اگر 20 ساله بودم

پیش نوشت 1 : خواندن این متن کمی زمان بر است و لینک های زیادی دارد پس اگر الان فرصت مناسبی ندارید پیشنهاد می کنم در زمانی که وقت بیشتر و تمرکز بیشتری دارید این مطلب را بخوانید.

پیش نوشت 2 : اگر اکانت ویژه متمم را ندارید نصف بیشتر لینک ها برای شما باز نمی شود.

 

از سنین پایین کارهایی انجام می دادم و درآمد کمی داشتم، اما از 20 سالگی به صورت مداوم و با درآمد نسبتا قابل توجهی کار کردن را به صورت جدی شروع کردم.

 

 

مطلب حاشیه ای اما مهم: در ایران سه باور رقابتی وجود دارد

1- هرکس کمتر خوابیده باشد برنده این گفتگوست

بقیه دنیا را نمی دانم اما در ایران شما به دوستت بگو دیشب 5 ساعت خوابیدم، دوستت می گوید: اینکه خوب است من فقط 2 ساعت خوابیدم. شما بگو من دیشب فقط یک ساعت خوابیدم، می گوید: اینکه خوب است من الان دو شبه نخوابیدم. (اینکه خوب است، جمله کلیدی این موضوع است)

2- هرکس بتواند ثابت کند بدبخت تر است برنده این گفتگوست

شما بگویید مدتی است کمر درد دارم، طرف مقابل می گوید من چندین سال است که دیسک کمر دارم از خواب که بیدار می شوم نیم ساعت طول می کشد تا کمر من صاف شود. شما بگویید بدبخت شدم، کیفم که 5 میلیون در آن بود با تمام مدارک هویتی ام را دزد از درون ماشین بُرد، طرف مقابل می گوید باز خدا را شکر کن که پول و ماشین خودت بوده، منِ بدبخت چی بگم که ماشین دوستم را قرض گرفتم و تصادف کردم، تازه مقصر هم من هستم و باید خسارت ماشین دیگر را هم بدهم.

3- هر کس در سن کمتری به کار مشغول شده باشد برنده این گفتگوست

شما بگو از 18 سالگی شروع به کار کردم، طرف مقابل اگر خیلی با انصاف باشد می گوید من از 15 سالگی کار کردن را شروع کردم. این بازی قابل ادامه تا سن 7 سالگی است. (من هنوز حریف قدری ندیدم که از به زیر 7 سالگی برسد) بعضی ها که موفق شدن بازی “شروع کار از سن پایین” را برنده شوند، روی دست بُرده، سور هم می زنند. در این قسمت آن کسی سور را زده که بگوید از دست فروشی و بساط کردن کنار خیابان کارم را شروع کردم.

 

 

بهتر هست برم سر اصل مطلب

از 20 سالگی تا حدود 26 27 سالگی محوریت فکری من از رشد و پیشرفت، فقط پول بود. (فقط)

چه کسی موفق تره؟ اونی که پول بیشتر داره

چه کسی شادتره؟ اونی که پول بیشتر داره

چه کسی با قدرت تره؟ اونی که پول بیشتر داره

و …

البته این اواخر باورهایم در مورد پول به سطحی بودن اوایل دهه ی سوم زندگیم نبود و نیست.

جهت آشنایی بیشتر مدل ذهنی من در مورد پول:

روانشناسی پول و وسواس پولی و کامنت من

مهارت های پولی و کامنت من

مهارتهای پولی – مولفه های اصلی سواد مالی برای کودکان و نوجوانان چیست؟  و کامنت من

روانشناسی پول و بحث رابطه پول با تلاش و توانایی و کامنت من

مهارت عرضه خدمات و پول گرفتن برای کودکان پنج تا هشت سال و کامنت من

مهارتهای پولی – مولفه های اصلی سواد مالی برای کودکان و نوجوانان چیست؟  و کامنت من

مهارت پس انداز کردن برای کودکان پنج تا هشت سال و کامنت من

 

اما حالا نمی گویم پول مهم نیست، یا حرف مزخرف بزنم مثل: پول چرک کف دسته. اما پول خیلی هدف کوچکی است. ترجیح میدهم فیچر جانبی رسیدن به سایر اهدافم باشد.

اگر 20 ساله بودم محوریت دهه سوم زندگیم را توسعه مهارت های فردی قرار می دادم

من توسعه مهارت های فردی را به بخش تخصصی و عمومی تقسیم می کنم:

عمومی مثل: مهارت یادگیری، مدل ذهنی، تفکر سیستمی، مهارت ارتباطی، مدیریت تعارض، تفکر نقادانه، تصمیم گیری، مدیریت زمان، حل مسئله و …

تخصصی مثل: مذاکره، تفکر استراتژیک، استراتژی، برندینگ، فروش، سئو، استراتژی محتوا، کارآفرینی، مدیریت منابع انسانی و …

 

توسعه مهارت ها باعث می شود به شدت سبک زندگی ما عوض شوند و به نظر من سطح زندگی، موفقیت و رضایت، انعکاسی از سبک زندگی هستند. هر مهارت وقتی توسعه پیدا می کند درست مانند اضافه شدن ابزار و تجیزات به ما هستند، پس ما را برای مقابله با مسائل بزرگ تر آماده می کنند.

[ مطالعه بیشتر: سبک زندگی یا سطح زندگی؟ ]

شخص با مهارت علاوه بر عزت نفس بالا، نسبت به سایرین سریع و چابک است. هر وقت صحبت از شخص با مهارت می شود ناخودآگاه یاد این تکه دوست داشتنی از فیلم TROY می افتم.

 

 

 

 

بخش خیلی مهمی از توسعه مهارت و سبک زندگی، عادت های ما هستند. عادات قدرت زیادی دارند. نمی دانم این جمله را کجا خواندم:

آدم های موفق، عادات خوب و موفق دارند

 

از سن پایین سعی کنید عادت های خوب در خود بپرورانید. هر چه کم سن و سال هستیم تغییر برای ما کار راحت تری است. واقعا عوض کردن عادت اصلا کار راحتی نیست. عادت به مطالعه، عادت به رشد و پیشرفت، عادت به ورزش کردن و اهمیت دادن به سلامتی و …

 

با تشکر

حمید طهماسبی
اگر 20 ساله بودم
اگر 20 ساله بودم
4.7 امتیاز از 19 رای
اشتراک گذاری با:

10 دیدگاه on “اگر 20 ساله بودم

  1. من 21 سالمه و واقعا این مطلب رو تایید میکنم شما گفتید عادات قدرت زیادی دارند. ولی نمیدونم چجوری باید عادات بدم رو ترک کنم و کمتر وقتمو تلف کنم باید چکار کنم؟

  2. خیلی مقاله جالبی بود
    منم 23 سالمه و بین پول در آوردن و کسب مهارت های فردی در زمینه وب سایتم و کارآفرینی جدیدی که شروع کردم مردد بودم ! این مقاله چراغ مهمی رو توی ذهنم روشن کرد.

  3. من 23 سالم هست و با صحبت شما کاملا موافقم مخصوصا با اون قسمت که پول یک هدف خیلییی کوچک هست و ارزش های خیلی والاتری وجود داره که باید به اونا توجه بشه مثلا برای من یکی از این ارزش ها کمک کردن به سایرین و بالا کشیدن آن ها به همراه خودم هست. شاید دسته بندی مهارت هایی که من توسعه می دم واستون جالب باشه :
    1 – مهارت های مدیریتی و رهبری (در سطح مدیریت فردی و سازمانی) و درک دنیای تعامل با افراد
    2 – مهارت برنامه نویسی و درک دنیای کامپیوتر
    3 – مهارت های مورد نیاز در کسب و کار فعلیم

  4. سلام حمید عزیز
    ممنونم از نوشته های خوبت
    من حالا ۲۳ سالمه نسبت به ۲۰ سالگی خیلی تغییر کردم و تقریبا راضیم ،ولی حالا نمیدونم چطور این مهارت های تفکر سیستمی و نقادانه و درست تصمیم گیری رو در خودم تقویت کنم در واقع از کجا شروع کنم؟

    1. درود به مريم عزيز
      • اول از همه اين نظر شخصى من هست؛ و طبيعى هست كه مدل فكرى حميد عزيز با من متفاوته.
      • نمى دونم مريم متمم مطالعه مى كنى يا نه، ولى اروم اروم مطالعه متمم رو در برنامه اى كه دارى قرار بده.
      • حالا ممكنه بگى مطالعه متمم كافيه؟ خب نه. يكى از مواردى كه پس مطالعه متمم انجام بايد بدى، اين كه اون رو در زندگى خودت به كار ببرى (يكى از مواردى كه خودم بايد خيلى بيشتر روش كار كنم تا مفاهيمى كه مطالعه مى كنم با ذهنم يكى شه).
      • مثلا امروز رفتى پيرامون سوگيرى در متمم مطالعه كردى و متوجه شدى ما انسان ها به اخرين داده اى كه از محيطمون دريافت كرديم، وزن نسبى بيشترى مى ديم.
      حالا فردا اين مورد رو مدنظر خودت دارى و هر جا رفتى، اين عينك رو روى ذهنت قرار بده.
      • چندى پيش مادر پيرامون زور گيرى از فردى، موردى شنيده بود و به من مى گفت عليرضا حواست رو جمع كنى.
      • از طرفى در اين حدود ٢٠ حضورم روى كره زمين، ازم زور گيرى نشده.
      • از طرفى مثلا اينجا مى تونه نگاه تفكر سيستمى وارد بشه كه مى گه “الان شرايط اقتصادى نسيت به گذشته در وضع بدترى قرار گرفته، به همين دليل، اين شرايط مى تونه يكى از عوامل افزايش دزدى و چنين مواردى بشه”.
      • اگر عينك انتقادى هم بر روى چشمم بذارم، اولين موردى كه به ذهن من مى رسه “بررسى امار دزدى در تهران و چگونگى توزيع دزدى ها در مناطق متفاوت شهر تهران هست”.
      • در هر صورت سعى كن براى خودت يك تعادلى ميان مطالعه و بهره از مطالعه (براى يكپارچگى با ذهنت)؛ البته اين موردى هست كه خودم بايد خيلى بهش توجه كنم و اين مورد رو يك فردى داره بهت مى گه كه خودش خرما خورده.
      • اميدوارم چندان برات نامطلوب واقع نشه كه يكى همين جورى پا برهنه اومد وسط.
      سبز و كامروا شوى.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *