خدمت از ما جواب چه سوالاتی بود؟

بسیار دوست دارم که زندگی ام را به دنبال سوالاتی باشم که طرح می کنم.

قبلا گفته بودم چرا کارآفرینی و استارتاپ را دوست دارم:

این ۴ سوال محور اصلی ذهن من بودند قبل از شروع خدمت از ما:

  1. آیا برای یک انسان معمولی مثل من (متولد تهران نیست، دانشگاه سراسری شریف و … نبوده، به جایی وصل نیست، پولی خاصی هم ندارد – به معنای واقعی معمولی) امکان ایجاد یک کسب و کار بزرگ در سطح کشور هست؟ (با منابع محدود در دسترسم)
  2. تا کجا می شود بزرگ شد، بدون دردسرهای دولتی و رگولاتوری؟
  3. مرز موفقیت برای من کجاست؟ (موفقیت مرز ندارد، اما می دانم که برای هر کس مرزی هست)
  4. آیا می توانم اثر مثبتی روی شهرم بگذارم؟ (با استخدام کلی نیرو در شیراز و آموزش و توسعه مهارت هایشان) – همچنین شیراز هرگز استارتاپ بزرگی نداشت.

در کنار این سوالات تعدادی هدف هم داشتم:

  1. اثبات خودم به خودم (من همیشه همه چیزم معمولی رو به خوب بود، دانشگاهم، وضعیت مالی خانواه ام، مدرک تحصیلی ام، درسم. خدمت از ما آن کاری بود که باید می آمد و با بهترین شدنش، به خودم ثابت می کردم که با تلاش و مطالعه دائم می شود رفت بین برترین ها یا حتی برترین)
  2. انجام یک کار بزرگ در ایران (چیزی که از سال ۹۴ -۹۵ توی ذهنم بود)
  3. راوی داستان موفقیت و انگیزه باشم برای تمام کسانی که منابع محدود دارند اما رویای بزرگ در سر، بگویم من توانستم، شما هم تلاش کنید می توانید
  4. کسانی که با استعداد و پرتلاش هستند بدانند لازم نیست برای کار، حتما مهاجرت کنند. (چه به تهران، چه خارج از کشور)

4.2/5 - (8 امتیاز)

2 دیدگاه روشن خدمت از ما جواب چه سوالاتی بود؟

  • چیزایی که به ما انگیزه میدن نمیتونن خیلی برامون دور از دسترس باشن وگرنه اون کارکرد انگیزشی رو پیدا نمیکنند. چندتا نکته توی راویت شکل گیری و رشد خدمت از ما هست که شنیدنش حال من رو خوب میکنه مثل اینکه یه جریان پویا توی ذهنم راه میندازه:
    ۱. گرفتن سفارش ها اولش ساده مدیریت میشده و قدم به قدم بهبود پیدا کرده. انگار پروسه رشد و حرفه‌ای شدن تیم رو توی تمام سطوح شرکت جریان داشته. این نکته رو حتی توی مسیر حرفه ای بعضی از بچه‌ها هم میشه دید. کسایی که طی چندسال مسیر کارآموزی تا مدیریتشون رو اینجا گذروندن
    ۲. تاب آوری تیم تا آخرین لحظه‌‌ای که تصور میشد میتونه سرپا بمونه. حتی اگر توی ماه اخریم اوکی برای دو تا دوهفته برنامه بریزیم.
    ۳. باور به یادگیری مستمر هم حس خوداتکایی رو القا میکنه.

    • دقیقا مائده
      به نظر من باور از این نمیاد که اول کسب وکار خودش رو به ما نشون بده، بعد ما بهش باور داشته باشیم. اول باید ما بهش باور داشته باشیم تا بعد اون خودش رو بهون نشون بده
      و این باور داشتن بهش، قبل اینکه چیزی ببنی خودش یک ریسک بزرگه
      اما موفقیت و لذت زندگی به نظر من پشت همین ریسک های بزرگه

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.