پاس نشیم، هیچی نمیشیم

گاهی اوقات انسان های بسیار باسوادی را می بینم یا تعریف آنان را می شنوم (با سواد برای من لزوما مدرک دانشگاهی نیست). که در زندگی اصلا، تاکید می کنم اصلا به موفقیت خاصی نرسیدند و توفیقی برایشان حاصل نشده است. برخی از آنان این حرف را قبول دارند و برخی دیگر با حرف هایی که خودشان هم می دانند اینگونه نیست، بحث را به سمت دیگری سوق می دهند و از اینگونه جملات استفاده می کنند:

خدا رو شکر که سالمیم

افتخارم اینه که حرام، حلال سرم میشه

به حمدالله پدر و مادرم که ازم راضین

و …

من خیلی به این افراد دقت کردم ( و هنوز هم می کنم). به یک نکته بسیار ظریف و مهم پی بردم و تصمیم گرفتم این را با شما به اشتراک بگذارم.

همیشه گفتم : انسان های بزرگ بر روی نقاط قوت خود کار می کنند و انسان های ضعیف بر روی نقاط ضعف خود

با این طرز فکر می گویم یک سری از خصوصیات و مهارت ها هستند که ما در آن ها ضعیف هستیم اما نمی توانیم آن ها را به حال خود رها کنیم برای اینکه این زمینه ها بسیار پایه و مهم هستند. ضعف در آن ها حتی باعث می شود در مواردی که قوی هستیم نتوانیم آن ها را به خوبی ارائه دهیم.

اگر نتوانیم در این مهارت ها و خصوصیات رفتاری نمره حداقل ۱۰ را بگیریم که پاس شویم، دیگر مهم نیست که چند ۲۰ در کارنامه خود داریم.

یاد کلاس اول دبیرستان افتادم. سر کلاس ما دو نفر بودند که برای بار دوم داشتند دوره اول دبیرستان را می گذراندند. به دلیل اینکه دو درس افتاده بودند و در تابستان هم نتوانسته بودند آن ها را پاس کنند و مجبور بودند یک سال دیگر دوره اول دبیرستان باشند.

زندگی هم به همین شکل است:

خیلی خوب است که من در استراتژی و نحوه استفاده و تبیین آن در کسب و کار ۲۰ باشم

خیلی خوب است که من بتوانم در مذاکره قوی باشم و در کارنامه خودم ۲۰ را داشته باشم

خیلی خوب است اهل مطالعه هستم و در این زمینه هم نمره ۲۰ از آن من است

خیلی خوب است من در قدرت تصمیم گیری حتی در شرایط سخت می توانم ۲۰ باشم

اما تمام این ۲۰ ها می تواند بی اثر باشند اگر

من در صداقت نمره قبولی را نگیرم، همچنین

آداب معاشرت

اخلاق

همدلی

صبر

موقعیت شناسی

و خیلی موارد دیگر که در حال حاضر ذهن من یاری نمی دهد.

خیلی دوست دارم بدانم به نظر شما چه چیزهای دیگری هستند که اگر درآن ها پاس نشویم، هیچی نمی شویم و می بایست در همان مرحله از زندگی خود درجا بزنیم.

بیاییم از این به بعد اینگونه نقاط ضعف پایه ایِ جدی را دست کم نگیریم و آن ها را حداقل با ۱۰ پاس کنیم.

 

با تشکر

حمید طهماسبی
پاس نشیم، هیچی نمیشیم
۴.۸ امتیاز از ۱۳ رای

14 دیدگاه برای “پاس نشیم، هیچی نمیشیم

  1. سلام، میخواستم به این لیست تو رعایت ادب رو اضافه کنم، امروز که یکی از نوشته های وبلاگ یکی از بچه ها، که اتفاقا دیگه از عنوان متممی بودن خیلی دل خوشی هم نداره خوندم و بعد هم کامنت های زیر اون نوشته رو، خیلی ناراحت شدم، در عین این که قبلا نوشته های اون فرد رو دوست داشتم و به نظرم قلمش بسیار خوب و روانه، از دیدن بعضی کلمه ها در یکی از کامنت ها و لحن اون فرد حسابی جا خوردم. از اون جا که دیدم چقدر نوشته تو مرتبط با این اتفاق هست گفتم این جا کامنت بذارم، چون دیگه حتی برای اون آدم اون قدر ارزش قائل نیستم که بخوام کامنتی زیر نوشته اش بذارم.

    1. من همون کسی هستم که با اون ” اعجوبه ادب و شعور ” بحث کردم و در جواب من اون کامنت ” شرم آور ” نوشته بود ، منم نوشته هاشو میخوندم و متاسفانه دو بار حدود ۱ ساعت هم باهاش چت کرده بودم و در مورد استارتاپ نظرش پرسیدم ، با اینکه ازم کوچیکتر بود چون به نظرم اومد پسر خوبی و بیشتر از سنش میفهمه و باید بهش بها داد سعی کردم باهاش ارتباط برقرار کنم ولی ظاهرن زیادی بهش بها داده شده و خودش گم کرده .

      راستشو بخواین بیشتر از اینکه یه متممی که شعبانعلی میخونه اینطوری حرف بزنه جا خوردم ولی وقتی کامنت شما و پست حمید دیدم امیدوار شدم .

      پیشنهاد میکنم بقیه دوستان متممی هم تشویق کنید تا کامنت من و این اعجوبه ادعا و ادب بخونن تا متوجه بشن گاهی چه کسانی بالا میبرن .

    2. مریم جان سلام
      ادب و انضباط رفتاری همانطور که شما اشاره کردین خیلی مهمه.
      در راستای کامنتت من به این فکرکردم شاید هنر فراموش کردن هم خودش چیزی باشه که ما باید توش پاس شیم.😉

  2. سلام
    به نکته خیلی خوبی اشاره کردید.
    به نظرم شناسایی استعدادها (البته طبق تعاریفی که در درس استعدادیابی متمم ارائه شده است) کمک زیادی می کنه که از مزیت رقابتی خودمون در زمینه ای که استعداد داریم بهترین استفاده ممکن را در مسیر رشد شخصی داشته باشیم.
    مثلا در شغلی که مهارت هایی رو نیاز داره که من در اون رشته استعداد کافی و لازم رو ندارم باید چندین برابر میانگین جامعه وقت و انرژی بذارم و در آخر دلزده و دلمرده اون رو با ۱۰ پاس کنم. اما اگر در زمینه ای که استعداد داریم فعالیت کنیم با انرژی و وقت کمتر با نمره ۲۰ و با شور و اشتیاق آن را پاس می کنیم.
    مورد دیگر که به نظرم خیلی هم مهمتر از مورد اول است که گفتم، کالیبره شدن اشتباه و غلط کودکان به خاطر برخوردِ اشتباه والدین و اطرافیان هست که به نظرم کالیبره شدن غلط تمام ابعاد شخصیتی کودک را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث می شود در زمینه های دیگر هم نمره پاسی نیارد. (محمدرضا شعبانعلی در روزنوشته هاش مطلبی عالی در مورد کالیبره شدن دارد)

    داشتن ذهن باز نسبت به یادگیری مهارت های جدید فاکتور مهمی برای رشد و یادگیری است و در بلند مدت سهم زیادی در موفقیت فرد دارد. برای مثال تجربه تلخ خودم در زمینه تاخیر در فعالیت در فضای آنلاین. از چندین سال پیش علاقه زیادی به نوشتن و فعالیت آنلاین داشتم با توجه به اینکه درونگرا هم هستم با این فضا هم راحتتر هستم. به خاطر اینکه ذهنم نسبت به یادگیری مهارت کار با سیستم های مدیریت محتوا به خصوص وردپرس بسته بود، هیچ گاه تلاش جدی برای یادگیری این مورد انجام ندادم. چون تصور می کردم من از عهده این کار بر نمی ایم! ولی امسال در این مهارت کلا ۱۸۰ درجه تغییر کردم و الان تسلط نسبی زیادی در این زمینه دارم. فقط یک باور غلط باعث شد که در مسیر رشد حرکت خیلی کند داشته باشم در حالیکه به اصطلاح آدم با سوادی بودم و با رتبه ۳ رقمی در دانشگاه علامه طباطبایی تهران هم کارشناسی خوانده بودم، موفقیت رضایت بخشی بدست نیاورم (البته برداشت خودم هست، شاید دیگران مرا موفق بدانند اما خودم با این تفاسیر در حق خودم اجحاف کرده ام و می شد تصمیم ها و انتخاب های بهتری داشته باشم)

    1. علی کاملا درسته
      استعدادیابی به قول محمدرضا یک میانبر مشروع و قانونیه.
      علی کاملا ذهن باز را می فهمم. ما اگر روی مطالبی که بلد هستیم و میدونیم تعصب به خرج بدیم اصلا کارمون نمیشه. یاد درس یادگیری افتادم که اونجا اشاره میشد کسی که کاملا بر علومی که فراگرفته مطمئن هست، با شمشیر وارد حوزه یادگیری شده تا هر چه که با مطالبی که اون میدونه هم خوانی نداره گردن بزنه.

