تَرکِش های هفته گذشته

هفته گذشته، هفته عجیبی بود.

برای مردم عادی از دست دادن پیام رسان هایی مثل واتس اپ و خیلی شدید کار نکردن های نحوه دور زدن و رسیدن به تلگرام

کسب و کارهای اینترنتی هم که اعلام کردند حدود 2900 میلیارد تومان خسارت دیدند

در این مابین استجبار (استقبالی که به اجبار صورت می گیرد) خوبی از پیام رسان های داخلی شد. از بس ضعیف بودند دوست ندارم حتی اسمشان رابیاورم. دچار مشکلات عجیب و پایه ای شده بودیم. انگار فلج بودیم، حتی نمی توانستیم یک بنری که طراحی شده رو ببینیم و راجع به آن نظر بدهیم. سرورهای اکثرشان دچار مشکل شد، چون فکرش را هم نمی کردند که انقدر یوزر یکدفعه به سمت پلتفرمشان بیاید.

گوگل فارسی هم که در نوع خودش بی نظیر بود.

مسیریاب ها به نظرم بزرگترین برنده بودند. نه مثل گوگل فارسی ناکارامد بودند و نه مثل پیام رسان ها زمین گیر شدند. البته برای پیام رسان ها هم بد نشد، خودشان را تست کردند و متوجه مشکلاتشان شدند.

کسب و کارهایی که کانال ورودیشان گوگل و اینستاگرام بود با خاک یکسان شدند.

این جا بود که به قدرت برند و اپلیکیشن پی بردم.

چون گوگل نبود هر کس که برند تر بود امکان پیدا کردنش بسیار بیشتر بود. آنقدر که وب سایت ما را اذیت کرد اپلیکیش نکرد. فقط یک چیز اپلیکیشن روی مخ بود، اینکه نمی شد نوتیفیکیشن ارسال کنی.

اپراتور ها هم حسابی خوش گذراندند. از بابت تماس ها و ارسال اسمس ها

بعد از اینکه اینترنت وصل شد، موج زیادی شکل گرفت از گذاشتن عکس های سرچ کنسول

نمودارهایی که با مغز و شیب زیاد زمین خورده بودند (و هنوز هم به جای قبلیشان بازنگشتند)

عده ای بیش از پیش از مهاجرت صحبت کردند

عده ای گفتند به خاطر همین مسائل می گوییم باید در ایران بمانیم و به همین دلایل ایران به ما احتیاج دارد

عده ای می گفتند که شدیم کره شمالی و ما گروگانیم

عده ای گفتند این بهانه خوبی بود برای تست اینترنت ملی و کمتر از 5 سال دیگر ما فقط همین اینترنت ملی (اینترانت) را خواهیم داشت

چند تا از دولتی هایی که دائما می خواهند شبیه خارجی ها خودشان را روشن فکر و یاری دهنده جوانان و تکنولوژی نشان دهند حرف های بی ربطی زدند. عده ای در مورد نوشتن لیست سفید صحبت کردند و روشن فکر نمای دیگری گفت کسب و کارهای بالای 10 میلیون کاربر اگر بخواهند فیلتر شوند و اینترنتشان قطع شود باید با نظر دادستانی باشد و ما باید این لایحه را به مجلس بدهیم. (تو یا نمی دونی میلیون چقدر هست یا کسب و کار نداشتی)

شخص دیگری گفت قطعی اینترنت اصلا دست من نیست

شخص دیگری گفت من هم مثل شما صبح جمعه متوجه شدم بنزین گران شده. نه زمانش را می دانستم و نه قیمتش را

 

 

بخوام بگم نیمه پُر لیوان را ببینیم، کدام پُر یا بهتر بگویم کدام لیوان

بله تهدید را هم بلد هستیم به فرصت تبدیل کنیم و همچین کاری هم انجام دادیم در هفته گذشته

آن هایی که من را می شناسند می دانند که چقدر ادم انرژیتیک و مثبتی هستم
اما

 

اتفاقی که به این شدت برای اینترنت در هفته گذشته افتاد، آخرین بار سال 88 بود. آن قطعی اینترنت را هم خوب به خاطر دارم. اما آن روزها هنوز مردم به این شدت درگیر اینترنت مثل امروز نبودند.

شنیدید میگن این ها همه درست می شود و می گذرد؟

من می گویم این ها می گذرد اما درست نمی شود

بزرگترین خسارت در دو هفته گذشته به نظر من نه جانی بود و نه مالی

 

بزرگترین خسارت تضعیف شدید (تا حدودی کامل) امید بود

 

به نظرم امید هم چیزی مانند سلامتی است، تا زمانی که آن را داریم متوجه نیستیم، به محض اینکه از دست رفت، تازه متوجه می شویم اوه اوه چه چیزی از دست رفت.

بیشتر از همه دلم برای کسانی می سوزد که مالک کسب و کار هستند. (در آخر هم خودم)

 

پی نوشت 1: نمی خوام بگم خبر خوب ندارم، یا پیشرفت نداشتیم. چرا داشتیم. اما عامدانه نخواستم در این پست حرف مثبتی بزنم.

پی نوشت 2: فیلم JOKER را ببینید

 

با تشکر

حمید طهماسبی
تَرکِش های هفته گذشته
تَرکِش های هفته گذشته
5 امتیاز از 21 رای
اشتراک گذاری با:



3 دیدگاه در “تَرکِش های هفته گذشته

  1. البته در کنار قطع شدن اینترنت اتفاق کوچک دیگری هم افتاد و اونهم کشتن دویست سیصد نفر تو خیابون بود.

  2. من روز جمعه یک روز قبل از این جریانات جوکر را دیدم، به موقع فیلم را دیدم به نظرم شبیه به وضعیت حال هست. می خواستم در کامنت چیز های دیگری بنویسم که منصرف شدم‌.

    و یاد حرف شما افتادم که وقتی توی بحران بیوفتی انرژی زیادی ازت میگیره که بتونی باهاش مقابله کنی.

  3. سلام و خسته نباشید به کسی که تو شرایط بحرانی بهترین تصمیم‌ها رو می‌گیره

    یک خوبی که نبود اینترنت برای من داشت توی این یک هفته این بود که متوجه شدم همه به تعویق انداختن‌ها رو نمیشه گردن اینستاگرام و … انداخت. واقعا انجام دادن هر کاری یه لازم داره و اگر نتونی این چرایش رو بفهمی خیلی راحت انجامش نمیدی.
    توی این یک هفته خیلی از راه‌های انجام دادن کارهایی که به تعویق می‌ندازم رو یادگرفتم و تمرین کردم. مثلا حرف محمدرضا شعبانعلی توی قسمت دوم فایل صوتی عزت نفس که میگه خیلی وقت‌ها انگیزه بعد از عمل میاد، اولش برام مسخره بود ولی وقتی انجام دادم دیدم واقعا راست میگه بعضی کارا رو باید شروع کنی تا انجام دادنش رو بفهمی.

    نکته جالب دومی که فهمیدم این بود که افرادی که میریزن تو خیابون خیلی مفیدتر هستن برای کشور نصبت به کسایی که هیچ واکنشی نشون نمیدن. اونی که میره اعتراض میکنه هنوز یه امیدی به اصلاح و بهبود کشور داره ولی اونی که نمیره همون امید رو هم نداره دیگه.

    نکته سوم درمورد مهاجرت هست. منم از هفته قبل از قطع شدن اینترنت به این نتیجه رسیدم که دیگه کشوری که توش زندگی می‌کنم جای موندن نیست. من دوتا مشکل برام پیش اومد و درگیر دادسرا و پلیس شدم و فکر می‌کنم که هیچ کشوری بی قانون تر از این کشور وجود نداره چون نه قانون درستی داریم و نه قاضی درستی.
    از قدیم گفتن: هرچه بگندد نمکش میزنند وای به روزی که بگندد نمک.
    البته که همین مشکلات باعث شد یه خوب برای زبان خوندن و دانشگاه رفتن برام شکل بگیره.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *