گذر زمان

گذر زمان

نمی دانم من فقط این مدلی فکر می کنم یا خیلی از افراد وقتی که سن ایشان بالاتر می رود یا مشغله هایشان بیشتر می شود، دیگر مثل قبل برای هر موضوعی ذهن خود را درگیر نمی کنند.

همین چند روز پیش بود که برای دوستم می گفتم که یکی از کارهایی که به شدت از من انرژی می گیرد انتخاب غذا از اسنپ فود است. آنقدر گزینه ها برای انتخاب زیاد است که عملا گیج می شوم.

البته حدود ۲ سالی هست که من ناهار در اکثر مواقع فقط جوجه کباب می خورم. (در حال رژیم سلامتی و تمرین انجام کار تکراری هستم)

این روزها به این فکر می کنم که موهایم را کوتاه کنم، اندازه یک بند انگشت. که در تمام حالات مثل هم باشند (بعد استخر، بعد حمام، بعد خواب و …)

شاید دیگر مثل قبل هم برای رنگ های لباس ها وقت نگذارم. همه شلوارها کتان سورمه ای و تمام پیراهن ها سفید

هم رنگ مورد علاقه ام هست هم اینکه لازم به انتخاب نیست

به طرز عجیبی این روزها از انرژی گذاشتن برای انتخاب در مورد چیزهای بی ارزش فراری هستم. اگر قرار باشد غذایی را هم بیرون سفارش دهیم هم رستوران و کافه و هم نوع غذا را ترجیح می دهم کسی که همراهم است پیشنهاد دهد.

این را هم بعد از خواندن “تو به جای من انتخاب کن” به ذهنم رسید و باید بگم که به شدت هم من راحت تر شدم هم اینکه روابط ام تحکیم پیدا کرده ?

مثلا انتخاب این موارد برای من شاید ۳% بار فکری داشته باشد، اما ۱۰ واحد ناراحت می شوم که چرا همین میزان منبع را سوزاندم و بعد از آن حس بدی می گیرم. نمی دانم چرا این روزها بیش از پیش در مصرف منابع خساست به خرج می دهم توجه، زمان و حتی انرژی برای حرف زدن.

در کسب و کار روحیه ام بیش از پیش رقابتی-تهاجمی و در سایر امور زندگی با همه چیز راحت و موافق هستم.

 

تمرکز این روزهای من 

 

 

پی نوشت: واقعا تصمیم دارم این روزها یکم بیشتر به وبلاگ شخصیم سر بزنم. دیگه احساس می کنم خیلی وقت هست که فکر های توی سرم رو این تو ننوشتم.

 

با تشکر

حمید طهماسبی

6 دیدگاه روشن گذر زمان

  • سلام بسیار عالی

  • حمید گرامی
    من به این موضوع حدود 1.5 سال پیش رسیدم.
    حالم بد میشه وقتی:
    -موقع رفتن به خرید: ترجیح میدم مثل خودت، یک رنگ ثابت انتخاب کنم. حتی شده میگم یکی دیگه برام بخره.
    -موقع انتخاب یا پختن غذا: در شرکت، معمولا 5 پرس از هر غذا درست میکنم و تا 3 یا 4 روز غذای تکراری میخورم. در انتخاب غذا هم ترجیح میدم چند نوع غذای ثابت را انتخاب کنم.
    -در هنگام انتخاب کتاب هم ترجیح میدم کتابهای توصیه شده توسط خبرگان هر حوزه خاص را مطالعه کنم. یعنی هر کتاب یا هر وبلاگ یا هر پادکستی را دنبال نکنم.
    -وقتی لباس یا کفش میخرم، معمولا ترجیح میدهم بادوام ترین جنس بازار باشد تا اون کفش رو یا سه سال بپوشم و مجبور نباشم دوباره دست به انتخاب بزنم.

    با احترام
    یعقوب دلیجه

    • سلام یعقوب جان
      فکر کنم یواش یواش داریم پیر میشیم 🙂
      خارج از شوخی به نظرم برای این هست که به مرور زمان یکسری چیزها برای ما از کف اهمیت پایین تر میان و ما اصلا براشون دیگه انرژی نمیذاریم
      البته هرچی جلوتر هم میریم دغدغه ها خیلی بیشتر میشن

  • سلام
    آره واقعا
    فکر کردن به بعضی کارها و انجامش مثل یه ویروس یا برنامه اضافه هست که CPU محدود کامپیوتر رو مصرف میکنه، ولی برای برنامه های کاربردی ظرفیت خالی نميمونه.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.