add_action('wp_footer', function () { echo ''; }, 99);
نوشته این داستان: سخن به جا و در زمان مناسب اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>چند سال پیش بود برای امور خیریه پیش یکی از پزشکانی که می شناختم رفتم تا در مورد این موضوع با او صحبت کنم. بعد حدود ۲ سال بود که او را می دیدم. طبق عادت و فرهنگ ما ایرانیان پرسید: وضع کار چطوره؟
منم که واقعا در آن سال وضع کارمان خوب بود گفتم: خیلی خوبه، خیلی. ما واقعا راضی هستیم.
بعد گفت: وضعتون خوبه؟! مگه میشه. همه وضعشون خرابه. همه می نالند. چطور وضع شما خوبه. گنده های بازار کم آوردن و …
به جایی رسید که واقعا می خواستم عذر خواهی کنم و بگویم معذرت می خواهم، ما بی جا کردیم وضعمون خوبه. شما به بزرگی خودتون ببخشید. جوونی کردم.
آنجا بود که یاد گرفتم اکثر اوقات که نظر طرف مقابل (و حتی خود طرف مقابل) برایم مهم نیست، جوابی که دوست دارد بشنود را به او بدهم.
چند سال پیش که من برای یک شرکت نرم افزاری کار می کردم، جنس های آن شرکت را به صورت امانی در مغازه ها می گذاشتم تا فروش بروند. تسویه من با مغازه داران دو هفته ای بود و با شرکت هفتگی (البته این سیستم پرداخت را هم خودم مشخص کرده بودم).
پس عملا هفته اول و سوم ماه، من و تیم فروش من از جیب پول را به شرکت پرداخت می کردیم تا در هفته دوم و چهارم با مغازه داران تسویه کنیم.
یکبار شرکت طی یک حرکت خود سرانه اقدام به تماس مستقیم با مصرف کنندگان نهایی کرده بود و با این حرکت صدای مغازه داران را درآورده بود.
خاطرم هست که حدود یک میلیونی از یکی از مغازه داران طلب داشتم. به زمان تسویه که رسید رفتم پیش این دوست مغازه دار. داستان تماس بد جوری این ها را شاکی کرده بود. زمانی که مراجعه کردم برای دریافت طلب، مغازه دار به من گفت: طهماسبی، نه پولت را می دهم نه میذارم این پکیج هایی که پیش من هست را ببری، تا دفعه دیگه نخواید ما را بپیچونید. می خوام بدونم حالا چیکار می تونی بکنی.
همان موقع با خودم فکر کردم این حتما قبل از اینکه من بیام این حرف ها را آماده کرده بوده، پس سناریوهای مختلفی را برای هر حرکت من چیده.
من می گویم: تو کی باشی که پول من را ندی و …
من می گویم: چی شده؟ من اصلا در جریان نبودم این اتفاقی که میگی افتاده و …
(به دلیل کمبود زمان فقط همین دو سناریو در همان لحظه به ذهنم رسید) پیش خودم گفتم خُب این برای هر دوی این سناریو ها بعدش را هم چیده من باید الان حرفی بزنم که در برنامه ریزی او نبوده تا غافل گیر شود و کمی به چالش فکر بکشمش.
گفتم: ببین سلام علیکمون بیشتر از این پول ارزش داره و من چند ساله با تو کار می کنم. این از تکلیف پولم
پکیج ها هم درسته پیشت امانته ولی تا زمانی که توی مغازه تو هست، ماله تو هست و هیچ ارتباطی هم به من نداره ولی کاش با من اینجوری صحبت نمی کردی.
داشتم از مغازه می آمدم بیرون، که مغازه دار آمد بیرون و دست من را گرفت و گفت : قبول دارید ولی کارِتون اشتباه بوده؟
من گفتم: من که نگفتم اشتباه نبوده ولی دفتر مرکزی برای این کار با من هماهنگ نبودن، بعد از این ماجرا هم کلی باهاشون صحبت کردم و گفتم کارشون اشتباه بوده
خلاصه همان روز طلب ما را هم داد و کماکان با ما همکاری کرد.
با تشکر
نوشته این داستان: سخن به جا و در زمان مناسب اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>نوشته زبان تشکر اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>لطف کردی
مرسی
متشکرم(عامیانه: مچکرم) – تشکر می کنم
سپاسگزارم
دست شما درد نکنه
زحمت کشیدی
کارِت درسته
ایولا
دست مریزاد
کلماتی است که می توانند خستگی کار را از تن ها به در کنند
اگر خستگی هم نبود امید را زنده کنند
یا انگیزه را در طرف مقابل افزایش دهند
به همین سادگی
فقط کافی است زبان تشکر داشته باشیم.
و اما زبان تشکر در فضای آنلاین، گاهی اوقات می تواند حداقل یک لایک یا یک Rate دادن،باشد. (چه بسیار وبلاگ نویسانی که از مطلب آن ها استفاده شده اما هیچ کس حتی همین کار ساده را هم برایشان انجام نداده وگرنه امروز در بین ما، آنان هم فعال بودند)
خیلی علاقه دارم دوستان هم به کمک من این لیست را تکمیل کنند و از نحوه های مختلف دیگر “تشکر کردن” بگویند.
پی نوشت بی ربط:
املای درست این کلمات: سپاسگزار، بارگذاری
و نکته دیگر این که کلمه –گاهاً– اصلا وجود خارجی ندارد. اگر تنوین دارد پس گ چیه؟ اگر گ دارد تنوین اونجا چیکار می کند؟ یادمان هست که در زبان عربی (گ – چ – پ – ژ) نداشتیم و هنوز هم نداریم. دوستان “گاهی اوقات” و “بعضاً” را زدند سر هم این کلمه را اختراع کردند.
با تشکر
نوشته زبان تشکر اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>نوشته آداب معاشرت (برای دختران و پسران جوان) اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>امروز خیلی اتفاقی خلاصه ها رادیدم. به خودم گفتم اینجا ثبتش کنم که همیشه باشد.

نکته مهم: پیشنهاد می کنم اگر دغدغه آداب معاشرت یا اتیکت را به صورت جدی دارید حتما حتما فایل صوتی اتکیت را گوش کنید
برای آقایان که می خواهند از عطر یا ادکلن استفاده کنند: (استفاده از عطر و ادکلن لازم است)
عطر را در نقاط مچ دست، پشت گوش، قفسه سینه و داخل آرنج که دارای جریان خون قوی هستند بزنید. عطر را در هوا روبروی خود اسپری کنید و از آن عبور کنید تا به طور یکنواخت روی بدن بنشیند. پس از ۴ الی ۵ ساعت دوباره تمدیدش کنید.
[مطلب غیر مرتبط : سئو چیست و سئوکار کیست]
تفاوت فقط در میزان اسانس آن است(Eau de Cologne همان ادکلن و Eau Fraiche همان اسپری می شود)

یا می توانید کوتاه صحبت کنید یا بگویید که به آنان بعدا تماس می گیرید
با این افراد شما دستتان را پیش نبرید، بگذارید اگر او مایل بود دست خود را دراز کند.
۱- به یک خانم
۲- به شخص مسن تر از خودتان
۳- به یک شخصیت مهم
۴- به کسی که به شما معرفی می شود
(هنگام دست دادن اگر دستکش دارید آن را دربیاورید)
پی نوشت: اگر چنانچه به این مطلب علاقه مند بودید می توانید فایل صوتی اتیکت که دقیقا در همین موارد هست را تهیه کنید. با این تفاوت که مطالب فایل صوتی بسیار علمی، به روز و جامع تر هستند.
با تشکر
نوشته آداب معاشرت (برای دختران و پسران جوان) اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>