املای صحیح یک سری کلمات

یک سری کلمات هستند که من خودم یک زمانی املای آن ها را بلد نبودم یا معنی آن ها را نمی دانستم.

گفتم اینجا بنویسم که برای خودم مروری شود و از طرفی دیگر همیشه بماند.

انحطاط : فرو افتادن، پست شدن

مقهور : شکست خورده

قریحه : ذوق

التفات : توجه کردن

اوان : زمان، هنگام

عنفُوان : اول هر چیز

زَفت : درشت – زُفت : تند و بی ارزش

آن مدیر به آن مقام منصوب (به شغل و مقامی گماشته شده) شد

این جمله منسوب (نسبت داده شده) به سعدی است.

ستبر : بزرگ، فربه

مَرهون : مدیون، بدهکار

مُصّر : اصرار کننده، سمج

مُبرهن : آشکار

مُحرز : مسلم، قطعی

قسق و فجور : بدکاری، عیاشی

سور و سات : تدارکات، ملزومات

متاع : کالا، مال

مُطاع : فرمانروا

مذاق : طعم، مزه

مُتقَن: محکم، استوار

خاسته: دستاورد

هزاردستان: بلبل

تَشَتّت: پراکنده ساختن

ضیق : تنگ، محدود (ضیق وقت)

حِضانت : پرستاری، نگهداری

زجر : سختی ، آزار

ضجر : دلتنگی، بی قراری

کنج عزلت: گوشه نشینی، خانه نشینی

حاذق : ماهر

فراغبال : آسوده خاطر – فراغ – فراق

فی البداهه : در آن واحد

مزمن : خفیف

هول دادن – شدن: تهدید کردن – ترسانیدن – خوف – بیم – هراس – رعب – وحشت

هل دادن:  با فشاری دفعی چیزی را یا کسی را افکندن –  به سویی راندن – تنه زدن .

تساهل و تسامح : ساده گرفتن و مدارا کردن، به آسانی و نرمی با کسی برخورد کردن. تساهل: بخشش و بزرگواری. تسامح: نوعی کنارامدن همرا با بزرگواری

 

املای یکسری کلمات:

فرقون یا فرغون هر دو درست هستند (آن واژه ای را که Bold می کنم یعنی بیشتر از آن استفاده می شود – خیلی جالب است که یک شرکت آمریکایی در آن سر دنیا به ما از هر کسی بهتر می تواند بگوید، که ما ایرانیان از کدام نوع املای کلمات بیشتر استفاده می کنیم)

قر و غمزه یا غر و غمزه هر دو درست هستند

منضبط – انضباط – نظم (ریشه انضباط، ضبط است نه نظم)

چشم قرنه

لاشه متعفن

وضعیت مشمئز کننده

علاف

عاطل و باطل

حوله یا هوله

سیاس

ارجحیت

مغلطه کردن

ترک مراوده

صحت و سقم

حاد

خزعبلات

ضایعه اسف بار

ضد و نقیض

تراز – طراز

ابهت

حی و حاضر

عُرضه داشتن

جربزه

تا کردن (کاغذ را از وسط تا کردم)

غر زدن – غرولند

فارسی سلیس

اذهان عمومی

جمله قصار

حد و حصر

بالفطره

طفره

اقصی نقاط جهان

غرور جریحه دار

مصدع اوقات

رتق و فتق امور

بیماری مسری

 

نکته: این را می دانم که معنی هِنگفت با هَنگفت با هم تفاوت دارند اما هرچه جستجو کردم به نتیجه ای نرسیدم.

 

(وسایل – وسایط ، اعلام – اعلان ، تصادم – تصادف )معانی این ها هم با هم تفاوت دارند که سر فرصت در کامنت می نویسم.

پی نوشت: این متن به کمک دوست خوبمان باران تصحیح شده است.

 

با تشکر

حمید طهماسبی

 

املای صحیح یک سری کلمات
۴.۹ امتیاز از ۸ رای

6 دیدگاه برای “املای صحیح یک سری کلمات

  1. سلام
    فکر می کنم این دو تا را چک کنید:

    خزعبلات به جای خزوعولات
    و
    مغلطه به جای مقلته. مغلطه و سفسطه معمولن با هم می آیند و به معنی این است که طرف را با حرفهایت طوری به اشتباه بیاندازی که ظاهر امر درست باشد.

    1. باران جان ممنون
      خوبیه وبلاگ داشتن همینه دیگه. آدم بیشتر یاد میگیره.
      هر دو در متن به اسم شما تصحیح شد.
      راستی چرا وبلاگ شما فیل.تره ؟
      به پاس جبران اینکه امروز به من مطلب جدیدی یاد دادید، چنانچه روزی از وبلاگ به وب سایت مهاجرت کردید روی کمک من حساب کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *