بسامانی می‌باشد.

  • عرض پوزش یا ارز پوزش؟

کلمه صحیح با عرض پوزش است و به معنی عذرخواهی کردن است.

  • قر و غمزه یا غر و غمزه هر دو درست هستند
  • منضبط – انضباط – نظم (ریشه انضباط، ضبط به معنای قانون است نه نظم)
  • زغال (مورد تایید لغتنامه معین) – ذغال (مورد تایید لغتنامه دهخدا) – اما افرادی که می نویسند زغال، حدود ۴ برابر افرادی هستند که ذغال می نویسند.
  • علی الحساب
  • چشم قرنه
  • لاشه متعفن
  • وضعیت مشمئز کننده
  • عاطل و باطل
  • حوله (معین) – هوله (دهخدا) – نوشتن حوله در فارسی حدودا ۱۶ برابر نوشتن هوله است.
  • سیاس
  • ارجحیت
  • مغلطه کردن
  • ترک مراوده
  • صحت و سقم
  • حاد
  • خزعبلات
  • ناهار – نهار (هر دو درست است) – میزان استفاده ناهار حدودا ۴ برابر نهار است
  • ضایعه اسف بار
  • ضد و نقیض
  • اتراق – اطراق
  • تراز – طراز (می‌شود گفت دیگه از کسی از املای طراز استفاده نمی‌کند)
  • ابهت
  • حی و حاضر
  • جربزه
  • تا کردن (کاغذ را از وسط تا کردم)
  • غر زدن – غرولند
  • فارسی سلیس
  • اذهان عمومی
  • جمله قصار
  • حد و حصر
  • بالفطره
  • طفره
  • اقصی نقاط جهان
  • غرور جریحه دار
  • مصدع اوقات
  • رتق و فتق امور
  • بیماری مسری
  • قسر در رفتن
  • ذله شدن
  • مظنه
  • غلتیدن
  • غرض از مزاحمت
  • علی الخصوص
  • فلاسک
  • هال خانه
  • معذب
  • وهله
  • اولویت
  • راجع به (راجب به  غلط است)
  • توجیه
  • ترجیح
  • مشکل – پشکل – خوشگل
  • جرات (جرئت غلط است)

نکته: این را می‌دانم که معنی هِنگفت با هَنگفت با هم تفاوت دارند، اما هرچه جستجو کردم به نتیجه‌ای نرسیدم.

(وسایل – وسایط ، اعلام – اعلان ، تصادم – تصادف) معانی اینها هم با هم تفاوت دارند، که سر فرصت در کامنت می‌نویسم.

پی نوشت: این متن به کمک دوست خوبمان باران تصحیح شده است.

 

پی نوشت بی ربط: به دلیل اینکه خیلی از دوستان با سرچ گوگل به این صفحه از سایت من می‌رسند، خواستم عرض کنم که حوزه فعالیت من ادبیات نیست و من در حال حاضر مدیر اجرایی سامانه آنلاین درخواست خدمات “خدمت از ما” هستم. چون همیشه علاقمند بودم به اینکه کم خطا باشم و به درست‌ترین حالت ممکن بنویسم و معنای کلمات را بدانم، اقدام به نوشتن این مطلب پیرامون املای صحیح کلمات کردم. البته همان وسواس و دقت را در ارائه خدمات مان در سایت “خدمت از ما” هم دارم و این روحیه به تیم من هم منتقل شده است.

با تشکر

حمید طهماسبی

نوشته املای صحیح کلمات فارسی آنلاین اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.

]]>
https://dimaht.com/%d8%a7%d9%85%d9%84%d8%a7%db%8c-%d8%b5%d8%ad%db%8c%d8%ad-%db%8c%da%a9-%d8%b3%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%aa/feed/ 201