ما را فکری بباید

ایران با مشکل بی آبی مواجه است

در سال های آینده جنگ سر آب است

ایران تا چند سال دیگر به یک کویر بزرگ تبدیل می شود

تمام این صحبت ها را کم و بیش شنیده ایم یا با ادبیاتی دیگر به خوردمان داده اند. پس حالا که مشکل بی آبی شروع می شود، بیایید امروز برویم برای دعای باران. خُب رفتیم دعای باران

کلا ۱۰ دقیقه حداکثر به طول می انجامد، با فرض اینکه هیچ فرآیندی هم برای باران باریدن وجود ندارد. هیچ کس هم نیست بگوید در ۱۰ دقیقه کتری هم آبش برای چای جوش نمی شود. و ما باید این نکته را بدانیم که اول باید آب بخار شود، ابر شود، ابر بیاید و در یک دمای مشخص قرار بگیرد و بعد شروع به باریدن کند.

بی خیال

به فرض که رفتیم و باران آمد. بعد یادمان می آید که دقیقا چقدر باران لازم داشتیم؟! ما فقط گفتیم بیاد (خودش دیگر باید شعورش برسد چقدر ببارد)

این سخنان طنز را گفتم که برسم به مطلب اصلی که می خواهم بگویم.

با هر علت و معلولی باران می آید، نه به میزان زیاد. بلکه به میزان لازم. حدود ۳ الی ۴ روز می بارد. به یکباره می بینید که شهر را دارد آب می برد. خسارت هایی شدیدی به شهر وارد می شود.

مگر باران نعمت نیست؟

مگر ما برای آمدن آن انتظار نمی کشیدیم؟

مگر آن را لازم نداریم؟

پس چرا نمی توانیم آن را مدیریت کنیم، پس چرا قدر آن را نمی توانیم بدانیم.

به نظر من زمانی که مدیریت نباشد حتی اگر خدا نعمت خودش را هم به روی بنده هایش فوران کند، تمام آن را از دست خواهد داد و دوباره به وضعی بدتر از قبل برخواهد گشت. (حقیقت تلخیست)

برای زدن این حرف اصلا لازم نیست که چند سال در مدیریت شهری پست و مقام داشته باشید یا چندین سال در این سازمان ها بوده باشید.

خاطرم هست زمانی که دانشجوی کارشناسی بودم، استادی داشتیم که توضیح می دادند:

بچه ها در طراحی سازه مراقب باشید بادبند را در قابی که قرار است درب ورودی ساختمان در آن باشد طراحی نکنید. بچه ها گفتند استاد خوب بادبند ۸ ای میذاریم، چه مشکلی هست؟ گفت زمانی که حتی بادبند ۸ ای بگذارید باعث می شود طول درب ورودی به آن ارتفاعی که استاندارد هست نرسد و درب ورودی کوتاه تر از حد استاندارد شود(کسانی که عمران خواندند می دانند این ها مشکلات خیلی معمولی هستند و از این خراب کاری ها که در نهایت هم، شهرداری و نظام مهندسی تاییدش می کند بسیار است). استادمون گفت: هرچقدر هم سازه شما محکم باشد، ولی این ایراد توسط یک آدم غیر فنی از شما گرفته می شود و ایراد واردی هم هست.

داستان عدم توانایی مدیریت چند روز باران هم حکم همان درب ورودی در بادبند را دارد که هر غیرفنی متوجه می شود، مدیریت دچار ضعف اساسی است.

چند سال پیش شیراز یک برف نیمه سنگین زد و همه چیز به هم ریخت. عده ای از مسئولین از سازمان مدیریت بحران شاکی بودند که چرا هیچ اقدامی درآن مدت انجام ندادند. فردا در روزنامه خواندم، مدیریت سازمان بحران نوشته بود: مگر مورد فوتی داشته ایم؟ سازمان زمانی را بحران می داند که کسی از شهروندان دچار فوت شوند.

بعد همه قانع شدیم.

از ميان كساني كه براي دعاي باران به تپه مي روند، تنها كساني كه با خود چتر (و قدرت مدیریت این نعمت را) به همراه مي برند، به كارشان ايمان دارند(و می توانند از آن نعمت بهره ببرند). 

 

با تشکر

حمید طهماسبی
ما را فکری بباید
ما را فکری بباید
5 امتیاز از 6 رای

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *