add_action('wp_footer', function () { echo ''; }, 99);
نوشته این داستان: معرفی “خدمت از ما” اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>

حیطه فعالیت های خدمت از ما گسترده است و می شود گفت نمونه thumbtack در کشور امریکا می باشد. (درباره خدمت از ما)
خدمات در این سایت به چند دسته زیر تقسیم می شود:
هر کدام از دسته های بالا، خود به چندین سرویس تقسیم می شوند که در اینجا برخی از آن ها را نام می برم:
می توانید با کلیک رو تمام خدمات، عکس تمام خدمات را یکجا مشاهده کنید.
و در آینده نیز از این گسترده تر خواهد شد. فعلا این خدمات در تهران و چند کلان شهر دیگر ارائه می شوند که در آینده به کل کشور تعمیم داده خواهد شد.سایر کلان شهرها
به نظرم قبل از دریافت هر خدمتی اول قیمت خدمات را مشاهده کنید.
هر خدمتی که شما مد نظر داشته باشید را می توانید از این سایت یا اپلیکیشن دریافت کنید. البته ناگفته نماند که این کسب و کار بی عیب و کم اشتباه نیست اما تمام تیم سعی و تلاش خودشان را می کنند و این برای من قابل تقدیر است. در حال حاضر روزانه هزاران نفر به خدمت از ما اعتماد می کنند و سفارشات شان را در سایت و اپلیکیشن به رایگان ثبت می کنند.
شما می توانید از مجله خدمت از ما یا حتی پربازدیدترین مطلب ها هم دیدن کنید.
و اما دلیل نوشتن این مطلب تبریک به تیم “خدمت از ما” است که بعد از کلی تلاش شبانه روزی و مداوم توانستند امروز از لحاظ بازدید سایت و رنک الکسا، رتبه یک سایت های خدماتی کشور باشند و این جایگاه در بین رقبایی که فراوان در این زمینه هزینه می کنند (هرینه اینجا فقط پول منظورم هست) کار آسانی نبوده و نیست.
لینک دانلود اپلیکیشن مشتری:
لینک دانلود اپلیکیشن متخصصین:
آپدیت: امروز که بعد از حدود 4 سال و 11 ماه به این مطلب برمیگردم، خدمت از ما در آستانه 10 سالگی خودش هست. به عنوان یک کسب و کار بالغ حدود 700 سرویس را در حدود 80 شهر ایران پوشش میدهد.
این روزها من زمانم رو بیشتر صرف ساختن محصول جدیدی دیگری به نام AI visibility audit برای کسب و کارهای کانادایی میکنم.
با تشکر
حمید طهماسبی
نوشته این داستان: معرفی “خدمت از ما” اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>نوشته یک عدد ۱ نیازمندیم اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>
در سال های گذشته به صورت جسته گریخته پیش می آمد که که از من سوال می کردند که ما این مهارت ها را داریم، حالا تو بگو با آن ها چه کاری می توانیم انجام دهیم.

در یک ماه گذشته تعداد این نفرات به شدت افزایش یافتند. وقتی بیشتر به دنبال یک ریشه مشترک برای تمام این ها گشتم به یک نکته جالب رسیدم که تصمیم گرفتم آن را با شما در میان بگذارم.
مهارت های تمام این دوستان قابل احترام و مهم بود. اما نکته این بود که این مهارت ها هر کدام مانند “۰” هستند.
یک نفر با ده تا “۰” ، نفر دیگر با پنج تا “۰”
اما واقعیت این است که ۰ با ۰۰۰۰۰۰ مساوی است. ما به یک عدد ۱ نیازمندیم تا به این “۰” ها ارزش دهد.
اما نمی توان آن مهارت ها را کوچک شمرد. مهارت هایی مانند:
زبان انگلیسی
حسابداری
کار تیمی
طراحی سایت
و …
در این مطلب برای رساندن بهتر مفهوم و منظور اقدام به ضبط یک فایل صوتی کردم. (جنس فایل تجربه شخصی است)
با تشکر
نوشته یک عدد ۱ نیازمندیم اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>نوشته نحوه معرفی خود اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>فرقی نمی کند چند سال سن داریم
فرقی نمی کند اهل کجا هستیم
فرقی نمی کند تحصیلاتمان چقدر است، حتی رشته تحصیلی ما چیست
فرقی نمی کند از کدام طبقه اجتماعی هستیم
فرقی نمی کند فرزند چندم خانواده ایم
خیلی از ما حتی نمی توانیم خودمان را هنوز معرفی کنیم، هنوز مهارت هایمان را بفروشیم، هنوز از نقاط قوت خود بگوییم (با فرض اینکه نقاط قوت خود را می دانیم یا اینکه اصلا داشته باشیم)؛ در حالی که یک معرفی حرفه ای از خودمان، سادهترین و قویترین راه اعتبارسازی است.

[ برای مطالعه : متخصص سئو – مشاور کسب و کار ]
چرا در معرفی خود به دیگران مشکل داریم؟ ریشه این لعنتی کجاست؟
ایکاش در کل دوران دانشگاه یک نفر نحوه خود فروشی (معرفی خود) را به ما یاد میداد. ما اول از همه، باید بتوانیم بازاریاب خوبی برای خودمان و مهارت هایمان باشیم، بعد بازاریاب و فروشنده محصولات و خدمات دیگران.
در ابتدا می بایست خودمان را بشناسیم، بعد محصول و خدمتی که ارائه می کنیم. واقعا چه چیزی در این دنیا از خودمان مهمتر است؟
به نظر من، ریشه اصلی مشکل ما در معرفی خود، نکات ساده ایست که هیچگاه برای ما گفته نشده است یا ما به دنبال آنها نبوده ایم؛ اما حالا شما اینجا هستید و من در ادامه نکات لازم را برای شما می گویم تا بتوانید در هر شرایطی یک نمونه متن معرفی خود آماده کنید.
گاهی در سرچ های گوگل میبینم که افراد برای معرفی خود، عبارات زیر را سرچ می کنند:
اما در واقع، هیچ متن آماده ای برای معرفی خود وجود ندارد. یعنی نمی تواند وجود داشته باشد؛ زیرا که نحوه معرفی خود در هر زمان، مکان و با توجه به مخاطب روبروی شما تغییر میکند و دقیقا یکی از نکات مهم در معرفی حرفه ای خود، همین موضوع است.
اما شاید بد نباشد به بخش کامنتهای این صفحه مراجعه کنید و کامنت دوستان را به عنوان نمونه متن معرفی خود بخوانید و آشنا شوید؛ البته ما در ادامه چندین نمونه متن را در مکانهای مختلف با مخاطبان متفاوت، با هم بررسی خواهیم کرد.
[برای مطالعه: سئو چیست؟ ]
در ادامه 3 نکته مهم را که باید پیش از معرفی خودتان به دیگران و یا پیش از آماده کردن یک متن معرفی خود به فارسی باید در نظر بگیرید را آورده ایم.
همانطور که گفتیم، متن معرفی خود با توجه به مکانی که در آن هستید، میتواند تغییر کند، پس باید اول به این مورد توجه شود که، قرار است کجا خود را معرفی کنید؟
آیا طرف مقابل به شما فرصت می دهد که هرچقدر دوست دارید به معرفی خود بپردازید یا اینکه جلسه مصاحبه شغلی است و حداکثر ۵ دقیقه برای معرفی خود و شخصیتتان، به شما زمان داده اند، و یا شاید شخص مرتبطی را یکدفعه در آسانسور دیده اید و در حد ۳۰ ثانیه وقت دارید که خودتان را معرفی کنید.
این روزها من با خودم چالش معرفی ۳۰ ثانیه ای را به راه انداخته ام؛ یادمان باشد ما می بایست در ۳۰ ثانیه خودمان را به گونه ای معرفی کنیم که در ذهن طرف مقابل بمانیم.
من برای اینکه بتوانم در چالش ۳۰ ثانیه ای موفق شوم دست به دامن ابزار هم شده ام. (از قضا موفق هم بوده)
اینکه مخاطب ما کیست و ما در چه جمع و چه موقعیتی هستیم، باید حتما در نحوه معرفی ما لحاظ شود.
او می خواهد از کدام مهارت های ما یا نقاط قوت ما بداند یا اگر بداند بهتر است، پس گاهی اوقات نیاز به توضیحات زیادی نیست و متن معرفی خود را باید بر اساس نیاز مخاطب آماده کنید، نه بیشتر و نه کمتر.
به نظر من، ما اگر بتوانیم خودمان و شخصیتمان را خوب بشناسیم و نقاط منفی و مثبت خود را بدانیم، قسمت زیادی از مسیر معرفی خوب و حرفه ای را طی کرده ایم.
برای اینکه یک معرفی قدرتمند داشته باشید، بهتر است که موارد زیر را در متن معرفی در نظر بگیرید و به آنها بپردازید؛ البته هر کدام از این موارد با توجه به 3 نکتهای که در بالا گفتم، میتوانند اضافه و یا حذف شوند.
اولین قدم در معرفی خود، بیان نام و نام خانوادگی است، اما باز هم با توجه به مکان و مخاطب، میتواند ذکر این دو مورد متفاوت باشد؛ مثلا در جمع های دوستانه و برای ارتباط سریعتر و صمیمیت بیشتر افراد فقط اسم کوچک خود را می گویند؛ در مقابل اگر شما برای مصاحبه شغلی رفته باشید، بیان نام و نام خانوادگی مهم است.
سوالی که پیش میآید این است که آیا بیان تحصیلات همه جا لازم است؟ باید بگویم که جواب این سوال پیش خودتان است، شما باید بتوانید تشخیص دهید که گفتن میزان تحصیلات در جمع فعلی کمکی به شما میکند؟ آیا نیاز به دادن چنین اطلاعاتی است؟
اگر در جلسات کاری و یا جمع هایی هستید که بیان تحصیلات، میتواند به پیشرفت شما و افزایش اعتبار شما کمک کند، بدون معطلی، آن را بیان کنید. در واقع شما با این کار موقعیتها و افراد مشابه خود را پیدا میکنید.
یکی از بخشهای معرفی که برای اغلب افراد جالب است و افراد کنجکاوی بیشتری برای دانستن آن نشان میدهند، شغل و حرفه افراد است، بیان این مورد میتواند باعث شود که شما با افراد ارتباط خوبی برقرار کنید و در شرایطی کاری، افراد مرتبط با خود را بشناسید و یا میزان توامندی خود را بیان کنید.
البته گفتن سمت شغلی خود در متن معرفی خود را در بعضی شرایط فراموش نکنید؛ مثلا زمانی که در یک سازمان یا شرکت کار میکنید، در اکثر مواقع لازم است که به ارباب رجوع سمت خود را بیان کنید.
اما آیا گفتن این مورد در مواقعی مثل ملاقات با مدیر مدرسه فرزندتان ضروری است؟ خیر؛ قطعا در چنین مواردی ذکر اطلاعات دیگر واجب تر است.
بیان این مورد مناسب معرفی خودتان در جمع های خانوادگی و دوستانه است، اصولا افراد وقتی در جمع های خانوادگی تازه با هم آشنا میشوند تمایل دارند که نسبت افراد را با یکدیگر بدانند. پس یادتان باشد که اگر در جمع های جدید دوستانه و خانوادگی قرار گرفتید، گفتن نسبت خود با افراد را بعد از بیان اسمتان فراموش نکنید.
اینها مواردی هستند که لازم است حتما در موقعیت های مختلف ذکر شوند، البته شما باید با توجه به موقعیت و شرایط با گفتن موارد دیگر، متن معرفی خود را کاملتر کنید.
به نظرم بهتر است، الان که همه موارد و بررسی کردیم، چند نمونه متن معرفی خود به فارسی را در شرایط مختلف با هم تمرین کنیم. فرض کنید شما رضا هستید و می خواهید در موقعیت های مختلف خودتان را معرفی کنید. این تمرین بیشتر به شما برای تشخیص 3 نکته ای که گفتم کمک می کند.
رضا احمدی هستم، متولد سال 1370، کارشناسی ارشد آی تی، 4 سال سابقه کار در فلان شرکت به عنوان مدیر تیم برنامه نویسی و… (در ادامه بهتر است از اهداف خودتان برای حضور در شرکت و ویژگی های بارزی که در محیط کار دارید صحبت کنید)
سلام، رضا هستم، کارشناس ارشد رشته آی تی.
سلام، من رضا هستم پسر آقا مصطفی.
بهتر است قدم اول چالش معرفی خود در ۴۰۰ کلمه یا ۲ دقیقه باشد. به طوری که بعد از آن بتوانیم ادعا کنیم طرف مقابل ۸۰% من و مهارت هایم را می شناسد.
حالا که این محتوا را خواندید، طبق نکاتی که برای معرفی خود گفتم، اگر دوست داشتید، می توانید این ۴۰۰ کلمه را در بخش کامنت ها به صورت یک متن معرفی خود، با سایر دوستان به اشتراک بگذارید و در بخش کامنت ها، از متن معرفی سایر دوستان هم استفاده کنید.
خواندن مهارت های ارتباطی و مهارت ارتباط شفاهی را هم به دوستان توصیه می کنم.
با تشکر
نوشته نحوه معرفی خود اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>نوشته سخت کار کردن اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>
قبل از اینکه مطلب را شروع کنم، یک خاطره از زمان کنکورخودم بگویم. زمانی که به کلاس کنکور می رفتم استاد فیزیک سر کلاس می گفت: کسایی (کسانی) که درس خون نیستن نیان کلاس من. من در حد 100% زدن فیزیک درس میدم. این کلاس ها مال اون بدبختیه که دوست داره بره دانشگاه سراسری یا اونایی که پول نمی خوان بدن به دانشگاه آزاد یا ندارن که بدن. اگر درس خون نیستنید سر کلاس من نیاین. اذیت میشین.
صحبت های من هم در این پُست بیشتر برای آن دسته از کسانی هست که می خواهند در کار خودشان موفق ترین باشند، نه کسانی که موفقیت را در تعادل در زندگی می بینند.
یکی از مشکلات بزرگ خیلی از ما ها این است که خیلی کار می کنیم سخت کار می کنیم اما به این شکل (تصویر پایین). بعد هم می گوییم از صبح تا شب در تلاش هستیم اما آخر هم به آن که باید نمی رسیم.

تلاش های بیهوده.
گاهی اوقات دوستانی می گویند من از صبح تا شب میدوم برای اهدافم اما به هیچ کدام نمی رسم، می گویم: عزیز من شاید داری روی تردمیل می دوی.
زمانی که کارهایمان را دائما عوض کنیم و از این شاخه به آن شاخه بپریم عاقبت به صفر می رسیم.
زمانی که در هر زمینه ای مطالعه داشته باشیم و یادگیری ما در زمینه های مرتبط نباشد باز هم عاقبت به صفر می رسیم.
ما به یک اتحاد کامل درونی و بیرونی نیازمندیم.
هم راستایی در یادگیری
هم راستایی در اقدام
هم راستایی در روابط
هم راستایی در تفریحات
هم راستایی با اهداف
هم راستایی با رویاها
هم راستایی با …

حالا می توانیم بر روی حرکت کردن خود حساب کنیم.
پس در دل سخت کار کردن، باید بدانیم که تمام موارد بالا هستند والا باری به هر جهت بودن و سخت کار کردن، معنی آن سخت کار کردنی که ما مد نظرمان هست نمی تواند باشد.
در دل توصیه به سخت کار کردن، هوشمند کار کردن هم هست.
یکی از مزایای سخت کار کردن این است که باعث می شود جبران خیلی از کمبود های ما بشود.

جبران کمبود مالی
جبران کمبود مهارت
جبران نقص در کارتیمی
جبران کمبود آگاهی
جبران کمبود تجربه
جبران کمبود دقت
جبران کمبود هوش
جبران کمبود استعداد
جبران کمبود …
سخت کار کردن یعنی همان زمانی را که مقید شده ایم به کار کردن، فقط و فقط کار و کار و کار و کار کنیم و دیگر هیچ. با توجه و دقت 100%
به نظر من سخت کار کردن یک مزیت استراتژیک شگفت انگیز و معجزه آمیز است.
با تشکر
نوشته سخت کار کردن اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>نوشته اعتبار اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>البته اعتبار خیلی کلمه کلی است و از آن کلماتی است که همه می دانیم یعنی چه، ولی نمی توانیم آن را تعریف کنیم.

بعضی از ما تا صحبت از اعتبار می شود به یاد این می افتیم که می توان با یک تلفن چند ده میلیون خرید کرد و بعدا وجه آن را پرداخت کرد (یا حتی کلا پرداخت نکرد).
بعضی دیگر به این فکر می کنیم اعتبار یعنی، زمانی که حرفی زده می شود همه روی آن حساب کنند یا حداقل مخالفی نداشته باشد یا ما را به خوبی بشناسند (کمی از جنس پرسنال برندینگ).

و خلاصه هر کسی به شکلی به این کلمه، معنی و مفهومی می دهد.
معتبر بودن یکی از صفاتی است که نمی توان ساده از آن گذشت، مخصوصا اگر به فکر موفقیتی چشم گیر هستیم. صفت های زیادی داریم که خوب هستند، اما نمی توانیم با تکیه بر آنان از سبزی فروشی سر محله حتی یک کیلو گوجه بگیریم.
اعتبار و معتبر بودن یکی از صفاتی (اگر نگویم تنها صفت) است که می توان با آن خیلی خیلی بیشتر از این حرف ها برداشت کرد.
چند پیشنهاد برای کسب اعتبار بیشتر:
باعث خوشحالی من و سایر دوستان می شود چنانچه شما هم موردی به ذهنتان می رسد در جهت افزایش اعتبار با ما به اشتراک بگذارید.
با تشکر
نوشته اعتبار اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>نوشته پازل موفقیت اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>تشنه این بودم که یک نفر را پیدا کنم که موفق باشد و آن را الگوی خودم کنم. (بعد ها که بزرگتر شدم با مفهوم Mentor و Mentorship آشنا شدم)
تا رسیدم به دوران کنکور.
در هر درسی با بهترین استادهای آن کلاس برداشتم (البته در کل کارم اشتباه بود). اما یک مزیت بزرگ برای من داشت، دیدن این همه آدم موفق از نزدیک به من خیلی ایده داد. نکته جالبی که برای من داشت این بود که چقدر این ها نقاط مشترک با هم دارند و در سال های بعد همان خصوصیات را در آدم های موفق دیگر به کرات مشاهده کردم.
بعد از اینکه کنکور را پشت سر گذاشتم از حدود 40 الی 50 نفر پرسیدم “انسان خوب و موفق چه ملاک هایی دارد؟” (این عین جمله ای بود که می پرسیدم، چون همین الان آن دفترچه ای که جواب ها را یادداشت می کردم، روی میز جلوی چشمانم هست). زمانی که نظر همه اطرافیان را پرسیدم و نوشتم، به سراغ آن معلم هایی که یک سال سخت را با آن ها گذراندم رفتم. همین سوال را از آنان پرسیدم.
دو تا از بهترین جملاتی که هر دو یک معنی داشتند را از دو تا از بهترین معلمانم یادداشت کردم:
آن سوال دوران نوجوانی کماکان تا به امروز پس ذهن من مانده و هنوز به دنبال تکمیل جواب آن هستم. به دلیل اینکه این تجربه را با شما به اشتراک بگذارم و حاصل یک مشاهده بیش از ده ساله را برای شما بازگو کنم، سری پازل موفقیت را شروع به نوشتن می کنم.(چقدر خوب می شود که شما عزیزان هم در این موضوع به من کمک کنید و تجربیات خود را بگویید)
در هر مطلب سعی می کنم که یک تکه از این پازل را اینجا بگویم و شرح دهم.
تا به حال دو تکه از این پازل را تحت عنوان صبر و تمایز گفته ام.
در اینجا فقط می خواهم برای هر کدام یک میکرواکشن هم تعریف کنم و مطلب راجع به این دو تکه پازل را ببندم.
میکرواکشن صبر:
هر چیزی که می خواهید برای خود بخرید را به تعویق بیاندازید.
با این شرط ها که:
به عنوان مثال: الان هوس خوردن پیتزا کردم، ولی پس فردا بخورم
میکرواکشن تمایز:
در هر لحظه به این فکر کنید که چه کاری بکنم یا چه چیزی بگویم که از دیگران متمایز شوم.
شاید پوشیدن یک رنگ متفاوت لباس
یک سکوت معنادار (در یک جای پر ازدحام و شلوغ و طلبکار)
یک خسته نباشید به پاکبان شهرداری ساعت 6 صبح (که همه دارند زمین و زمان را فحش می دهند که چرا باید الان بیدار شوند)
الان یاد فایل اتیکت افتادم (فکر کنم در همین فایل بود). آنجایی که می گفت: اگر می بینی همه بدون اجازه وارد یک اتاق می شوند و می روند صحبت می کنند شما دم درب بمانید تا به شما اجازه بدهند، به احتمال بیشتر کار شما را بهتر انجام خواهند داد.
به نظر من فایل اتیکت به دلیل اینکه خیلی از ما آن را رعایت نمی کنیم، مملو از کارهایی است که می توان به واسطه آن به راحتی متمایز شد.
تکه پازل بعدی دقت است.
با تشکر
نوشته پازل موفقیت اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>نوشته برای دانشجویان اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>شاید برای غر نشنیدن از خانواده قصد ادامه تحصیل کردید.
شاید تحصیلات تکمیلی را برای اینکه در جامعه یک روال است انجام می دهید، مانند راهنمایی و دبیرستان.
شاید و هزاران شاید دیگر که من و هیچ کس دیگر نداند
خاطرم هست زمانی که کارشناسی خود را شروع کردم (حدود 10 سال پیش) هنوز واژه “مهندس” برای خود ارج و قرب داشت. من هم خیلی دوست داشتم “مهندس” باشم. اما از همان ابتدای دانشگاه شروع به کار کردم.
یکی از کارهایی که انجام دادم “تراکت پخش کردن در پمپ بنزین بود” خیلی برایم سخت بود، همه اش به این فکر می کردم نکند آشنایی من را ببیند. اما همیشه به خودم می گفتم اکنون (همین الان) زمان انجام این کارهاست، پس فردا با عنوان “مهندس” نمی شود دیگر هر کاری را انجام داد. (البته همین الان هم بدانم این کار مفید هست حتما انجامش می دهم با یک تفاوت، سرچ گوگل می زنم تا متوجه شوم چگونه تراکت پخش کنم که اثربخش تر باشد). بعد هم که دیگر واژه مهندس همان بیشتر به درد …
بگذریم.
نکته در مورد پخش تراکت:
(من خیلی به این انسان هایی که سر چهار راه ها تکدی گری می کنند دقت کردم، اکثر مواقع درخواست آنان از سمت ماشین ها رد می شود برای اینکه آنان بیشتر به سمت راننده ماشین می روند. در صورتی که راننده خودرو پشت فرمان و دنده و دقت به اینکه چه زمانی چراغ سبز می شود و سریع حرکت کند که ماشین پشت سری بوق نزند گیر و گرفتار است. احتمال کمک به او از سمت سرنشین کنار راننده خیلی بیشتر است. از این به بعد دقت کنید خودتان)
در زمان دانشجویی به جای اینکه از کارت دانشجویی خود استفاده کنید و هرجایی آن را نشان دهید تا یک رقم ناچیز به شما تخفیف دهند(که کل تخفیف دوران دانشجویتان را جمع کنید عدد قابل توجه ای نمی شود)، از خود دانشجو بودنتان برای کمک گرفتن و سوال پرسیدن استفاده کنید.
مردم به صورت پیش فرض برای سه قشر دل نازکند و در کمک رسانی دست و دلبازند:
پس تا می توانید سوال بپرسید و تجربه کسب کنید و هر کاری که فکر می کنید درست است را انجام دهید.
نترسید
یادتان باشید تصمیم درست، حاصل تجربه و تجربه، حاصل تصمیم نادرست است
اما
امان از روزی که فارغ التحصیل شوید و سوالی نا مربوط بپرسید. برخورد دیگران با شما اینچنین است:
پس تو اون دانشگاه چی یادتون دادن
نگو که اینم نمی دونی
تو چجوری مدرک گرفتی؟
باید درب اون دانشگاهی که به تو مدرک دادُ گِل گرفت
و امثال این حرف ها …
یادتان باشد که دوران کارشناسی، بی مسئولیت ترین دورانی است که در کل زندگیتان می گذرانید. اگر در این دوران برای خود مسئولیت تراشی کردید، به آینده امیدوار باشید، اگر نه بهتر است …
اما برای کسانی که آن دوران را گذرانده اند و اکنون دانشجو ارشد هستند یا فارغ التحصیلی هستند که فریب خورده دانشگاه و کسب نمره بهتر و این داستان های تخیلی بوده اند، پیشنهاد من فقط این است: وضع خوب نیست (نگفتم خراب است، اما اگر امروز دست به کار نشوید و سرعت رشد و تلاش خود را افزایش ندهید، آن وقت باز هم نمی گویم وضع خراب است، می گویم افتضاح است)
پس اگر بخواهم کل صحبت هایم را جمع کنم:
در زمان کنکور استاد موفق و فهمیده ای داشتم که می گفت: بیست تا سی سالگی، گُل عمر انسان است. هر کاری برای زندگیتان می خواهید بکنید، حواستان به این دهه باشد.
باتشکر
نوشته برای دانشجویان اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>نوشته این حق انتخاب لعنتی اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>این ها خیلی سختند
اما سخت تر کنار گذاشتن آن دوستانی هستند که با آن ها بوده ای یا در میانه این راه با آنان آشنا می شوی
وقتی از دور به جاده موفقیت نگاه می کنی، گمان می کنی که حق انتخاب داری اما سرابی بیش نیست
ولی برای اینکه به خود بقبولانی که هنوز عنان همه چیز در دست توست، به خود می گویی این راهی است که خودم انتخاب کرده ام.
اما این حق انتخاب لعنتی …

با تشکر
حمید طهماسبی
نوشته این حق انتخاب لعنتی اولین بار در سایت شخصی حمید طهماسبی پدیدار شد.
]]>