  3. سلام بر دوست عزیزم حمید عزیز
    در مورد صداقت بنظر من صداقت با شفافیت فرق داره درسته صداقت ویژگی قابل ستایشیه ولی بعضی جاها صداقت به معنای حماقته.بعضی جاها ما باید صادق باشیم اما شفاف نه !
    واقعیتش موفقیت فرمول ثابتی نداره اما این ویژگی ها میتونه شانس مارو در رسیدن به موفقیت بیشتر کنه.من مهمترین درسی رو که فکر میکنم نه تنها باید پاس بشم بلکه باید ۲۰ بشم و از همه مهمتره برام همون درسی هست که از خودت یاد گرفتم “مهارت انجام کارهای ساده و تکراری”

    1. محمدرضا در راستای همین دقت کلامی شما
      یاد فایل صوتی محمدرضا شعبانعلی با بهرام شهریاری افتادم، بهرام شهریاری می گفت: ما باید در تیم خودمان بسیار شفاف و واضح باشیم و برای افراد خارج از تیم بسیار پیچیده.
      مهارت انجام کارهای تکراری که خیلی خیلی مهمه
      یه چیز دیگه که الان به ذهنم اومد
      میل به موفقیت” باید حتما در ما وجود داشته باشه. حتما در مورد این در پازل موفقیت می نویسم.

  4. مطلب خیلی خوبی بود. توضیحاتت من رو به فکر فرو برد.
    فکر می کنم ویژگی به نام «پشتکار» هم میتونه در این لیست باشه. در حدی که به این سستی و تنبلی که ادک رو دربرمیگیره بتونه غلبه کنه ، الان تو ذهنم اینم اومد که میتونه یه ربطی هم به بیرون اومدن از ناحیه امن ادم داشته باشه.

    فکر می کنم تلفیقی از مهارت های خودکنترلی و نظم شخصی هم از اون دست درسایی باشه که تا قبول نشی بقیه ۲۰ هایی که گرفتی به کارت نمیاد

  5. یکی از درس های پایه ای مهم بنظر من، مهارت ترک کردن به موقع زمین بازی است.

    گاهی ما تلاشهای احمقانه خودمون رو به پشتکار و پیگیر بودن و وفاداری نسبت می دهیم. در حالیکه می دانیم تاریخ مصرف اون هدف، اون راه، اون آدم و … خیلی وقته تموم شده. فقط ما جرات نداریم که باید با این واقعیت کنار بیاییم و تلخی اونو بپذیریم که ته خط همونجاست که وایسادیم و تلاش بی سرانجام رو رها کنیم.
    شاید شما هم افرادی رو دیدین که هفت هشت بار کنکور دادن. یا کارمندی که همه عمرش رو توی یه شرکت مونده و همیشه هم در نالیدنه.
    معتقدم توقف تلاش کردن هم گاهی به اندازه خود تلاش کردن سخته.

    1. در راستای کامنتت

      سلول سرطانی سلولی است که “هنر به موقع مردن” را فراموش کرده است.
      گرارد ایوان

      البته من از اینستاگرام هومن رهبری این را برداشتم.

  6. چند سال قبل،من خیلی در این مورد فکر می کردم،اما عنوان فکر من این بود:
    “مهمترین مهارتهایی که یک انسان موفق باید در زندگی یاد بگیرد چیست”…
    یا به عبارتی “مهارتهای ضروری برای زندگی خوب” چه چیزهایی می تواند باشد؟؟؟
    این دغدغه رو برای چندین نفر عنوان کردم،اما شاید به علت توضیحات ناقصی که دادم،نتونستم جواب خوب و جامعی براش پیدا کنم…
    جالبتر اینجاست که یکی از علتهای اصلی مطالعه ی متمم و تداوم اون،یک جورهایی برمی گشت به جواب این سوال…
    یک چیزی که میتونم به این لیست اضافه کنم:
    “””در نظر گرفتن منافع جمعی و کنار گذاشتن منفعت طلبی””” هستش…
    اینکه یاد بگیریم کار گروهی و تیمی انجام بدیم…
    “””منظم بودن و داشتن انظباط شخصی””” هم به نظرم مورد بسیار مهمیه…
    در مورد لیست شما،به نظرم اخلاق،یک چیز بسیار کلی هستش و نیازه که بازتر بشه و با جزئیات بیشتری بهش پرداخته بشه…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *