چارت استارت بیزنس

به نظر من هر کسب و کاری را نباید آنلاین استارت زد. اصلا باید ببینیم فلسفه اینکه این کار را می خواهیم آنلاین انجام بدهیم چیست.

هر کسب و کاری که وجود دارد می شود به صورت آنلاین برای آن تبلیغات و اطلاع رسانی کرد ولی نمی شود آن را فول آنلاین ارائه کرد یا اگر هم بشود شاید به آن میزان سود دهی و سهولت در انجام کار، نداشته باشد.

یک لحظه فکر کنید به آرایشگاه آنلاین. چه کسانی از آن استفاده می کنند؟ چه کسی سرچ می زند آرایشگاه؟ شما که ارائه دهنده این خدمت هستید مگر تا چه محدوده ای را پوشش می دهید؟(به فرض که به صورت خانه به خانه کار کنید) اگر هم مغازه دارید تا چه محدوده ای حاضر هستند به شما مراجعه کنند.

خلاصه صحبتم این هست که به نظر من کار آنلاین باید خصوصیات زیر را داشته باشد وگرنه دلیلی برای آنلاین شدن ندارد یا انرژی زیادی می گیرد و بازگشت سرمایه خوبی نخواهد داشت:

چارت استارت بیزنس

۱-  اگر کالا فیزیکی هست (که ترجیحا نباشد بهتر است)کالای خیلی کوچک با حاشیه سود بالا(کم حجم و کم وزن) مثلا ریمل، گل

کالای دیجیتال مثل فروش کارت شارژ، آنتی ویروس اورجینال، بلیت هواپیما یا کلا ارائه خدمت باشد مثل خشکشویی، امداد رایانه،

۲- کشور شمول باشد. یعنی بتوانید آن را به کل کشور ارائه دهید. قابل پیاده سازی و خدمات رسانی به کل کشور(پس همین جا خیلی از مثال های بالا نا کارآمد می شوند)

اینجا متوجه می شود دلیل مورد یک که گفتم چه بود. حالا اگر بحث ارسال هم باشد اگر دیجیتال یا خدمت باشد راحت است اگر هم کالا فیزیکی باشد هزینه پست پایین باشد.

۳- وصل شدن به مصرف کننده نهایی(End User). اصلا بخشی از رسالت کار آنلاین آن است که شما واسطه ها و دلال ها را حذف کنید. به مشتری نهایی وصل شوید و با بالاترین سود برای شما، و تخفیف برای مشتری کالا/خدمت را ارائه دهید.

۴- شاید این حرف مسخره یا تعجب برانگیز باشد ولی کار آنلاین باشد. یعنی من بتوانم آن را از هر کجایی که فقط اینترنت باشد انجام دهم. چه داخل کشور چه خارج کشور و در هر ساعتی از شبانه روز.

از آنطرف مشتری هم در هرکجا و هر ساعت از شبانه روز بتواند به آن دسترسی داشته باشد. چون یکی از رموز موفقیت کسب و کار آنلاین همین زمانی هست که مغازها بسته هستند ولی مشتری آن خدمات یا کالا را نیاز دارد.(حالا متوجه شدید دلیل مورد یک را. چون وقتی کالا فیزیکی باشد باز ما باید پیرو سیستم پست باشیم)

۵- سرمایه گذاری و راه اندزی کسب و کار زیر ۵ میلیون باشد. چون وقتی پول زیاد شود پس سهم نیروی انسانی،مهارت، دانش و تجربه و سماجت پایین می آید. حالا شما با یک میلیارد وارد بازار شوید(یک میلیارد اصلا پولی نیست در بازار کار) یک نفر می بیند کسب و کار شما پر سود است با ۵ میلیارد وارد می شود و شما را دچار مشکل می کند. شاید او سود نکند ولی رونق کسب و کار شما را هم خواهد گرفت.

ولی همین الان خود شما اصلا باورتان نمی شود با این سرمایه بشود کاری کرد. البته در نظر بگیرید که در تمام طول نوشتن متن در تجارت الکترونیک من به درآمد بالای ماهی ۱۰ میلیون(خالص) دارم فکر می کنم و براساس آن صحبت می کنم. پس کم بودن سرمایه اولیه باعث نشود فکر کنید طرز فکر من در مورد درآمد ماهی ۵۰۰ تا ۱٫۵ میلیون است.

۶- کالا مصرفی و ترجیحا تند مصرف (FMCG) باشد. مثل: خانه مبله، فروش بلیت هواپیما و سینما، فروش آنلاین گل

که بتوانید بازهم بفروشید. زود زود بفروشید. بیشتر بفروشید و نکته خیلی مهم پشتیبانی نداشته باشد. مثل آنتی ویروس نباشد که یک بار سود می کنید و باید حداقل یک سال پشتیبانی بدهید.

۷- نمونه Fake در بازار نداشته باشد. مثل بلیت هواپیما، مانند هر خدمتی(چون خدمت شاید بی کیفیت باشد ولی تقلبی نمی شود)

الان خود ما که مشغول بیزنس آنتی ویروس هستیم یکی از مشکلات اساسی ما این است که مردم می گویند آنتی ویروس اورجینال پولی با کرک چه فرقی دارد. حدود ۵۰% بازار آنتی ویروس کرک استفاده می کنند(خودشان می دانند کرک است) حدود ۳۰% از مردم آنتی ویروس اورجینال تهیه میکنند ولی نمی دانند که جنس تقلبی را خریداری کرده اند. پس بازار هدف ما می شود ۲۰%. ما می مانیم با کلی شرکت های همکار و رقیب برای فروش در بازار آنلاین و آفلاین.

یکسری نکات:

  1. ترجیحا مورد نیاز همه(بلیت سینما، هواپیما، سرویس کولر)
  2. ترجیحا بدون پشتیبانی
  3. ترجیحا هماهنگی خاصی با برنامه نویس و از این داستان ها نخواهد
  4. ترجیحا یا با قشر مرفه سر و کار داشته باشید یا قشری که حاضر به پول دادن هستند(فروش کارت شارژ، مستقل از درآمد همه خوب شارژ مصرف می کنند)
  5. ترجیحا خود کالا یا خدمت مربوط به حوزه IT نباشد که دردسر SEO و تولید محتوا داشته باشید.(چون این گروه خودشان دستی بر آتش دارند)
  6. رقیب زیاد نباشد یا اگر هست قوی نباشد(مثل بیزنس بلیت هواپیما که اصلا دیگر نمی شود رفت سمتش)
  7. مجوز خاصی نخواهد که دست و پا گیر شود
  8. محدودیت ساعتی برای ارائه وجود نداشته باشد
  9. زمان زیاد نگیرد و قابل مدیریت از راه دور باشد
  10. ترجیحا درگاه پرداخت نخواهد که گرفتار نماد الکترونیک و اینجور چیزها و مالیات بشویم.

نکته مهم: زمانی که شما یک کسب و کار آنلاینی را راه می اندازید تمام هزینه ای که پرداخت می کنید می ماند. الان بیشتر توضیح می دهم.

اگر شما یک شبکه توزیع داشته باشید، کلی هزینه می کنید برای پرسنل، برای بیمه، هزینه اجاره ها و … وقتی که کسب و کار دچار مشکل بشود و همه بروند شما تمام پول خود را از دست دادید. یه جورایی بیشتر کسب و کارها به همین شکل هستند ولی کسب و کار آنلاین همه هزینه ای که می کنید بیشتر بابت تولید محتوا است و هر زمان که کارمند های شما بروند محتوای شما همچنان باقیست.(عمر و دوام و رمز موفقیت یک کسب و کار آنلاین در تولید محتواست)

نکته بسیار مهم: هر بیزنسی که انجام می دهید اگر در گوگل نباشد می شود گفت آن بیزنس وجود خارجی ندارد.

با تشکر

حمید طهماسبی

10 thoughts on “چارت استارت بیزنس

  1. سلام حمید خوبی
    از متنت خوشحال شدم چون من هم این روزها تو فکر اینجور مدل کسب و کار هستم. به نظرت وانت تلفنی چه طوره؟ اگر تو گوگل سرچ کنی اصلاً هیچی نیست. نمی دونم تو ماه چند نفر تو گوگل سرچ می کنن. تو وارد هستی چطور میشه فهمید “وانت تلفنی” و کمات مشابه چندبار تو ماه سرچ شدن؟ فکر کنم خیلی کمه. همینطور حاشیه سودش هم خیلی کمه. ولی خوبی که داره اینکه که طرف وقتی سرچ می کنه که واقعا لنگه و بهش نیاز داره. در ضمن میشه یک صفحه باشه که چند تا شماره تلفن توش باشه برای هر شهر یک شماره نمی خواد یک دفتر بگیری براش به چند نفر هم پول بدی جواب تلفن بدن. همین طور چون با SEO و استراتژی محتوی و اینجور کارها صفحه را بالا آوردی از این صنف کسی IT سرش نمیشه به این زودی کسی نمیاد تو کارت.

    1. در وهله اول ممنون که به اینجا سر زدی.
      ساعت های ۵ صبح بود که این کامنتت را خواندم. یه جورایی بعدش دیگه از فکر این “وانت تلفنی” خوابم نبرد.
      در وهله اول یک نکته را در نظر بگیر اگر قرار کاری استارت بشه توی این زمینه هایی که گفتی باید بدانی که بیش از ۹۰% مشتریان تو در تهران هستند. چون هنوز فرهنگ سرچ در حتی کلان شهرهای دیگر هم بالا نیست. این را با تجربه در سایت” خدمت از ما “که مربوط به یکی از دوستان خیلی نزدیکم هست می گویم.(khedmatazma.com)

      همان طوری که گفتی حاشیه سود وانت تلفنی زیاد نیست. ولی
      همان صبح به فکر که توی رختخواب بودم به ذهنم رسید که ما اگر جرثقیل را هم اضافه کنیم خیلی خوب می شود. حاشیه سود جرثقیل هایی که زمانی که ماشین تصادف می کنند می آیند ماشین را یدک می کشند(البته یدک کش هم فکر کنم بهش میگن) خیلی بالاست. اما یاد تصادف همین دوستم که این سایتی که گفتم ر ا دارد افتادم.(این دوستم ساکن تهرانه)
      گفت زمانی که تصادف شد بعد از اینکه به ۱۱۰ زنگ زدم زودتر از ۱۱۰ جرثقیل آمد. وقتی پیگیر شدم داستان چیه. مامور ۱۱۰ گفت اینا به صورت غیر قانونی بی سیم دارند شما تا زنگ می زنی هر کدام که نزدیک تر هستند سریع میان خدا پدرشون هم بیامرزه کار ما را راحت تر کردن.
      این مسئله هم می تونه یک ایراد باشه. ولی در کل قابل انجام هست. به نظرم حاشیه سودش بعد یک سال بین ۵ تا ۱۰ میلیون باشه.
      البته علی باز بگردی کارهای خیلی پر سود تر و راحت تر و کم درد سر تر هم هست. من خودم دنبال کارهایی هستم که زیاد وقت نگیره. نه اینکه تنبل باشم نه، برم چند تا بیزنس دیگر را استارت کنم.
      البته اینکه بتوانیم کار را هم برای مدیریت واگذار بکنیم هم خیلی مهمه.

    1. قبلا درگاه را راحت می دادند. حالا اول باید برای نماد الکترونیکی اقدام کنی بعد که آمد، درگاه را بهت میدن.
      همین پروسه به این سادگی را آنقدر درگیر کاغذ بازی کردند که خیلی ها رفتند درگاه مثل پارس پال و مانند این ها را گرفتن که احتیاج به هیچ کاری نباشه.
      حقیقت الان شامل مالیات نمیشه ولی حرف بستن مالیات روی نماد الکترونیکی از پارسال شروع شده. فکر کنم دیگه توی سال آینده حتمی بشه. بحث فرار از مالیات نیست، بالاخره هر کسب و کاری که سود آور باشه باید مالیاتش هم به دولت بده و این همه جای دنیا هست ولی
      کسب و کار سود آور، نه کسب و کاری که در ابتدای راه هست و همین جوری هم خودش با تزریق پول داره جون میگیره.
      نکته دیگه هم من بیشتر به خاطر کاغذ بازی و اعصاب خُردی و این چیزها گفتم. البته زمانی که کسب و کار برود به سمت بزرگ شدن انجام این کارها دیگر اجباریست.

      1. مرسی از توضیحت حمید…..دوست دارم نظرت رو در مورد سایت هایی که واسط هم هستند را بدونم ؟؟….شاید نمونه بزرگ این جور سایت ها را دیوار نام برد . یا سایت باما که تخصصی فقط خودرو هست ..الان سایت های دیگه که تخصصی روی یه محصول خاص کار میکنن هم زیاد شده مثلا پرنده ..یا چیزهای دیگر

        1. پوریا یک مدت یه جورایی دارم به همین فکر می کنم.
          همانطور که میدونی دیجی کالا رتبه ۳ الکسا ایران را داره و یاهو ۴٫ یعنی تو ایران دیجی کالا بیشتر از یاهو بازدید داره. ورزش ۳ هم که رتبه ۲ را به خودش اختصاص داده. دیوار رتبه ۱۲ را داره.
          از این لینک می تونی تا ۵۰۰ سایت اول ایران را ببینی.
          من به شخصه بیزنس دیوار را خیلی بیشتر از دیجی کالا قبول دارم. همانطوری که تو همین مطلب هم دیدی و نوشتم. دلیل دارم:
          شاید دیجی کالا خیلی عام تر هست و برند قوی تری دارد و خیلی ها بیشتر او را می شناسند ولی ولی ولی
          انبار داری آن همه جنس و مدیریت آن همه پرسنل با این هزینه های بالای امروزی کار بسیار بسیار مشکلی هست. تبلیغات گسترده اینترنتی را هم که می بینی. خبر از بازگشت اجناس هم که داری. فروش پرینتر با ۱۰ هزارتومان سود و لپ تاپ با همین میزان سود هم کار راحتی نیست (که البته باید انجام دهد تا در بین مشتریان جای داشته باشد).
          اما سایت دیوار خیلی راحت با هر آگهی که قبول می کند انگار یک لپ تاپ ۱٫۵ میلونی دارد می فروشد.(من دوستان زیادی دارم در بازار کامپیوتر، سود یک لپ تاپ ۲ میلیونی در خوش بینانه ترین حالت بین ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان هست). بیزنس دیوار یک بیزنس پر سود، راحت (نسبت به دیجی کالا)، بی دغدغه، با آرامش، روتین و لذت بخش است. تو آگهی دیوار را در سطح شهر دیدی تا به حال؟ در اینترنت چطور؟ من ندیدم. اینا یعنی سود(آن پول هایی که هزینه تبلیغات نمی شود). به نظر من اگر بامیلو با آن همهسرمایه به فکر یاتی مثل دیوار بود تا به حال خیلی موفق تر بود. همان زرنگی که سایت شیپور انجام داد.(ولی دیوار کجا و شیپور کجا)
          من به جرات بهت میگم سایت دیوار جزء ۵ کسب و کار اول ایترنتی ایران است(اگر نگم اول) از لحاظ سود خالص(نه گردش مالی. دیجی کالا توی گردش مالی اول است).
          سود خالص یعنی خرج در رفته. یعنی همانی که به قول بازاریا، تهش میمونه.
          البته این ها همه صرفا مشاهدات من هستند و هیچگونه سند و دلیلی برایش وجود ندارد.
          امیدوارم تونسته باشم جوابت را داده باشم.

  2. حمید من اگر بخوام حرف تو را تو ذهنم خلاصه کنم می گم بهترین گزینه در فضای امروز جامعه ما و برای یک فرد کم سرمایه کسب و کار pure play است و لاغیر. بی خود خودمون را درگیر فضای فیزیکی نکنیم.

    1. اره
      علی تو چقدر با این دیدگاه من موافقی؟
      نظر تو چیه به عنوان کسی که متمم می خوانی جزء افراد فعال آنجا هستی. به نظر من باید خیلی به این کسب و کار ها بها داد. یک اعتقادی هم که من دارم میگم، در صد زیادی از مردم اصلا سود خالص خود را حساب نمی کنند، عده ای هم که انجام می دهند، آن را درست انجام نمی دهند. ولی شخص خودم خیلی روی حسابداری حساسم.

  3. حمید یک مثال برات بزنم من در یک شرکت مشاوره کار می کردم چند نفر بودیم ولی تنها ابزارها و ورودی هایی که لازم داشتیم کاغذ و کامپیوتر و خودکار و سربرگ نامه بود. همیشه می گفتم واقعا ما هیچ هزینه ای انجام نمی دیم ولی هر چیزی که بدست می آید سود خالص بود. یک پیمانکاری هم پیش ما می آمد برای پیگیری مطالباتش می دانی چقدر تجهیزات و ماشین آلات و کارمند داشت که خوابیده بودند و هیچ کاربردی نداشتند او تا آخر عمر باید در همان صنعت می ماند ولی مدیر و مشاوران ما سریع از این شرکت می پریدند به شرکت دیگر چون کار، کاری از نوع دانش بود. به نظرم در کسب و کارآنلاین محدودیت خیلی خیلی کم است نه پول زیاد می خواهی نه دولت باتو کار دارد نه هر روز به این آن مجوز احتیاج داری فقط خودت هستی و هوش و شعورت اگر وقت گذاشتی می توانی موفق باشی وگرنه پولم هم تزریق کنی نمی توانی کاری بکنی. در کل هر جور حساب می کنم این نوعش برای من حداقل بهتره. فقط در مورد یکی از کسب و کارها بهت بگم آسان پرداخت یا آپ را می شناسی دوتا از همشهری ما هستند من که دقت کردم خیلی خیلی ثروتمند هستند یک شایعه از آنها شنیدم این بود که فقط ۵ میلیارد به یک بیمارستان در شهر ما کمک کرده اند حالا چی کار می کند فقط یک درصدی از پولی که جابجا میشه را بر می دارند. سنشان هم کمتر از ۴۰ سال است. الان کسی واقعا روی بیگ دیتا کار کند خصوصا حوزه پزشکی مطمئن باش فردا پول پاروی می کند. این big data را از خودم نگفتم تو یکی از کامنت های روزنوشته ها محمدرضا نوشته بود که اگر کسی می خواد تا ۱۰ سال آینده ثروتمند بشه دنبال big data باشه که خیلی نمی فهمن. حالا همه اینها فقط فقط فکر و هوش و فعالیت مغزی است و نیازی به دفتر و دستک ندارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *