این داستان: دفتر صفر و دفتر اول

اولین دفترم حدود 14 متر بود.

یک اتاق از یک واحد در طبقه سوم یک ساختمان قدیمی. واحد ما 5 اتاق داشت.

  1. خیاطی
  2. اجاره دوچرخه!
  3. تعمیرات برقی
  4. انجام کارهای وام و دادن نزول
  5. ما

چون لوله کشی ساختمان قدیمی بود و فشار آب کم بود، آب به پشت بام نمی رسید. در تابستان من خیلی شیک هر روز دو مرتبه با آفتابه از تانکر همسایه آب می ریختم در کولر آبی شرکت. (همسایه پمپ آب داشت)

آنجا بود که متوجه شدم مصرف آب کولر آبی چقدر زیاد است. چون خیلی زود تمام آب ها تبخیر می شد.

 

چقدر زود می گذرد. بهمن سال 92 بود که از اتاق خوابم در خانه که نقش home office برای من داشت، نقل مکان کردم به این دفتر.

 

دفتر صفر: (اتاقم در خانه)

 

 

 

 

 

دفتر اول: (زمانی که تمیزکاری ها تمام شدند و وسایل را چیده بودیم)

 

 

چند ماه بعد:

 

 

 

این ته چین ها با این ابعاد 6000 تومان بود. دو طرف ته چین کنجد داشت خیلی خوشمزه بود. فقط یک مشکل کوچک داشت و آن که مرغ خاصی بین آن نبود 🙂

 

با تشکر

حمید طهماسبی
این داستان: دفتر صفر و دفتر اول
4.5 امتیاز از 15 رای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *