این داستان: نمی دانم چرا

شدت گرفتاری از اول سال تا به حال در حدی هست که تمام منابع فکری من را درگیر کرده (البته منظورم از گرفتاری، گرفتاری خوب و کسب وکاری هست). صفحه را برای نوشتن باز می کنم اما فکر و ذهنم برای نوشتن جمع نمی شود. اتفاقا کلی مطلب هم هست که دوست دارم راجع به…Continue reading این داستان: نمی دانم چرا

ادامه مطلب ...

سایتی برای محتوا

یکی از سایت هایی که خودم و اکثر دوستان مطالبش را می خوانیم، سایت دوست خوبمان نیلوفر کشاورز است. مطالب عمدتا از سایت های معتبر و قابل اتکا هستند. خوبی این سایت این هست که کاملا هسته آن در مورد محتوا است و مطالب پیرامون همین موضوع فقط بررسی می شود. به عنوان مثال یکی…Continue reading سایتی برای محتوا

ادامه مطلب ...

این داستان: صبوری کنم

داستان اول: مخابرات چند ماه پیش مخابرات منطقه بودم، اکثرا بیکار نشسته بودند و  در دهانشان این بود که: امورز این مدارک کامل نیستف برو فردا بیا یا سیستم قطعه نمونه بارز یک شرکت دولتی خانمی که من با او کار داشتم حدود یک ربع داشت جلوی من با تلفن (فکر کنم زن داداشش بود)…Continue reading این داستان: صبوری کنم

ادامه مطلب ...

بهشت من بر روی زمین

شاید برای عده ای بهشت، آغوش معشوق است شاید برای عده ای بهشت، جزایر مالدیو، هاوایی و … باشد شاید برای عده ای بهشت، آن طرف آب هاست شاید برای عده ای بهشت، زمانیست که بالا باشند شاید برای عده ای بهشت، مکان های مذهبی است و خیلی چیزهای دیگر    اما بهشت برای من…Continue reading بهشت من بر روی زمین

ادامه مطلب ...

2 سوال مهم در کار تیمی

هر چه جلوتر می روم و بیشتر به کار کردن ادامه می دهم، بیشتر به اهمیت کار تیمی پی می برم. با تیم خوب هر کاری (دقیقا هر کاری) قابل انجام است. وارد تیم خوب شدن یا تیم سازی کار سختی است، اما از آن سخت تر، ماندن و نگه داشتن آن تیم است.  …Continue reading 2 سوال مهم در کار تیمی

ادامه مطلب ...

این داستان: هم زمین گرد است، هم سیب

داستان کوتاه اول:  زمانی با دوستی کار می کردم و من مسئولیت توسعه بازار را داشتم. شرکت از صفر رشد کرده بود و از سال 91 تا 93 به سهم بازار خیلی خوبی در ایران دست پیدا کرده بودیم. در این بین راه باز شد برای کار کردن بر روی محصولات حرفه ای تر و…Continue reading این داستان: هم زمین گرد است، هم سیب

ادامه مطلب ...

به آرامی آغاز به مردن می کنی …

نمی دانم چرا مدتی است دائما یاد این شعر از پابلو نرودا شاعر شیلیایی که ترجمه اش از احمد شاملو است، می افتم. با اینکه در رشته عمران درس خوانده ام و سر و کارم با فولاد و بتن بوده اما شعر با روحیاتم سازگار است و جالب تر اینکه خیلی از استادان دانشگاهمان هم،…Continue reading به آرامی آغاز به مردن می کنی …

ادامه مطلب ...

در این شرایط چه کنیم؟

(صرفا یک نظر شخصی است و نه بیشتر) از سال قبل می دانستم هم از لحاظ کسب و کار خودمان و هم شرایط مملکت، سال 97 سال سختی است. در مورد اولی درست پیش بینی کرده بودم اما دومی را اصلا تا به این حد متصور نبودم. (البته یادمان باشد هنوز نیمی از سال باقیست)…Continue reading در این شرایط چه کنیم؟

ادامه مطلب ...

خود فروشی

فرقی نمی کند چند سال سن داریم فرقی نمی کند اهل کجا هستیم فرقی نمی کند تحصیلاتمان چقدر است، حتی رشته تحصیلی ما چیست فرقی نمی کند از کدام طبقه اجتماعی هستیم فرقی نمی کند فرزند چندم خانواده ایم خیلی از ما حتی نمی توانیم خودمان را هنوز معرفی کنیم هنوز مهارت هایمان را بفروشیم…Continue reading خود فروشی

ادامه مطلب ...

چالش های عبور از مرزهای توانایی خود

وقتی بدلیل بار مسئولیت بالا و کنترل شرایط تلاش میکنیم که دقت خود را بالا ببریم و با ظرافتی متفاوت تر از سایرینی که با ما در یک مسیر مشخص تلاش میکنند ، به مسائل نگاه میکنیم جزئیاتی را میبینیم که از دید سایرین پوشیده است . این روند ادامه پیدا میکند و در امتداد…Continue reading چالش های عبور از مرزهای توانایی خود

ادامه مطلب ...